اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی

تحلیل جایگاه اراده الهی و اختیار انسان در وقوع حوادث

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی کلامی پیرامون رابطه علت و معلول و نحوه تحقق حوادث در نظام هستی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های کلامی در باب ازلیت معلول آغاز شده و با بررسی جایگاه اراده الهی به عنوان حلقه اتصال میان علم و تحقق خارجی، ادامه می‌یابد. در این مسیر، استاد با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس، تفاوت میان مراتب علم، مثال و عین را روشن کرده و به این پرسش پاسخ می‌دهند که چگونه حوادث پیش از وقوع، در مراتب عالی‌تر هستی حضور دارند. همچنین، ایشان با تأکید بر لزوم دقت در انتخاب‌ها و مسئولیت‌های فردی، به نقد سهل‌انگاری‌های رایج در احکام شرعی و رفتارهای اجتماعی پرداخته و ضرورت توجه به آثار تکوینی اعمال را یادآور می‌شوند. در نهایت، این جلسه با تبیین این نکته که زمان امری اعتباری است و حضور واقعی اعیان در مراتب هستی، حقیقتِ ادراکِ پیش‌دستانه را ممکن می‌سازد، به پایان می‌رسد.

تبیین رابطه علیت و تحقق معلول در نظام هستی

9
  • بله! بنده نظرم این است که نشستن بر سر سفرۀ مختلط حرام است! گفته‌ام و به همه هم می‌گویم حالا یکى مى‌خواهد گوش ندهد، ندهد! اجبار نیست! بنده رساله درنیاورده‌ام که همین‌طور گونی گونی در خیابان‌ها بریزم. نظر خودم و شخص خودم است و به کسى هم نگفته‌ام بیا از من سؤال کن. هر کسی سؤال مى‌کند، مى‌گویم: این است و مسئولیتش هم به گردن خودت! نه اجبار هست و نه چیزى هست! این نشانۀ راهى است که ما مى‌رویم!

  • وظیفۀ فقهاء نسبت به مردم در بیان احکام برای آنها

  • لذا وظیفه‌اى که فعلاً فقهاء به‌عهده دارند این نیست که فقط یک حکم ظاهرى را بیان کنند و مسئولیت را از دوش خودشان بردارند بلکه باید آن چیزى را که به صلاح مکلّف و به صلاح سائل است، به او بگویند.

  • خیلى وقت‌ها از من سؤال مى‌کنند و مى‌گویند: آقا فلان معامله را انجام بدهیم؟ مى‌گویم که به‌حسب ظاهر اشکال ندارد ولى در این معامله نکبت هست! برکت ندارد، برایت بدبختى مى‌آورد! ولى به‌حسب ظاهر شرع و فرمولى، نه! این ایراد ندارد. خودش می‌تواند هرطورى اختیار بکند؛ شاید بگوید: من این را اختیار مى‌کنم و نمى‌خواهم برایم بدبختى بیاورد. یکى ممکن است بگوید: نه، من مى‌خواهم سهل‌انگارى بکنم و دنبال آن بروم و آن را انجام بدهم. وظیفۀ ما این است که بگوییم. وظیفۀ ما این است که به مخاطب بگوییم. شخصی آمده از من در حال احرام سؤال کرده که ـ در منیٰ ـ آقا من حج سوّمم هست آیا سرم را بتراشم؟ مى‌توانم سرم را نتراشم؟ گفتم: ببین آقاجان ـ تراشیدن سر ـ آن که واجب است در همان حج اول است که همان حجَّة الإسلام است و در حج دوم و سوم مستحب مؤکد و قریب به وجوب است ولى بدان که مرحوم پدر من که مطالبش مافوق مطالب من و امثال من است، فرموده است: کسى که سرش را نتراشد، نورانیت حج در چهرۀ او ظاهر نمى‌شود. حالا خودت مى‌دانى!