
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
تحلیل جایگاه اراده الهی و اختیار انسان در وقوع حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی کلامی پیرامون رابطه علت و معلول و نحوه تحقق حوادث در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی در باب ازلیت معلول آغاز شده و با بررسی جایگاه اراده الهی به عنوان حلقه اتصال میان علم و تحقق خارجی، ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان مراتب علم، مثال و عین را روشن کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه حوادث پیش از وقوع، در مراتب عالیتر هستی حضور دارند. همچنین، ایشان با تأکید بر لزوم دقت در انتخابها و مسئولیتهای فردی، به نقد سهلانگاریهای رایج در احکام شرعی و رفتارهای اجتماعی پرداخته و ضرورت توجه به آثار تکوینی اعمال را یادآور میشوند. در نهایت، این جلسه با تبیین این نکته که زمان امری اعتباری است و حضور واقعی اعیان در مراتب هستی، حقیقتِ ادراکِ پیشدستانه را ممکن میسازد، به پایان میرسد.
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی کلامی پیرامون رابطه علت و معلول و نحوه تحقق حوادث در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی در باب ازلیت معلول آغاز شده و با بررسی جایگاه اراده الهی به عنوان حلقه اتصال میان علم و تحقق خارجی، ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان مراتب علم، مثال و عین را روشن کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه حوادث پیش از وقوع، در مراتب عالیتر هستی حضور دارند. همچنین، ایشان با تأکید بر لزوم دقت در انتخابها و مسئولیتهای فردی، به نقد سهلانگاریهای رایج در احکام شرعی و رفتارهای اجتماعی پرداخته و ضرورت توجه به آثار تکوینی اعمال را یادآور میشوند. در نهایت، این جلسه با تبیین این نکته که زمان امری اعتباری است و حضور واقعی اعیان در مراتب هستی، حقیقتِ ادراکِ پیشدستانه را ممکن میسازد، به پایان میرسد.
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
12اعتباری بودن زمان!
شما سه دقیقه پیش مرا دیدید یا نه؟! چه فرقى کردم؟! هیچ! احساستان یکى است و شعورتان یکى است! مىگویید که سه دقیقه پیش چیست؟ از اینجا مىفهمیم که زمان یک امر اعتبارى است و امر واقعى نیست. البته بحث اعتباریت زمان بعداً مىآید. زمان امر واقعى نیست. آنچه که هست چیست؟! خودِ حضور اعیان خارجى است. از اینجا شما باید متوجه بشوید که آن استدلال عدم انفکاک بین علیت و معلولیت سر جاى خودش باقى است.
الآن صور مثالى هست و در صورت مثالی حرفی نداریم چون داریم میبینیم؛ ارباب کشف شهودشان را مىبینند، افراد عادى هم خواب و منامات و اینها را مىبینند یا فرض کنید در مراتب بالاتر، به یک نحو دیگرى از معانى برایشان مىآید که آن دیگر خیلى مرتبۀ بالاست. آنچه را که مىبینند واقعیت است. مسئله، مسئلۀ واقعیت است! حالا که دارند مىبینند، نبود را بود مىبینند؟! اینکه محال است! چطور ممکن است انسان عدم را وجود ببیند؟! این محال است! خدا هم نمىتواند ببیند، چه رسد به بندگانش! عدم، عدم را موجود ببیند! اینکه باهم متناقض هستند. عدم یعنى عدم و وجود هم یعنى وجود! معدوم یعنى معدوم و موجود هم یعنى موجود! این دو که با همدیگر در تناقض هستند، چطور شما از یک امر عدمى، یک حقیقت وجودیه را شعور مىکنید؟! عدم است! نیست! چطور شما از یک امر عدمى یک حقیقت وجودیه را در خود احساس مىکنید؟! مسّ و لمس مىکنید و آن اتحاد علمى با آن برقرار مىکنید؟! این چطور ممکن است؟! این به همین جهت است که شما نفستان با آن امر وجودى که 25 دقیقه دیگر مىخواهد اتفاق بیفتد، با همدیگر اتحاد دارد. آن را شما مىبینید و بهحساب ذهنیت خودتان مىگذارید. البته براى کسانى که این قضیه برایشان باز شده است، نه براى ما؛ چشم ما همین چشم ظاهر است ادراک و مسیر ادراک ما همین مسیر ظاهر است اما براى کسانى که حالا یا در خواب باشد یا فرض کنید بهعنوان شهود باشد [باز شده است] مثل امام علیهالسّلام.
