
تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده
تحلیل جایگاه زمان و حرکت در علم مطلق الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان علم ربوبی و حوادث عالم ماده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره قضا و قدر آغاز شده و با تعریف دقیق زمان و حرکت به عنوان اموری انتزاعی و وابسته به تبدل حالات نفس، ادامه مییابد. ایشان با استفاده از مثالهای ملموس، تفاوت نگاهِ محدودِ انسانی که در بندِ زمان و قوه و فعل است را با نگاهِ کلی و دهرانیِ اولیای الهی مقایسه میکنند. محور اصلی بحث این است که علم خداوند به حوادث، مسبوق به زمان یا نیازمندِ گذشتِ آن نیست، بلکه در وعاء دهر، تمامیِ مراتبِ وجودیِ اشیاء از ابتدا تا انتها به صورت فعلیتِ محض برای او روشن است. در پایان، با اشاره به عبرتهای تاریخی و سرنوشتِ مستکبران، بر ضرورتِ دوری از دلبستگی به دنیا و تمرکز بر وظایفِ شخصی و الهی تأکید میگردد.
تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده
4این دست من که مىبینید را بهصورت مچ مىبندم و الآن مىخواهم این دست را باز کنم، شما براى اطلاع بر اینکه در دست من چیست و اصلاً چیزى هست یا نه، نیاز به زمان دارید و تا این پدیده براى شما روشن نشود، اطلاعى بر آنکه در دست من چیزى هست یا نه ندارید. من الآن شروع به باز کردن دست خودم مىکنم و مىبینید تا اینجا که چیزى نبود! مىآیید ببینید که چیزى در دست این آقا هست که به ما بدهد یا نه، مىبینید باز هم نبود! باز هم این انگشت [را بازتر میکنم] و مىآیید نگاه مىکنید و مىگویید: اى بابا تو که دستت خالى است و هیچ چیزی نیست. حالا یکدفعه براى شما روشن مىشود و این روشن شدن وقت گرفت، این دنیا مىشود. براى روشن شدن این مسئله این دست باید یکىیکى باز شود، باز شود و بیایید ببینید. حالا چطور شد؟ حالا دیگر همۀ آنچه را که در این دست است براى شما روشن است؛ هیچ خبرى نیست صافِ صاف است مثل پوست هندوانه! هیچ چیزى در آن نیست. رنگ و خطها و مقدار انگشت، همۀ اینها مشخص است. حالا من از شما سؤالی دارم، در اینجا یکدفعه شما نگاه به این مىکنید، آیا براى شما این حالتى که الآن دارید نگاه مىکنید و معرفتى که براى شما پیدا شده با این معرفتى که اینطور دارد الآن براى شما کمکم پیدا مىشود یکى است؟! دو تاست! چرا؟ چون این ثابت است و این در حال حرکت است. خودِ نفس حرکت یک امر خارجى است ولى حرکت، زمان نیست بلکه حرکت عبارت از تبدّل قوه به فعل در ماده ـ حالا در خود ماده که حرکت جوهرى یا غیر جوهرى باشد یا در کمّ و اینها که حرکت مکانى و عینى و امثالذلک باشد ـ که این تبدل قوه به فعل یعنى قوه براى رسیدن به یک فعلیت، فعلیت یعنى این [دست] قوه چیست؟ این [دست] قوه دارد. یک وقت این دست من قوه و استعداد را ندارد؛ ممکن است دست من در اینجا فلج شده باشد، خشک شده باشد، این الآن دیگر آن قوه را ندارد. هرچه بکنید باز نمىشود و اگر بخواهید باز کنید مىشکند. این را مىگویند که قوه ندارد. اما دست عادى که هنوز فلج نشده این قوه را دارد براى اینکه تبدیل بشود و قوه خود را تبدیل به فعلیت کند اما همین قضیه که الآن دارد باز مىشود و شما نمىدانید، براى شخصى که قشنگ اطلاع دارد و مىداند که اول و آخرش چیست، آیا براى او هم زمان متصور است یا نه؟! یک لحظه است! شما الآن باید براى اینکه به آنچه که در این دست هست برسید احتیاج به زمان دارید. چرا؟ چون اطلاع ندارید ولى براى فردى که حرکتهایی از اول تا به آخر حرکت روشنى است، براى او [احتیاج به زمان نیست] حتى اگر ما نگاه هم بکنیم، فیلمش را هم حتى ببینیم، باز براى ما آنطور نیست. اگر یک دفعه دیده باشیم. یک فیلم را اگر دیده باشیم، باز [براى ما آنطور نیست].
