
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
تحلیل جایگاه اراده الهی و اختیار انسان در وقوع حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی کلامی پیرامون رابطه علت و معلول و نحوه تحقق حوادث در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی در باب ازلیت معلول آغاز شده و با بررسی جایگاه اراده الهی به عنوان حلقه اتصال میان علم و تحقق خارجی، ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان مراتب علم، مثال و عین را روشن کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه حوادث پیش از وقوع، در مراتب عالیتر هستی حضور دارند. همچنین، ایشان با تأکید بر لزوم دقت در انتخابها و مسئولیتهای فردی، به نقد سهلانگاریهای رایج در احکام شرعی و رفتارهای اجتماعی پرداخته و ضرورت توجه به آثار تکوینی اعمال را یادآور میشوند. در نهایت، این جلسه با تبیین این نکته که زمان امری اعتباری است و حضور واقعی اعیان در مراتب هستی، حقیقتِ ادراکِ پیشدستانه را ممکن میسازد، به پایان میرسد.
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
8هان! احکام شرع، براساس ترتیب مقدِّمات براى رسیدن به آن مقصد و فعلیت است، نه براى انجام دادن یک امور ظاهرى و بعد هم مثل گاو و خر مردن!! بله، اگر انسان مىخواهد مثل گاو و گوسفند بمیرد، اشکال ندارد! هر کاری هم مىخواهد بکند! بالأخره همینقدر لگد به اینوآن نیندازد! بیچاره خر و گوسفند چهکار مىکنند؟! بارشان را مىبرند و فلان و بعد هم مىافتند مىمیرند یا آنها را سلاخخانه مىبرند، نهایت همین است! اگر احکامى که ما باید براى مردم بیان کنیم فقط در همین حد گاو و خر بودن است، خب اشکال ندارد. مىتواند بگوید: اشکال ندارد و در خیلى چیزها تسامح ایجاد کند و سهلانگاری کند و خیلى مسائل را مىتواند حل کند.
ملاک اشتباه مردم در انتخاب مرجع تقلید
امروزه مىگویند که برو از فلانى تقلید کن، سهل مىگیرد، آسان مىگیرد! آن یکى مىگوید: ریشت را بتراش، اشکال ندارد! آن یکى مىگوید: فلان کار را هم بکن اشکال ندارد. هستند بعضىها! بعضىها مردهاند و بعضىها هم زنده هستند. سهل مىگیرد، خوب است! یعنى همین؟! تمام شد؟! یعنى تو نمىدانى از این سهل گرفتن چه مصلحتى را ازدست مىدهى و چه فعلیتى را فاقد مىشوى که در آن دنیا بر سرت مىزنى! بهخاطر همین سهل گرفتن، در آنجا بر مغزت مىزنى! چرا؟! چون از تو سؤال مىکنند: چرا بهدنبال سهل بودن رفتى؟! چرا بهدنبال اینکه من چه مىگویم نرفتى؟! این دو مطلب است؛ یکى این است که «من چه مىگویم و حکم من چیست» پس دیگر مراعات سهل را نباید بکنى! یک وقت نه، یکطوری سوراخوسمبهاى پیدا کنیم که هم خر را داشته باشیم و هم طویله و خرما، هردو را داشته باشیم! یکطورى که سر خودمان هم شیره بمالیم و هم کار خودمان را بکنیم و هم شیره مالى و این چیزها که خلاصه این مسئله به این کیفیت تمام شود.
برفرض که اینجا توانستى خودت را خر کنى و گول بزنى اما آنطرف قضیه چه؟! آنطرف مچت را مىگیرند: سهلانگاری کردى؟! بسیار خب! بهخاطر این سهلانگارى ـ حالا غیر از اینکه چه چیزهایى هست ـ حالا نگاه کن ببین چه چیزهایى را ازدست دادى! نگاه مىکند، آنجا مىگوید: ﴿أَن تَقُولَ نَفۡسٞ يَٰحَسۡرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنۢبِ ٱللَهِ﴾.1 آن موقع این را مىگوید. ولى اگر نه، انسان بهدنبال این باشد که آنچه که حق است را ببیند چیست. خدا هم برایش باز مىکند. سهل باشد، سهل! سخت باشد، سخت! از این نقطهنظر مسئله تفاوتى نمىکند.
- . سوره زمر (39) آیه 56.
ترجمه: «تا مبادا کسی فریاد واحسرتا بر آرد و گوید: ای وای بر من که جانب امر خدا را فرو گذاشتم.» (محقق)
- . سوره زمر (39) آیه 56.
