اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی

تبیین جایگاه اولیاء خدا در تصرفات تکوینی و توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت ولایت تکوینی و نحوه ارتباط اولیاء الهی با مشیت پروردگار می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای عوامانه و خرافه‌آمیز در مواجهه با کرامات و معجزات آغاز می‌شود و بر این نکته تأکید می‌گردد که اولیاء خدا نه برای برآورده کردن توقعات دنیوی، بلکه برای ارتقای فهم و هدایت انسان‌ها به سوی حقیقت عمل می‌کنند. در ادامه، با عبور از مباحث فلسفی پیرامون قضاء و قدر، تفاوت میان صور علمیه و عینیت خارجی تبیین شده و این حقیقت روشن می‌شود که اولیاء الهی با قرار گرفتن در مجرای مشیت حق، بدون تظاهر و خودنمایی، به انجام وظیفه می‌پردازند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر اراده الهی و پرهیز از تحجر و خودمحوری، به عنوان درسی برای عبور از تعلقات دنیوی و رسیدن به توحید افعالی به پایان می‌رسد.

ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی

7
  • در همان سال‌های اوّلى که قم آمده بودم ـ البته بعد از مراجعت از مشهد ـ مرحوم آقا به من فرمودند: درس یک بنده خدایى بروم و ـ یکى دوتا بروم ـ ما هم یک هفته‌اى رفتیم و بعد هم یک مقدارى شروع به اشکال و ایراد کردیم و یک مقدارى صحبت شد اما دیدیم نه، مثل اینکه اطرافیان خیلى خوششان نمى‌آید، حالا آن بنده خدا خیلى [ناراحت] نبود و بدش نمى‌آمد اما اطرافیان از اینکه مسئله [تغییر] پیدا کند [ناراحت بودند] و حالا چه‌بسا گاهى دیگر مطلبى نمى‌ماند. خلاصه رفتیم به مرحوم آقا گفتیم که آقا اینکه ما را فرستادید این‌طورى است! شما ما را کجا فرستادید؟!

  • خلاصه بعدش دیگر این‌طورى بود و شروع مى‌شد؛ یکى مى‌آمد یک تقاضایى داشت، آن یکى مى‌آمد یک حاجتى داشت، آن یکى مى‌آمد و... او هم می‌گفت: إن‌شاءالله خوب مى‌شود، إن‌شاءالله سه روز دیگر، هفت روز دیگر، خلاصه از این حرف‌ها و از این بساط و این چیزها بود و آن مراجعین، از آنهایى که در درس مى‌آمدند بیشتر بودند! مراجعین؛ ارباب حاجاتى که سرى بعدى درس بودند! ما یک هفته‌اى آنجا بودیم و گفتیم که بلند شویم دنبال کار خودمان برویم که [کار اینها را خراب] نکنیم!

  • اولیاء خدا چون صلاح بندگان خدا را مى‌خواهند [این‌گونه عمل نمی‌کنند] نه‌اینکه به‌خاطر خودشان ...، او به‌خاطر خود ندارد! چه بکند و چه نکند، به آن مرتبه‌اى که باید برسد رسیده است اما چون دلش مى‌سوزد و چون مى‌بیند فرداى روز قیامت همین آقایى که حمد خوانده و شفا پیدا کرده یا دست کشیده به سرش تومورش ازبین رفته و امثال‌ذلک، همین آقا روز قیامت به او مى‌گوید: اى کاش نمى‌کردى! [لذا این کار را نمی‌کند] و او این «کاش نمى‌کردى» را الآن دارد مى‌بیند! کسی که الآن این کار را مى‌کند و بچه‌اش هم خوب مى‌شود، آنجا مى‌ایستد دیگر. خیلى خب! بچه‌اش خوب شد، دیگر مشکلى ندارد، خیلى خوشحال، شیرینى هم مى‌خرند و یک پارتى هم مى‌گیرند و اطعامى مى‌کنند و مسئله حل مى‌شود و تبلیغ شعائر هم مى‌شود!! تبلیغ شعائر هم به‌حساب خودشان مى‌شود! خیلى خب دیگر مطلبى نیست، پس ناراحتى وجود ندارد، گذشتى دیگر در اینجا نیست، مسئله‌اى نیست.