
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
تحلیل جایگاه اراده الهی و اختیار انسان در وقوع حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی کلامی پیرامون رابطه علت و معلول و نحوه تحقق حوادث در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی در باب ازلیت معلول آغاز شده و با بررسی جایگاه اراده الهی به عنوان حلقه اتصال میان علم و تحقق خارجی، ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان مراتب علم، مثال و عین را روشن کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه حوادث پیش از وقوع، در مراتب عالیتر هستی حضور دارند. همچنین، ایشان با تأکید بر لزوم دقت در انتخابها و مسئولیتهای فردی، به نقد سهلانگاریهای رایج در احکام شرعی و رفتارهای اجتماعی پرداخته و ضرورت توجه به آثار تکوینی اعمال را یادآور میشوند. در نهایت، این جلسه با تبیین این نکته که زمان امری اعتباری است و حضور واقعی اعیان در مراتب هستی، حقیقتِ ادراکِ پیشدستانه را ممکن میسازد، به پایان میرسد.
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
3حضورتان عرض کنم که در جلسۀ گذشته راجع به مطالب مرحوم سید از روى کتاب تا یک مقدارى عرض کردیم و امروز به مناسبت بعضى مطالبى هست که إنشاءالله در تطبیق به آن مطالب اشاره مىکنم. مطلبى که در جلسۀ قبل در کلام مرحوم سید بود، عرض کردیم که مرحوم سید در اینجا همان مطلبى را مىفرمایند که عرض ما همان است که در قضیۀ قضاء کلى و حضور صور علمیه در علم بارى، تنافى با وجود تعینات مادى و تشخصات خارجى ندارد! نهاینکه در آن رتبه این مسئله واقع شده است. طبیعى است که در مرتبۀ علیت طبعاً علت تقدم طبعى بر معلول دارد گرچه این تقدم طبعى، ملاصق با تحقق معلول باشد بلکه اصلاً بهطورکلى علت در مقام علیت نمىتواند جداى از معلول باشد و باید ملازم با معلول باشد زیرا انفکاک معلول از علت محال است! و اگر علت به مرتبۀ تامۀ از علیت نرسیده باشد، آنگاه نمیتوانیم اسم علت را بر آن بگذاریم! پس این کلیدى که در دست انسان هست تا مادامی که دست حرکت نکند، آن کلید در را باز نمىکند و آن حرکت کلید بدون یک صدم ثانیه انفکاک و افتراق معلول براى حرکت دست است و حرکت دست ملازم با حرکت کلید است.
فرض کنید که اگر انسان این کلید را در دستش بگیرد و بعد دوتا انگشتش را باهم ببندد یعنى این کلید دیگر از دستش درنیاید، آیا باز در اینجا مىتوانیم بگوییم که حرکت انامل بر حرکت کلید تقدم زمانى دارد؟ این مستحیل است! حرکت کلید در مقام معلولیت ملازم با حرکت دست در مقام علیت است و بهطورکلى همیشه علت در مرتبۀ علیت باید ملاصق با معلول باشد. این مطلب از نقطهنظر تأثیر علیت است بنابراین افرادى که براى اثبات ازلیت معلولیت تمسک بر این دلیل دارند، در اینجا مىتوانیم بگوییم که این تمسک خالى از اشکال نیست! اگر ما بخواهیم غیر از آن روش و راهى که براى ازلیت معلول بهواسطۀ حضور علمى و عینى در علم عنائى بارى داشتیم به این دلیل تمسک کنیم که علیت همیشه ملازم با معلولیت است، ممکن است در اینجا اشکال پیدا بشود که علیت در جایى ملازم با معلولیت است که علیت به مرحلۀ فعلیت و تامه بودن برسد. الآن مىخواهم این کتاب را از اینجا بلند کنم، خب شکى نیست که اراده، قوا، حرکت و تمام اینها علت براى بالا رفتن این کتاب است و حرکت این کتاب، حرکت معلولى مىشود و اراده و قوای ما مقدمات، اسباب، علل غایى و امثالذلک علّى مىشود. اما صحبت در این است چه موقعی این کتاب از سطح زمین برداشته مىشود؟ وقتى ارادۀ من به مرتبۀ فعلیت برسد. اگر من براى برداشتن اراده کردم ولى همینکه مىخواهم بردارم شخصى که در کنار من هست دست مرا بگیرد، این به مرتبۀ علیت تامه نرسید و اراده تنجز یا فعلیت پیدا نکرده است. یااینکه فرض کنید همینکه مىخواهم کتاب را بردارم و دستم را حرکت بدهم، آن شخصى که در کنار من هست آن کتاب را مىگیرد، پس دیگر کتابى در اینجا نیست که من بردارم! باز در اینجا علیت تحقق پیدا نکرده است چون در علیت صحبت در حرکت دست نیست و من بدون کتاب هم مىتوانم دستم را حرکت بدهم، صحبت در حرکت دست و علیتش براى حرکت این کتاب است! این حرکت کتاب چه موقعی انجام مىشود؟ وقتى که علل معدّه و رفع موانع و مقتضیات بهاضافۀ علل فاعلى و غایى و امثالذلک به مرتبۀ فعلیت برسد، آنوقت این در خارج با معلولیت مساوق خواهد بود. حالا در علیت بارى نسبت به خلق معلول و خلق ممکنات، آیا ما مىتوانیم با تمسک به عدم انفکاک معلول از علت، حکم به ازلیت تمام مخلوقات در ازلیت وجود حق تعالى بکنیم؟ نه! چرا؟ چون وجود حق تعالى صرفاً علت براى خلق ممکنات نیست بلکه ارادۀ مترتبۀ بر وجود است که ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾1 ممکن است که ارادۀ بارى نسبت به خلق یک مسئله تعلق نگرفته باشد.
- . سوره یس (36) آیه 82. امام شناسی، ج 1، ص 132:
«این است و غیر از این نیست که امر خدا آن است که زمانى که چیزى را اراده کند، به او مىگوید که هست شو پس هست مىشود.»
- . سوره یس (36) آیه 82. امام شناسی، ج 1، ص 132:
