
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
تحلیل جایگاه اراده الهی و اختیار انسان در وقوع حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی کلامی پیرامون رابطه علت و معلول و نحوه تحقق حوادث در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی در باب ازلیت معلول آغاز شده و با بررسی جایگاه اراده الهی به عنوان حلقه اتصال میان علم و تحقق خارجی، ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان مراتب علم، مثال و عین را روشن کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه حوادث پیش از وقوع، در مراتب عالیتر هستی حضور دارند. همچنین، ایشان با تأکید بر لزوم دقت در انتخابها و مسئولیتهای فردی، به نقد سهلانگاریهای رایج در احکام شرعی و رفتارهای اجتماعی پرداخته و ضرورت توجه به آثار تکوینی اعمال را یادآور میشوند. در نهایت، این جلسه با تبیین این نکته که زمان امری اعتباری است و حضور واقعی اعیان در مراتب هستی، حقیقتِ ادراکِ پیشدستانه را ممکن میسازد، به پایان میرسد.
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
5پس آنچه را که ما در خواب مىبینیم یک حقیقت خارجى است که آن حقیقت خارجى یک جنبۀ مثالى و یک وجود ثابت دارد که بهواسطۀ اتصال مثال با آن مثال، براى انسان منکشف مىشود و آن بهجاى خودش هست؛ چه ما خواب ببینیم و چه نبینیم! ممکن است که بعضى از این حقائق مثالیه وجود عینى خارجى نداشته باشند؛ شخص از دنیا رفته و جنازهاش هم خاک شده و همۀ استخوانهایش هم پودر شده است. وقتى که قبر را باز مىکنند دیدهاید؟! من دیدهام. یک جایى رفته بودیم که قبر را باز کرده بودند و اصلاً از استخوانهایش هم هیچ باقى نمانده بود، کأن لم یکن شیئاً مذکوراً! خب شخصى اینجا بود، زنده بود، حیات داشت، فوت کرد و اینجا دفنش کردند، الآن که انسان مىرود هیچ وجود ندارد و اصلاً حتی یک خاک هم نمىبیند و انگار دفنش نکردهاند حالا بعضى موارد یک استخوانهایى یا چیزی پیدا مىشود و واجب است که انسان با همان میت دفن کند. ولى اصلاً در گاهى از اوقات هیچى نیست اصلاً انگارنهانگار! پس چرا مثالش را مىبینید؟! فرض کنید اینکه شما مىبینید و به شما مىگویند که ما فلان کار و فلان مسئله را داریم و این کار را انجام بده مربوط به چیست؟! مربوط به آن وجود مثالى است.
لزوم دقت در انتخاب اسم برای نوزاد
گاهى از اوقات هنوز وجود عینى در خارج تحقق پیدا نکرده است، عکس این مسئله است، این خیلى عجیب است! شخص خواب مىبیند که فلان شخص... . یکى از قوم و خویشهاى ما بود که اتفاقاً یک بچهاى داشت که خیلى بچۀ خوبی هم بود و حدود هفت هشت ساله بود، نمىدانم الآن کجاست. مادرش حامله بود و صحبت این بود که حالا اینکه به دنیا مىآید چیست؟ دختر است یا پسر است؟ آن موقع در زمانهای سابق هم اصلاً سونوگرافى و این حرفها و این چیزها نبود. بعد او آمد و گفت که این [بچه] که به دنیا مىآید پسر است و اسمش هم مصطفى خواهد بود! اصلاً سونوگرافى [نبود]، این خودش سونوگرافى سرِ خود بود و نگاه کرده بود! گفتند: از کجا [متوجه شدی]؟! گفت: من خواب دیدم که این به دنیا مىآید و اسمش هم مصطفى است. دو ماه دیگر [به دنیا میآید] و هنوز خبرى نیست! دو ماه بعد [به دنیا میآید]، مادرش هفتماهه بود. مادر یا خالهاش یا هر کسی دیگر وضع حمل مىکند و مىبینند پسر است! بعد بین این فامیل پدر و فامیل مادرش در اسم اختلاف مىشود تااینکه یک نفر را مىآورند که برای او اسم بگذارند، او هم [اسمش را] مصطفى مىگذارد! خب این از کجا فهمید؟! اینکه هنوز وجود خارجى ندارد! این چه چیزی را خواب دیده است؟! چیزى را که هنوز نیست را چطور خواب دیده است؟! اینکه هنوز نیست! و بعد هم گفت اسم او مصطفى است! چرا مرتضى نگفت؟! چرا هوشنگ نگفت؟! چرا جمشید نگفت؟! چرا ساناز نگفت؟! ساناز براى دختر است یا پسر است؟! چرا سوتیا و موتیا و ... نگفت؟!
