
تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده
تحلیل جایگاه زمان و حرکت در علم مطلق الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان علم ربوبی و حوادث عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره قضا و قدر آغاز شده و با تعریف دقیق زمان و حرکت به عنوان اموری انتزاعی و وابسته به تبدل حالات نفس، ادامه مییابد. ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت نگاهِ محدودِ انسانی که در بندِ زمان و قوه و فعل است را با نگاهِ کلی و دهرانیِ اولیای الهی مقایسه میکنند. محور اصلی بحث این است که علم خداوند به حوادث، مسبوق به زمان یا نیازمندِ گذشتِ آن نیست، بلکه در وعاء دهر، تمامیِ مراتبِ وجودیِ اشیاء از ابتدا تا انتها به صورت فعلیتِ محض برای او روشن است. در پایان، با اشاره به عبرتهای تاریخی و سرنوشتِ مستکبران، بر ضرورتِ دوری از دلبستگی به دنیا و تمرکز بر وظایفِ شخصی و الهی تأکید میگردد.
تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان علم ربوبی و حوادث عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره قضا و قدر آغاز شده و با تعریف دقیق زمان و حرکت به عنوان اموری انتزاعی و وابسته به تبدل حالات نفس، ادامه مییابد. ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت نگاهِ محدودِ انسانی که در بندِ زمان و قوه و فعل است را با نگاهِ کلی و دهرانیِ اولیای الهی مقایسه میکنند. محور اصلی بحث این است که علم خداوند به حوادث، مسبوق به زمان یا نیازمندِ گذشتِ آن نیست، بلکه در وعاء دهر، تمامیِ مراتبِ وجودیِ اشیاء از ابتدا تا انتها به صورت فعلیتِ محض برای او روشن است. در پایان، با اشاره به عبرتهای تاریخی و سرنوشتِ مستکبران، بر ضرورتِ دوری از دلبستگی به دنیا و تمرکز بر وظایفِ شخصی و الهی تأکید میگردد.
تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده
18من یک وقتى بود پارسال عکس یکى از اینها را دیده بودم. [رئیسجمهور] تونس بود عکسش را دیده بودم و مىخواندم فلان است و چه جریاناتى دارد و چه چیزهایى دارد و چه اوضاعى دارد. همینطورى با خودم گفتم: مىشود خدایا یک روزى این پایین بیاید؟! این چشم ما شور بود! یک شب گفتند که فلانى دررفت! گفتم: اى داد! این چشم من شور بود و این بیچاره را گرفت! خلاصه گفتیم کسى را چشم نزنیم! الآن یک عکسى را ببیند بگوید: مىشود یک روزى این بیاید، یکدفعه دیدید شد ها! یکدفعه خدا شوخى شوخى گرفت! گفت: حالا دل مؤمن را نشکنیم! حالا مؤمن نه! ما که مؤمن که نیستیم، بنده! بنده که هستیم. دل بنده را نشکنیم! گفتیم که دیگر کسى را چشم نمىزنیم!
تلمیذ: پس برویم عکس یکى را بیاوریم!
استاد: نه! این قصرها چه شد؟!
باتوا عَلی قُلَل الأجبال تَحرسُهُم *** غُلبُ الرِّجال فَلَم تَنفَعهُم القُلَل و استُنزِلوا بَعد عزِّ من مَعاقلهم *** فأُسکنوا حُفَرًا یا بئسَ ما نَزَلوا1 از آن بالا اینها را پایین کشیدند! از آن تخت سلطنت پایین کشیدند. اینها براى ما عبرت است!
اولاً اینکه دنبال این چیزها نرویم. دنبال این دنیا نرویم. به قول مرحوم آقا2 مىفرمودند: دنیا را به اهلش بسپارید. خاطر جمع! شما خاطرتان جمع باشد! اگر ما بهسمت دنیا نرویم، هستند کسانى که دلشان را براى این دنیا پاره کنند! خودتان دارید مىبینید. روزنامهها نگاه کنید، مشاهده کنید که چه خبر است. اینها همه کسانى هستند که اصلاً متصل به ملکوت هستند! اصلاً از عالم ملکوت دارند اینها استرزاق مىشوند! اینها همه داعیۀ خدا دارند! اینهایى که دارند همدیگر را پاره میکنند و برای هم خطونشان مىکشند و یکی میگوید: فردا مشتت را باز میکنم و او هم از آنطرف مىگوید که من هم برایت دارم و...! گربه را دیدهاید؟! دوتا گربه وقتى بههم نگاه مىکنند. البته اینها همه براى خداست! اینها همه براى خداست! اینها که به همدیگر نگاه مىکنند، این دارد براى او خطونشان مىکشد، دیگری هم دارد براى این خطونشان مىکشد و اینهم براى این دارد مىکشد. الحمدلله همۀ دنیا هم فهمیدهاند. فقط کسى که نفهمید خواجه حافظ شیراز است! خدا و پیغمبر ما را همه... بله، این براى این است. بزرگان مىفرمودند: دنیا را به اهلش بسپارید. بهسمت دنیا نروید.
- . کنز الفوائد، ج ١، ص ٣٤٢. اسرار ملکوت، ج ٣، ص ٢٧٧:
«روزگار را بر بلندای قلههای کوههای سر به فلک کشیده سپری کردند، باشد که درون کوهها آنان را از سرنوشت و سرانجام زندگی که مرگ و بوار و نیستی است برهاند، اما فائدهای نداشت!
از فراز عزت و پناهگاه به حضیض ذلت فرود آمدند و در حفرهها و چالهها درون قبر آرمیدند، و عجب که در چه مکان تنگ و تاریک و نامناسبی استقرار یافتند!» - . علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی رضوان الله تعالی علیه.
- . کنز الفوائد، ج ١، ص ٣٤٢. اسرار ملکوت، ج ٣، ص ٢٧٧:
