
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
تحلیل جایگاه اراده الهی و اختیار انسان در وقوع حوادث
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی کلامی پیرامون رابطه علت و معلول و نحوه تحقق حوادث در نظام هستی میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای کلامی در باب ازلیت معلول آغاز شده و با بررسی جایگاه اراده الهی به عنوان حلقه اتصال میان علم و تحقق خارجی، ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با بهرهگیری از مثالهای ملموس، تفاوت میان مراتب علم، مثال و عین را روشن کرده و به این پرسش پاسخ میدهند که چگونه حوادث پیش از وقوع، در مراتب عالیتر هستی حضور دارند. همچنین، ایشان با تأکید بر لزوم دقت در انتخابها و مسئولیتهای فردی، به نقد سهلانگاریهای رایج در احکام شرعی و رفتارهای اجتماعی پرداخته و ضرورت توجه به آثار تکوینی اعمال را یادآور میشوند. در نهایت، این جلسه با تبیین این نکته که زمان امری اعتباری است و حضور واقعی اعیان در مراتب هستی، حقیقتِ ادراکِ پیشدستانه را ممکن میسازد، به پایان میرسد.
تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی
7یک بنده خدایى بود ـ اتفاقاً دیشب صحبتش بود ـ داشت مىرفت به پدر و مادرش که یک جاى دیگر بودند سر بزند. گفت: شما گفتید که نشستن بر سر سفرهاى که زن و مرد مخلوط هستند حرام است؟! گفتم: بله، بر سر سفرهاى که زن و مرد باهم مخلوط هستند نشستن جایز نیست! گفت: این خانم ما از کسى تقلید مىکند و از دفترش سؤال کرده و گفتهاند: اشکال ندارد که زن و مرد باهم بنشینند! گفتم: خب شاید ایشان یک کتابهایى خواندهاند که من نخواندهام! من سوادم آنقدر مىرسد و بیش از این چیز نیستم. خلاصه این در آنجا رفته بود و برگشته بود و خودش مىگفت: وقتى که بر سر سفرهاى که مرد نامحرم و اینها آمده بودند مىرفتم خودم احساس کدورت و احساس سنگینى مىکردم ـ ببینید چقدر مسئله مهم است! ـ و از اینجا فهمیدم که فلانى راست مىگوید. از اینجا فهمیدم که فلانى راست مىگوید.
یکی از علل ازهم پاشیدگى خانوادهها
حالا بروید از افراد سؤال کنید، میگویند: نه آقا چه اشکالى دارد؟! حالا مرد دارد براى خودش شام مىخورد، زن هم براى خودش دارد شام مىخورد. اشکال ندارد! بنده موارد عدیدهاى «ازهم پاشیدگى خانوادهها» سراغ دارم بهواسطۀ همین سفرۀ مختلط! موارد عدیدهاى که ریشه و اصلش از اینجا شروع شده بود. این مطالبى را که بزرگان مىگویند، بىجهت که نمىگویند. بله، یک وقتى حالا فرض کنید که یک سفرهاى هست، انسان خیلى ناچار است، این مرد آنطرف نشسته و حالا اینهم اینطرف نشسته است و هیچ ارتباطى باهم ندارند، مىگوییم: حالا یک نحو تسامحى بتوانیم بکنیم اما سفرهاى که مرد آنجا نشسته و دارد تا فیها خالدون طرف را نگاه مىکند، آخر سر این سفره غذا خوردن دارد؟! جایز است؟! حرف مىزنند، مىخندند، مزاح مىکنند و چهکار مىکنند. وقتى که محرم و نامحرمى مطرح نباشد همه چیز هست، و از آن گذشته مطالب دیگرى هم بالاتر از این هست. فقط حتماً باید مسئله به همان مسائل قبیح و وقیح برسد تا حرام باشد؟! یااینکه نه، اثرش را مىگذارد حالا چه اینکه برسد یااینکه نرسد. این دل گرفته مىشود! شما اگر با خواهرزن خود صحبت کنید، این اثر نفسانى در دلتان مىماند! حالا مگر مطلب حتماً باید به مسائل کذا و کذا منتهى بشود؟! نه! شما وقتى که با یک نامحرم صحبت کنید [اینطور میشود]! چرا مىگویند: زن نباید با مرد صحبت کند؟! چرا مرد نباید با زن صحبت کند؟! چرا نباید باهم شوخى کنند؟! چرا نباید بخندند؟! چون این اثر را مىگذارد.
