اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان علم ربوبی و حوادث عالم ماده می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره قضا و قدر آغاز شده و با تعریف دقیق زمان و حرکت به عنوان اموری انتزاعی و وابسته به تبدل حالات نفس، ادامه می‌یابد. ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت نگاهِ محدودِ انسانی که در بندِ زمان و قوه و فعل است را با نگاهِ کلی و دهرانیِ اولیای الهی مقایسه می‌کنند. محور اصلی بحث این است که علم خداوند به حوادث، مسبوق به زمان یا نیازمندِ گذشتِ آن نیست، بلکه در وعاء دهر، تمامیِ مراتبِ وجودیِ اشیاء از ابتدا تا انتها به صورت فعلیتِ محض برای او روشن است. در پایان، با اشاره به عبرت‌های تاریخی و سرنوشتِ مستکبران، بر ضرورتِ دوری از دلبستگی به دنیا و تمرکز بر وظایفِ شخصی و الهی تأکید می‌گردد.

تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان علم ربوبی و حوادث عالم ماده می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره قضا و قدر آغاز شده و با تعریف دقیق زمان و حرکت به عنوان اموری انتزاعی و وابسته به تبدل حالات نفس، ادامه می‌یابد. ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت نگاهِ محدودِ انسانی که در بندِ زمان و قوه و فعل است را با نگاهِ کلی و دهرانیِ اولیای الهی مقایسه می‌کنند. محور اصلی بحث این است که علم خداوند به حوادث، مسبوق به زمان یا نیازمندِ گذشتِ آن نیست، بلکه در وعاء دهر، تمامیِ مراتبِ وجودیِ اشیاء از ابتدا تا انتها به صورت فعلیتِ محض برای او روشن است. در پایان، با اشاره به عبرت‌های تاریخی و سرنوشتِ مستکبران، بر ضرورتِ دوری از دلبستگی به دنیا و تمرکز بر وظایفِ شخصی و الهی تأکید می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده

16
  • همین قضیه را براى صدام ببینید، اگر یک در میلیون احتمال مى‌دادیم شاه برود، براى صدام آن یک احتمال را هم نمى‌دادیم! این غول بیابانى برود؟! عجب! مگر مى‌شود؟! یعنى می‌بینید که آمدند و گوشش را گرفتند و مالاندند و او را در چاه پرت کردند! رفت در چاه زندگى مى‌کرد! او را از چاه بیرون کشیدند! مى‌گفت: من رئیس‌جمهور عراق هستم! بلند شو بیا بابا! رئیس‌جمهور عراق هستم، تو الآن رئیس‌جمهور خودت هم نیستى! گوشش را گرفتند. چه کسى گوش او را گرفت؟ آمریکا! همان‌که یک وقتی دوست است و به او اسلحه مى‌دهد و همان‌که فلان است، خدا او را مى‌آورد! متوجه شدید مى‌خواهم چه بگویم یا نه؟! همان‌که پشتش به آن [گرم] است و از او اسلحه مى‌گیرد و از او حمایت مى‌کند! همان مى‌آید و گوش را مى‌گیرد و می‌گوید: برو! نه ما توانستیم او را بیندازیم و نه غیر ما! معلوم شد که همۀ حرف‌هایی هم که زدیم حباب بر آب بوده است! آمریکا، همین شیطان بزرگ و شیطان اعلىٰ او را بیرون مى‌اندازد! اگر آمریکا این کار را نمى‌کرد، ما مى‌توانستیم؟! نه‌خیر! ما نمى‌توانستیم. چرا نمى‌توانیم؟ هر چیزی حساب دارد! نمى‌توانیم پا از حدّ خودمان جلو بگذاریم! اما خدا وقتى که قرار است تقدیر کند، تقدیر خدا چیست؟! او را مى‌آورد، «الظالمُ سیفى، أنتقم به و أنتقم منه!»1 حالا خدا سراغ آمریکا هم مى‌رود! حالا مانده است. سراغ آمریکا و انگلیس هم مى‌رود! این انگلیس اوه اوه اوه! صد برابر آمریکاست! یک پدر سوخته‌اى است که دو ندارد! همۀ اینها زیر سر انگلیس است. سراغ او هم مى‌رود. آن‌وقت شما نگاه کنید این صدام رفت و حالا نوبت آن یکى شد، آن دیوانه! آن قبلى‌ها که هیچ! آن قبلىِ بیچارۀ بدبخت اصلاً خودش رفت؛ [رئیس‌جمهور] تونس بود! تقّى به توقّى نخورد و او خودش راهش را گرفت و رفت و گفت ما که مى‌دانیم آخرش به کجا مى‌رسیم، حالا چرا مردم بمیرند؟! آن یکی هم که در مصر بود بالأخره فعلاً او را به یک نحوى کنار گذاشته‌اند تا ببینند چه بشود! اما این یکى پای کار ایستاد و گفت نه! ملت ما را مى‌خواهند! ملت کیست؟! ملت کیست که تو را مى‌خواهد؟! ملت مشت محکم در دهان آمریکا مى‌زند! همین آقاى قذافى مى‌گفت‌! هم‌چنین در دهانش بزند! یک‌دفعه همین ملتى که قرار بود مشت محکم به دهان آمریکا بزند که آمریکا دیگر بلند نشود، او را از سوراخ فاضلاب برون کشیدند بیرون!

    1. . نور ملکوت قرآن، ج ٤، ص ٢٩٧:
      «این روایت را از مرحوم پدرم شنیده‌ام؛ و در کلمة الله، طبع اول، دارالصادق بیروت، ص ١٨٠، حدیث شمارۀ ٢١٠ آورده است؛ و در ص ٥٤٦ گوید: ”این حدیث به‌طور مرسل وارد شده است.“
      و اما حدیث دیگری قبل از این به شمارۀ ١٠٩ آورده است که: ”یقولُ اللهُ عَزَّوجَلَّ: إذا عَصانی مِن خَلقی مَن یَعرِفُنی، سَلَّطتُ علیهِ مَن لا یَعرِفُنی.“ و در ص ٥٤٥ و ٥٤٦ با سه سند ذکر کرده است: کافی مسنداً از حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام؛ إرشاد القلوب دیلمی، امالی صدوق، مسنداً از حضرت امام علی‌بن‌الحسین السجاد علیهما السّلام؛ و مجلسی (ره) در بحار الأنوار طبع حروفی اسلامیه، ج ٧٥، ص ٣١٣، از ثواب الأعمال صدوق، مسنداً از حضرت امام محمد باقر علیه السّلام آورده است که: ”قالَ: قالَ: ما انتَصَرَ اللهُ إلّا بِظالمٍ؛ و ذلکَ قولُهُ عَزَّوجَلَّ: ﴿وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّي بَعۡضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعۡضَۢا﴾* و **“.»
      *. سوره انعام (6) آیه 129.
      **. ثواب الأعمال، ص ٢٤٤.
/ 260