
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
تحلیل جایگاه اراده الهی و اختیار انسان در وقوع حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی کلامی پیرامون رابطه علت و معلول و نحوه تحقق حوادث در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی در باب ازلیت معلول آغاز شده و با بررسی جایگاه اراده الهی به عنوان حلقه اتصال میان علم و تحقق خارجی، ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان مراتب علم، مثال و عین را روشن کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه حوادث پیش از وقوع، در مراتب عالیتر هستی حضور دارند. همچنین، ایشان با تأکید بر لزوم دقت در انتخابها و مسئولیتهای فردی، به نقد سهلانگاریهای رایج در احکام شرعی و رفتارهای اجتماعی پرداخته و ضرورت توجه به آثار تکوینی اعمال را یادآور میشوند. در نهایت، این جلسه با تبیین این نکته که زمان امری اعتباری است و حضور واقعی اعیان در مراتب هستی، حقیقتِ ادراکِ پیشدستانه را ممکن میسازد، به پایان میرسد.
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
1درس هفتصد و چهل و چهارم
ادامۀ نقد و نظر کلام سید میرداماد
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ یک تزی داشتند، مىگفتند: انسان باید در هر مسئله و قضیهای بهترین آن را [انجام بدهد]! این خیلى عجیب است و حکایت از یک اصل مبنایى مىکند و انسان در همه چیز باید این مسئله را ملاحظه کند. مثلاً وقتی مىخواستند [متنى] براى خطاطى بدهند؛ براى یک تبلیغ و اعلان و جشنى یک خطى بنویسند، سراغ بهترین خطاط مىرفتند! درحالىکه مىتوانستند به افرادى که [پایینتر بودند مراجعه کنند]. بهترین خطاط در آن موقع سیدحسین و سیدحسن میرخانى بودند که پیش آنها مىرفتند و اعلانهاى اعیاد و این مراسمها را به آنها مىدادند تا بنویسند. حتى یک دفعه صحبت شد که مثلاً در همان موقع آقاى زرینخط هم بود ولى خطش را در همان موقعى که ما انجمن خوشنویسان مىرفتیم، اینها قبول نداشتند؛ یعنى همین دوروبریهای میرخانى خطّ زرین خط را قبول نداشتند و آدم وقتى که نگاه مىکرد تفاوت را مىفهمید!
سنجش عقل افراد در هنگام صحبت کردن
اگر انسان این مطلب را بهعنوان یک اصل مبنایى بپذیرد، آنوقت نفسش روى همین اصل قوام پیدا مىکند و آن قوام دیگر خیلى مهم است. مردم همینطوری هستند یعنى به این مسئله توجه ندارند و آن اهتمام را ندارند و مىگویند: آقا هرچه شد شد! در همه چیز و در هر قضیهاى [اینطور هستند] و بعد هم [سرشان به سنگ] مىخورد! مثلاً مىگویند که یک بنایى بیاور که بنا را بسازد، مىگویند: این گران مىگیرد و آن چه مىگیرد! یا راجع به این مسائل تقلید و اینها مىگویند: [آقایان] هستند دیگر، از هرکدام که مىخواهید تقلید کنید! یااینکه بعضىها هستند که مىگویند: اصلاً آن کسى که [فتاویاش] آسانتر است آن را انتخاب کنید. آنوقت اینجاست که انسان به این آیات قرآن که میفرماید: ﴿وَلَٰكِنَّ أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾1 أکثرهم لا یَفقَهونَ پى مىبرد! که چرا ﴿أَكۡثَرَهُمۡ لَا يَعۡلَمُونَ﴾؟! چون مبنا بر عدم توجه و عدم دقت به یک واقعیت است، این اصل است! وقتى که اینطور شد آنوقت دیگر در این رعایتها بىمبالات هستند و کار مىرسد به همینجا که مىبینید! الآن در این عناوینى که بین افراد و اشخاص و اهل علم متداول هست، واقعاً این عناوین براساس چه معیارهایى است؟! به فلان شخص فلان چیز را بگوییم! براى این مسئله چه میزانى در نظر گرفته مىشود؟! خب اگر مسئله مسئلۀ علمیت است، مشخص است که علمیت خیلىها با این عناوین تطبیق نمىکند، براى خیلىها تطبیق نمىکند! اگر مسئله مسئلۀ شهرت است، خب بفهمیم که اینها براساس علمیت نیست و فقط براى شهرت است!
- . سوره یونس (10) آیه 55:
«ولی اکثر خلق از آن آگه نیستند.» (محقق)
- . سوره یونس (10) آیه 55:
