
تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده
تحلیل جایگاه زمان و حرکت در علم مطلق الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان علم ربوبی و حوادث عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره قضا و قدر آغاز شده و با تعریف دقیق زمان و حرکت به عنوان اموری انتزاعی و وابسته به تبدل حالات نفس، ادامه مییابد. ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت نگاهِ محدودِ انسانی که در بندِ زمان و قوه و فعل است را با نگاهِ کلی و دهرانیِ اولیای الهی مقایسه میکنند. محور اصلی بحث این است که علم خداوند به حوادث، مسبوق به زمان یا نیازمندِ گذشتِ آن نیست، بلکه در وعاء دهر، تمامیِ مراتبِ وجودیِ اشیاء از ابتدا تا انتها به صورت فعلیتِ محض برای او روشن است. در پایان، با اشاره به عبرتهای تاریخی و سرنوشتِ مستکبران، بر ضرورتِ دوری از دلبستگی به دنیا و تمرکز بر وظایفِ شخصی و الهی تأکید میگردد.
تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان علم ربوبی و حوادث عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره قضا و قدر آغاز شده و با تعریف دقیق زمان و حرکت به عنوان اموری انتزاعی و وابسته به تبدل حالات نفس، ادامه مییابد. ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت نگاهِ محدودِ انسانی که در بندِ زمان و قوه و فعل است را با نگاهِ کلی و دهرانیِ اولیای الهی مقایسه میکنند. محور اصلی بحث این است که علم خداوند به حوادث، مسبوق به زمان یا نیازمندِ گذشتِ آن نیست، بلکه در وعاء دهر، تمامیِ مراتبِ وجودیِ اشیاء از ابتدا تا انتها به صورت فعلیتِ محض برای او روشن است. در پایان، با اشاره به عبرتهای تاریخی و سرنوشتِ مستکبران، بر ضرورتِ دوری از دلبستگی به دنیا و تمرکز بر وظایفِ شخصی و الهی تأکید میگردد.
تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده
8حالا که هر چغندر و غازفروشی که اسم خودش را ولىّ خدا گذاشته و دیگر هر کسی آمده و یک کتاب عرفان نوشته است [منظورم اینها نیستند] اینها نمیدانند که عرفان را با همزه مىنویسند یا با عین! یکى نوشته بود: عُرفان! یک جایى مىرفتم، دیدم نوشته: «عُرفان الهى»، گفتم: این عرفان از کجا آمد؟! از هند آمد؟! از کلمبیا آمد؟! از مکزیک آمد؟! از کجا آمد؟! عُرفان الهى! ضمه هم برایش گذاشته بود! دیگر از خدا مظلومتر که ما نداریم! از خدا مظلومتر نداریم و مىآییم برایش کتاب مىنویسیم!
این اولیاء خدا و این عارفى که به مرتبۀ شهودِ حقیقى و واقعى ـ شهود بهعنوان ملکه نه بهعنوان حال و منزل ـ رسیده و در همان مسیر و سیر علم مطلقۀ ربوبى قرار گرفته است براى آنها دیگر این حرکتها معنا ندارد! هیچ معنا ندارد! بنده خودم این را از بزرگان در زمان حیاتشان تجربه کردهام و شنیدهام، میفرمودند: چه دارى مىگویى؟! شب گذشته را بگویم؟! هفتۀ دیگر را بگویم؟! بگویم: چه دارد مىشود؟! این که دارد مىگوید: «بگویم» یعنى یک چیزى نوشته و من از روى نوشته دارم مىخوانم یااینکه الآن دارم مىبینم؟! الآن دارم مىبینم! حالا این را که دارم مىبینم عکس است؟! خب آن عکس را به ما نشان بدهید ما هم ببینیم ولی نه [عکس نیست]! مىگوید: همین تو را دارم مىبینم ـ تویی که الآن پشت میز نشستهاى و دارى مىنویسى ـ که الآن دارى این کار را انجام مىدهى هفتۀ دیگر! الآن دارى این کار را انجام مىدهى هفتۀ دیگر! یعنى براى من هفتۀ دیگر و الآن ثابت است و قوه ازبین رفته است و همه چیز فعلیت شده است؛ تبدیل به فعلیت شده است. تمام آنچه که در این عالم باید در مرتبۀ قوه و فعل حرکت داشته باشد ـ البته این مربوط به عالم مُلک هست ـ همه در علم ربوبى جنبۀ فعلى دارند! در عین اینکه جنبۀ فعلى دارند جنبۀ حرکت هم دارند؛ هم جنبۀ فعلى دارند و هم جنبۀ حرکت دارند. لذا از امیرالمؤمنین سؤال مىکنند: قبل از این دنیا چه بود؟ حضرت مىفرمایند: دنیا. قبل از این آدم که بود؟ آدم. قبل از این زمین چه بود؟ زمین.1
- . قصص الأنبیاء، قطب راوندی، ج ۱، ص ۳5؛ بحار الأنوار، ج 57، ص 322، با قدری اختلاف.
