اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده

تحلیل جایگاه زمان و حرکت در علم مطلق الهی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان علم ربوبی و حوادث عالم ماده می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره قضا و قدر آغاز شده و با تعریف دقیق زمان و حرکت به عنوان اموری انتزاعی و وابسته به تبدل حالات نفس، ادامه می‌یابد. ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت نگاهِ محدودِ انسانی که در بندِ زمان و قوه و فعل است را با نگاهِ کلی و دهرانیِ اولیای الهی مقایسه می‌کنند. محور اصلی بحث این است که علم خداوند به حوادث، مسبوق به زمان یا نیازمندِ گذشتِ آن نیست، بلکه در وعاء دهر، تمامیِ مراتبِ وجودیِ اشیاء از ابتدا تا انتها به صورت فعلیتِ محض برای او روشن است. در پایان، با اشاره به عبرت‌های تاریخی و سرنوشتِ مستکبران، بر ضرورتِ دوری از دلبستگی به دنیا و تمرکز بر وظایفِ شخصی و الهی تأکید می‌گردد.

تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده

2
  • تعریف زمان

  • زمان عبارت از تصور براى گذشتِ یک تبدل حال از یک حال به حال دیگر است. حالا در این تبدل حال، این مسئله مختلف است و ممکن است حوادثی که در این تبدل حال انجام مى‌شود، حوادث بُطئى و بطى‌ء باشد و ممکن است حوادث تند باشد، این ارتباطی به زمان ندارد. فرض کنید که از قم تا طهران با ماشین یک ساعت [راه] است، این یک ساعت عبارت از احساس نشستن روى صندلى و احساس پیاده شدن است، این احساس را یک ساعت مى‌گویند. اینکه من وجود خودم را یک ساعت احساس کردم و براى انسان حال آینده با حال سابق و ما مضىٰ تفاوت مى‌کند، این را زمان مى‌گویند و این یک زمان است. حالا فرض کنید که در این یک ساعت ـ یک ساعتى که انجام مى‌شود‌ ـ خواب باشم و اصلاً زمان را نفهمم، این زمان براى خودش مى‌رود. فرض کنید که وقتى سوار ماشین مى‌شوم یک آمپول بیهوشى به من بزنند و بیهوش بشوم و طهران که مى‌رسیم به هوش بیایم، باز یک ساعت گذشته است. یعنى آن احساسى که من دارم؛ به آن احساس در حال بیدارى، زمان و گذشتِ زمان مى‌گویند. حالا در آن احساس چه من التفات داشته باشم و چه التفات نداشته باشم [تفاوتی نمی‌کند]، آن به یک موارد خاص و عادی مربوط می‌شود.

  • مقصود بنده از این احساس عبارت از یک امر ذهنى نیست که براساس آن امر ذهنى زمان سنجیده بشود! در بعضى از اوقات براى انسان اتفاق مى‌افتد که از یک قضیه‌اى خیلى ناراحت است، ممکن است یک ساعت براى او بیست ساعت بگذرد! بگویند: چقدر دیر است، چرا نمى‌رسیم؟! مى‌گوییم: بابا الآن یک ربع است که راه افتادیم. [می‌گوید:] یک ربع است راه افتاده‌ایم؟! بابا یک ساعت است که راه افتاده‌ایم! ساعت را نگاه مى‌کند و مى‌بیند یک ربع است. منظور بنده این احساس نیست. این احساس ممکن است برحسب خودِ نفوس، طرز حال، روحیه و مزاج افراد تفاوت پیدا کند. فرض کنید که اگر حضرت سرکار بندگان در کنار رفیق شفیقى نشسته باشند که سالیان سال او را ندیده باشند یااینکه در کنار یکى ازمابهتران استقرار پیدا کرده و مشغول صحبت باشند، یک‌دفعه این یک ساعت، یک دقیقه یا دو دقیقه [احساس می‌شود]! تا [به طهران می‌رسند، می‌گوید:] به طهران رسیدیم؟! [می‌گویند:] بله، یک ساعت است که باهم حرف مى‌زنیم! [می‌گوید:] من فکر کردم پنج دقیقه است، چقدر زود گذشت!