
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
تبیین تفاوت ثبت تکوینی اعمال با نگارشهای قراردادی و دنیوی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای «ثبت اعمال» توسط ملائکه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی و قراردادی به این مسئله، حقیقتِ آن را در عوالم هستی واکاوی میکنند. ایشان با تأکید بر اینکه نوشتنِ حسنات و سیئات توسط ملائکه به معنای نگارش با ابزارهای دنیوی نیست، آن را به معنای «تلقّی» و تحقق صورتِ عمل در نفسِ انسان و ملائکه معرفی میکنند. در ادامه، با اشاره به آیاتی همچون «کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا»، این حقیقت تبیین میشود که در روز قیامت، نیاز به شاهدِ بیرونی نیست، زیرا خودِ نفسِ انسان بر اعمالش گواه است. در نهایت، ایشان با نقد دیدگاههای محدود درباره ازل و ابد، به توحید افعالی و معیتِ وجودیِ تمامِ اشیاء با ذات حق تعالی اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکنند که حقیقتِ هستی، امری ثابت و بدون تغییر است.
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
2اختلاف تجلی نور در عوالم مختلف
تعریف مقام هوهویت
همانطورىکه نور در اینجا به معناى تحقق یک مصداق از مصادیق آن واقعیت است الظاهر بِعینه و بِشخصه المظهِرُ لِغیره. همین نور در عوالم دیگر بهصورت دیگرى است و به حقیقت دیگرى این نور تجلى مىکند. در عالم برزخ نورى که ما مشاهده مىکنیم با این نورى که در اینجا هست متفاوت است درحالیکه در آنجا هم روز و شبى وجود دارد و در آنجا نورى وجود دارد، درحالیکه شما منشأ آن را نمىبینید. فرض کنید در آنجا مىبینید که روز است ولکن خورشید هست اما نمىبیند. گاهى اوقات هم خورشید را مىبیند؛ یعنى انسان نور بدون خورشید را در آنجا مشاهده مىکند، منشأ ندارد! ولى در اینجا حتماً نور باید مستند به خورشید یا مستند به چراغ باشد. این تفاوتها در آنجا وجود دارد و در موارد بالاتر شما حتى این را هم نمىبینید. این نور را نمىبینید. یک حقیقت دیگرى را مىبینید که اسم آن حقیقت را نور مىگذارید و در یک واقعۀ دیگر یک نورى را مىبینید که آن نور اصلاً با آنچه که در اینجا هست بهطورکلی در تضاد کامل است و آن نورِ سیاه است!
فرض کنید ما در سیاهى که نمىتوانیم چیزى را مشاهده کنیم و عجیب اینجاست که آن سیاهى در آنجا، اشتداد بهنحو اتمّ و اکمل نوریه است! یعنى شما در آنجا نور را احساس مىکنید منتها بهواسطۀ شدّت جلالیه و شدّت قهّاریه و آن شدّت کبریائیت و بهاء، آن نور سیاه است یعنى رنگ ندارد که از او تعبیر به مقام هوهویت مىکنند که در آنجا لا رسمَ و لا إسم و لا کیفَ و لا لون و لا شکل. در آنجا مىتواند به این کیفیت تحقق پیدا بکند. چون هرچه نور در آن وجود داشته باشد، این نور یک تعیّنى دارد که آن تعیّن او را از سایرین متمایز مىکند ولى در این سمتِ نور سیاه دیگر همه چیز در آن مقام قهاریّت هضم و جزم مىشوند و همه فانى مىشوند و همان مىتواند منشأ براى انوار متلألئۀ دیگر قرار بگیرد.
