
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
تبیین تفاوت ثبت تکوینی اعمال با نگارشهای قراردادی و دنیوی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای «ثبت اعمال» توسط ملائکه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی و قراردادی به این مسئله، حقیقتِ آن را در عوالم هستی واکاوی میکنند. ایشان با تأکید بر اینکه نوشتنِ حسنات و سیئات توسط ملائکه به معنای نگارش با ابزارهای دنیوی نیست، آن را به معنای «تلقّی» و تحقق صورتِ عمل در نفسِ انسان و ملائکه معرفی میکنند. در ادامه، با اشاره به آیاتی همچون «کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا»، این حقیقت تبیین میشود که در روز قیامت، نیاز به شاهدِ بیرونی نیست، زیرا خودِ نفسِ انسان بر اعمالش گواه است. در نهایت، ایشان با نقد دیدگاههای محدود درباره ازل و ابد، به توحید افعالی و معیتِ وجودیِ تمامِ اشیاء با ذات حق تعالی اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکنند که حقیقتِ هستی، امری ثابت و بدون تغییر است.
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
12یک دفعه یک جا مىخواندم کسى مىخواست از یکى پول بگیرد و طرف قبول نمىکرد و خلاصه این میخواست یک پولى را بگیرد و او نمىداد. این شخص یک روز طرف را به خانهاش دعوت مىکند و یک چلوکباب مفصل و غاز و ماز و از این حرفها هم خلاصه کنارش مىگذارد. این مىخورد و بعد هم شروع به صحبت مىکنند و یکى دو ساعتى صدایش را ضبط مىکند و خب در این ضبط خیلى چیزها بوده است؛ آمدم، رفتم، کردم، خوردم، نخوردم، بلند شدم، نشستم و فلان کردم، همه چیز در این ضبط بود. بعد این را دست یک مخدرۀ مکرمۀ مجللۀ مطوله میدهد و او شروع به صحبت کردن مىکند و مىگوید: مىآیى باهم قرار بگذاریم؟! [اینهم میگوید:] باشد، قرار مىگذارم! این «قرار مىگذارم» در [صوت ضبط شده] را کنار حرف او میگذارد و هلمّ جراً! خب بقیهاش بماند. شما که بهتر مىدانید، بنده دیگر چه عرض کنم! ما هیچوقت خدمت بزرگان اسائۀ ادب نمىکنیم، یاد مىگیریم و تَتَلْمُذ مىکنیم! این را کنار او مىگذارد و بعد از یک هفته یک نوار درِ خانۀ او مىفرستد و [گفت:] ببین! این نوار را بگیر، پول مرا مىدهى یا نه؟! مىخواست پول زور از او بگیرد! تا این را مىبیند، محکم به سرش مىزند که اگر این نوار دست زنش بیفتد چه مىگوید؟! اینکه مىگویم: دروغ نمىگویم و جایى نخواندهام، یکى از افراد به من گفت. گفت: فلانى براى دوستم یک همچنین تلهاى گذاشته است، چهکار کنم؟! گفتم: عیبى ندارد، راهش این است به زنش بگو بیاید تا من او را توجیه مىکنم. زنش را آوردند، گفتم: به من اعتماد دارى؟! گفت: بله. گفتم: یک شخصى با شوهر تو یک همچنین کارى کرده است. گفت: قبول دارم! هیچ، حل شد رفت. من وقتی آن زمان صوت را گوش دادم ـ البته زمان شاه اتفاق افتاده بود و من تقریباً 23ساله بودم ـ باور کردم که تمام آنچه که در این نوار است درست است! من باور کردم آنوقت حالا شما نگاه کنید [بقیه چهکار میکنند]! البته الآن هم اتفاق مىافتد!
