اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی

تبیین تفاوت ثبت تکوینی اعمال با نگارش‌های قراردادی و دنیوی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای «ثبت اعمال» توسط ملائکه می‌پردازند و با نقد نگاه‌های سطحی و قراردادی به این مسئله، حقیقتِ آن را در عوالم هستی واکاوی می‌کنند. ایشان با تأکید بر اینکه نوشتنِ حسنات و سیئات توسط ملائکه به معنای نگارش با ابزارهای دنیوی نیست، آن را به معنای «تلقّی» و تحقق صورتِ عمل در نفسِ انسان و ملائکه معرفی می‌کنند. در ادامه، با اشاره به آیاتی همچون «کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا»، این حقیقت تبیین می‌شود که در روز قیامت، نیاز به شاهدِ بیرونی نیست، زیرا خودِ نفسِ انسان بر اعمالش گواه است. در نهایت، ایشان با نقد دیدگاه‌های محدود درباره ازل و ابد، به توحید افعالی و معیتِ وجودیِ تمامِ اشیاء با ذات حق تعالی اشاره کرده و بر این نکته تأکید می‌کنند که حقیقتِ هستی، امری ثابت و بدون تغییر است.

حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی

11
  • تلقى یعنى مطلب را گرفتن و در خود جا دادن، نه شنیدن! ﴿إِذۡ يَتَلَقَّى ٱلۡمُتَلَقِّيَانِ﴾ حالا ملائکه چطور تلقى مى‌کنند؟ غیر ملائکه‌اش [این‌طور هستند]، اینها همه مظاهر جمال‌اند! این ملائکه چطور تلقى مى‌کنند؟ ملائکه این‌طورى تلقى نمی‌کنند بلکه آن فعلى که انسان انجام مى‌دهد، همان فعل و عمل خارجى را در خودشان نگه مى‌دارند! صورتى در کار نیست، در خودشان نگه مى‌دارند. ﴿ٱقۡرَأۡ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكَ حَسِيبٗا﴾1 اى واى! دیگر در اینجا نیازى به شاهد نیست، نیازى به قاضى نیست، نیازى به دادستان، مدعى العموم، وکیل گرفتن و این‌حرف‌ها نیست! ﴿كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ﴾ امروز خودت کافى هستی. شما مى‌توانید وجود خودتان را هم انکار کنید؟! مى‌توانیم؟! من مى‌توانم وجود خودم را انکار کنم یا نیاز به شاهد دارد؟! [می‌گوید:] آقا تو زنده‌اى و دارى حرف مى‌زنى، خیال نکن مرده‌اى. دو نفر باید بگویند ـ یکى این‌طرف و یکى آن‌طرف ـ که آقاى طهرانى تو الآن زنده‌اى و دارى حرف مى‌زنى، یک وقت تصور نکنى مرده‌اى و مرده‌ات دارد حرف مى‌زند! [می‌گویم:] راست مى‌گویید؟! خیلى خوب قبول کردم. نه! این‌طورى نیست. ما وجود خودمان را ادراک مى‌کنیم؛ اینکه داریم‌ صحبت مى‌کنیم را ادراک مى‌کنیم و از افراد دیگر، هزار نفر هم بگویند: آقا ما چیزى از شما نشنیدیم، [می‌گویم:] بیخود مى‌گویند، من صحبت خودم را ادراک و تلقى مى‌کنم! وجود خودم را تلقى مى‌کنم! صفات و اسماء خودم را تلقى مى‌کنم! خصوصیات خودم را تلقى مى‌کنم! این تلقى نیاز به شاهد و این مسائل ندارد.

  • در روز قیامت خداوند مى‌فرماید: ﴿كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ عَلَيۡكَ حَسِيبٗا﴾، هیچ نیاز ندارى. تو در دنیا نیاز داشتى براى وجود خودت شاهد بگیرى؟ نه. ﴿نَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ﴾ در دنیا، کفى بالاعترافِ بوجودک و بموجودیتک و بحیاتک! آیا تو در دنیا نیاز داشتى به اینکه برای کارى که انجام می‌دهی شاهد بگیرى؟! نه. من در این دنیا خودم دیدم که دارم دزدى مى‌کنم و پول را از بانک برمى‌دارم و مى‌دزدم. آن‌هم نه یک قران و دو قران بلکه سه هزار میلیاردها! ده‌هزار میلیارد‌ها! بدو برو! کشتى با بارش برو وسط دریا! کسى به کسى نیست! خودم در دنیا داشتم این را مى‌دیدم. خب حالا کسى مى‌تواند برای خود من هم شاهد بیاورد که آقا شما داشتى دزدى مى‌کردى؟! آن‌هم دزدى از چه کسی؟! این مردم بدبخت که نان شب هم ندارند! نان شب ندارند! تو در این دنیا که داشتى دزدى مى‌کردى، نیاز به شاهد بود؟! نبود. براى بقیه مى‌توانیم حقه‌بازى و کلک بازى دربیاوریم! [بگوییم که] آقا این شاهد دروغ مى‌گوید، فلان مى‌کند، با من خرده حساب دارد، این تحزب دارد و سیاستش فلان است! به خودمان هم مى‌توانیم دروغ بگوییم؟ نه! چرا؟ چون این عملى که انجام داده‌ایم در خود تلقى کرده‌ایم. تلقى یعنى چه؟ یعنى خود نفس وجود ما بر این عمل ما شاهد است! کفى بنفسنا الیوم علینا حسیبا! الآن ما داریم در اینجا این مطالب را مى‌گوییم و این بحث‌ها را مى‌کنیم، ما نیاز به شاهد، وکیل‌، مدعى و فلان نداریم. فرض کنید [نیاز نداریم] که شاهد بیاید شهادت بدهد که آقا شما روز شنبه چندم ذى‌حجه در اینجا این درس را مى‌گفتید. نیاز به شاهد نداریم! کفى بنفس همین مطالب و خروج همین مطالب از دهان من، علینا حسیبا! من اینها را گفتم دیگر. همین مسئله روز قیامت هست. چطور انسان در روز قیامت مى‌تواند پروندۀ خط‌خطى را تماشا کند؟! چطور مى‌تواند؟! یعنى در روز قیامت خدا یک پرونده دست آدم مى‌دهد و از آن‌طرف هم یک گرز بالای سر آدم مى‌گذارد که یا قبول کن یا بر سرت می‌زنم! خب دیگر ﴿كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ﴾ معنا ندارد! عم اوقلی! آنجا مثل اینجا گرز است! یا این را امضا کن یا [بر سرت می‌زنم]! [می‌گویی که] چشم آقا ببخشید! چندتا امضا کنم؟! یکى؟! بیا من پنج‌تا امضا کردم! چهارتا امضا هم براى چیزهاى دیگر! [می‌گویند:] خب خیلى راحت بچۀ خوبى شدى، تو سر به راهى و بد نیستى! آنجا این‌طورى است؟! یعنى فرض کنید که در روز قیامت خدا یک پرونده دست آدم مى‌دهد و مى‌گوید که آقا این پروندۀ تو است. نگاه مى‌کنید و می‌گویید: این کارها را من انجام دادم؟! فلان گناه را من انجام دادم؟! فلان عمل خلاف را من انجام دادم؟! خدایا این چیز نیست. [خدا می‌گوید:] دربارۀ من حرف مى‌زنى؟! این ملائکه کجا هستند؟! بیایید ببینم! آن گرز را مى‌آورند و آن مار را برمى‌دارند و عقرب را در دستشان مى‌گیرند و می‌گویند: مى‌گویى یا نه؟! [او می‌گوید:] خیلى خب چشم، نزن! بندۀ خدا مى‌گفت: بابا هرچه بخواهید مى‌نویسم! خدا خیرت بدهد، چندتا امضا کنم؟! یکى نه، ده‌تا برایت امضا کردم! خلاص شد. راحت شدى؟! یا نه [این‌طور نیست]. این با این آیه منافات دارد. یااینکه فرض کنید می‌گوید: تو این کار را نکردى؟ آن دوتا شاهد بیایند؛ یکى این‌طرف و یکى آن‌طرف! باز هم خدا در اینجا شاهد آورده است و ﴿كَفَىٰ بِنَفۡسِكَ ٱلۡيَوۡمَ﴾ دیگر معنا ندارد. اگر به خدا بگوید: خدایا این را انجام ندادم، خدا می‌گوید: اصلاً این فیلم را به تو نشان مى‌دهیم که تو انجام دادى! می‌گوید: خدایا مونتاژ کردى! اینکه چیزى نیست، بندگانت هم در این دنیا مونتاژ مى‌کنند، اى فیلم هستند! هم‌چنین مونتاژ مى‌کنند که خودِ طرف هم نمى‌فهمد! این کله همان کله است؟! این همان است؟! این حرف‌ها را مى‌زند؟! من این حرف‌ها را زدم؟! بله! دستگاه اکولایزر می‌آورند و صدا را بالا و پایین مى‌کنند و یک صدا را ضبط مى‌کنند و یک صدا را مثل دیگری مى‌کنند و طرف [تعجب می‌کند]! سابق از این مونتاژها بود.

    1. . سوره اسراء (17) آیه 14. معادشناسی، ج 6، ص 265:
      «چون این انسان آن کتاب را باز شده و گسترده مى‌بیند و با آن چنین برخوردى می‌کند، به او خطاب می‌شود: خودت کتاب خودت را بخوان! (نامۀ عمل خودت را خودت نگاه کن؛ خودت قرائت کن!) امروز کافیست که خودت‌ حسابگر خود باشى!»