
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
تبیین تفاوت ثبت تکوینی اعمال با نگارشهای قراردادی و دنیوی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای «ثبت اعمال» توسط ملائکه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی و قراردادی به این مسئله، حقیقتِ آن را در عوالم هستی واکاوی میکنند. ایشان با تأکید بر اینکه نوشتنِ حسنات و سیئات توسط ملائکه به معنای نگارش با ابزارهای دنیوی نیست، آن را به معنای «تلقّی» و تحقق صورتِ عمل در نفسِ انسان و ملائکه معرفی میکنند. در ادامه، با اشاره به آیاتی همچون «کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا»، این حقیقت تبیین میشود که در روز قیامت، نیاز به شاهدِ بیرونی نیست، زیرا خودِ نفسِ انسان بر اعمالش گواه است. در نهایت، ایشان با نقد دیدگاههای محدود درباره ازل و ابد، به توحید افعالی و معیتِ وجودیِ تمامِ اشیاء با ذات حق تعالی اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکنند که حقیقتِ هستی، امری ثابت و بدون تغییر است.
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای «ثبت اعمال» توسط ملائکه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی و قراردادی به این مسئله، حقیقتِ آن را در عوالم هستی واکاوی میکنند. ایشان با تأکید بر اینکه نوشتنِ حسنات و سیئات توسط ملائکه به معنای نگارش با ابزارهای دنیوی نیست، آن را به معنای «تلقّی» و تحقق صورتِ عمل در نفسِ انسان و ملائکه معرفی میکنند. در ادامه، با اشاره به آیاتی همچون «کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا»، این حقیقت تبیین میشود که در روز قیامت، نیاز به شاهدِ بیرونی نیست، زیرا خودِ نفسِ انسان بر اعمالش گواه است. در نهایت، ایشان با نقد دیدگاههای محدود درباره ازل و ابد، به توحید افعالی و معیتِ وجودیِ تمامِ اشیاء با ذات حق تعالی اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکنند که حقیقتِ هستی، امری ثابت و بدون تغییر است.
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
7خلاصه ما به هتلی که در کنار این مسافرخانه بود رفتیم؛ یک هتل تمیز و شیک بود. گفتم: میگویند که شلوغ است، جا دارید؟! مسئول هتل گفت: برو بابا کجا شلوغ است؟! یک سوم هتل خالى است. از همین هتلهاى مدینه بود که براى زائرها درست کردهاند، حالا هر کسی هستند براى زائرها رفاه و اینها ایجاد کردهاند، حالا هرچه هستند! به آنجا رفتیم و یک سوئیت بزرگ گرفتیم.
خلاصه اصلاً آن مسئول کاروان طورى با آدم صحبت مىکرد که فقط مگر امام زمان و پیغمبر علیهماالسّلام بفهمند ذات اینها چیست! میگفت: قدم زائر رسولالله بر سرما است! من دیدم این سلامى که به ما کرد اصلاً اینطرف و آنطرف شدیم! تا گفت: سلامٌ علیکم! گفتم که اوه اوه اوه! این دیگر چیست؟! خدا آخر و عاقبتمان را به خیر کند! خب حالا فعلاً چهکار کنیم؟! در خیابان که نمىتوانیم بخوابیم بالأخره رفتیم.
اینها اصلاً ذاتشان برمىگردد، ذات اینها بهطورکلی تغییر پیدا مىکند؛ دروغ گفتن و حقه بازى و کلک! در بازار پارچهفروش بود و حاجىهای بدبخت را هم به حج مىآورد. از اینها زیادند، إلىماشاءالله هستند! مخصوصاً امروزه که دیگر اصلاً دروغ و حقهبازى و تقلب رسم شده و بهعنوان یک حقیقت پذیرفته شده است! مىگوییم که فلانى کدورت دارد، این کدورت چیست؟! کدورت دارد یعنى چه؟! یعنى صورتش سیاه است؟ نه! صورتش خیلى هم سفید است اما وقتى نگاه مىکنى اصلاً حال برمىگردد. این برای چیست؟! برای ظلمت است. خب این ظلمت با این نور متفاوت است. ما مىگوییم که فلانى چقدر نورانى بود. مثلاً میگوییم که روضۀ سید الشهداء علیهالسّلام چقدر انسان را نورانى مىکند. خب بله اینطور هم هست. زیارتها چقدر انسان را نورانى مىکند؛ زیارت مشاهد مشرفه انسان را نورانى مىکند. درحالیکه ممکن است این کسی را که نورانى مىکند، صورتش هم سفید نباشد بلکه گندمگون و سبزه باشد و سفید نباشد یا اصلاً سیاه باشد. بعضى از این سیاهها هستند که [صورتشان] عین زغال و مثل این کیف است! ولى آدم به صورتشان که نگاه مىکند مىبیند چقدر اینها نورانى هستند! عجیب است!
