اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

آسیب‌شناسی دروس خشک و لزوم پیوند علم با عمل

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

6
  • خیال مى‌کنم که دیگر کلام ما در مطلب مرحوم سید به نقطۀ وضوح رسید که مرحوم سید در اینجا نسبت به علم عنائى که حالا از آن تعبیر به لوح محفوظ مى‌شود که در آن لوح محفوظ همه چیز به‌عنوان ثبوت هست، البته یکى از رفقا اشکال کرده بود که این مطلبى که شما مى‌گویید که هر چیزی به‌واسطۀ زمان در خارج متدرج الحصول است ولى در واقع ثابت هست یا تمام آن چیزها در مسئلۀ لوح محفوظ با آن علم و قدرت اطلاقی و سعۀ وجودى لامتناهى حق منافات دارد که خدا یک اراده بکند و دیگر اراده نکند، یا مثلاً مسئله با آن آیۀ شریفه که مى‌فرماید: ﴿كُلَّ يَوۡمٍ هُوَ فِي شَأۡنٖ﴾1 و همین‌طور مطالب دیگر چطور جور درمى‌آید؟!

  • البته خب این مباحث گذشته را ایشان نبودند اما علیٰ‌کلّ‌حال از نظر اینکه ممکن است این سؤال در ذهن بیاید و نقطۀ ابهامى باقى بماند، بنده در اینجا عرض مى‌کنم که این مسئله هیچ تنافى ندارد، آن اطلاق علم حق و استغناء ذاتى حق است که اقتضاء مى‌کند یک امر و یک اراده در ذات حق متجلى بشود نه دو اراده! ارادۀ متعدد است که دلالت بر ضعف وجودى، نقص، جهل و نادانى مى‌کند و در ارادۀ متعدده است که انسان آن ضعف و نقصان را احساس مى‌کند.

  • یک بحث اصولى هست‌ که آیا متکلم در اداى تعبیر مى‌تواند ارادۀ دو امر مختلف را بکند یا نمى‌تواند؟ فرض کنید که یک لفظى از الفاظ مشترک است، فرض کنید که لفظ شیر است، حالا شیر در زبان فارسى به سه معنا و سه مصداق گفته مى‌شود که یکى از آنها همان حیوان مفترس و یکى هم شیر خوردنى و یکى هم همین شیرِ لعاب و اینهاست. حالا فرض کنید که مى‌گوید: وقتى بیرون رفتى، شیر بخر و بیاور. هم شیر خانه خراب است و باید عوض بشود و هم اینکه باید از همین شیرهاى پلاستیکى که در آن پودر و آب مى‌ریزند و به مردم مى‌دهند و مردم هم صف مى‌کشند و خیال مى‌کنند شیر است و معلوم نیست چه چیزی هست! بخرد یا همین شیرهای فله‌اى را بخرد. دیگر همه چیز [خراب شده است]! خلاصه می‌گوید: شیر بخر بیاور. آن‌وقت آیا مى‌شود وقتی متکلم با یک لفظ متکلم بگوید که وقتى که بیرون مى‌روى شیر بخر و هردو مورد نظر باشد؟! این نمى‌شود. خب اصولیون نسبت به این مسئله تقریباً اتفاق نظر دارند که شخص متکلم در تصور ذهنى هنگام اراده، اراده‌اش به یک چیز تعلق مى‌گیرد ـ تصور ذهنى از مبادى اراده و مبادى امر است ـ و نمی‌تواند به دو چیز تعلق بگیرد و خودِ ما این را در خودمان نگاه مى‌کنیم.

    1. . سوره الرحمن (55) آیه 29. معادشناسی، ج 9، ص 351:
      «هر روز خداوند در ارادۀ خاص و شأن جدیدى است.»