اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

آسیب‌شناسی دروس خشک و لزوم پیوند علم با عمل

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

7
  • مبانى اصولى بر طبق فطریات

  • علیٰ‌کلّ‌حال مبانى اصولى بر طبق فطریات و امور متعارف و فطرى و آن امور ضرورى در محاوره است! فرض کنید که اگر شخص بیرون برود و فقط شیر در لبنیاتى را بخرد و بیاورد، مولا یا پدر نمى‌تواند او را مذمت کند بر اینکه چرا آن را نخریدى؟! مگر ندیدى شیر حوض خراب است، چرا نخریدى؟! می‌گوید: خب شما به من گفتى برو شیر بخر، نگفتى برو شیر حوض هم بخر. به هر حال آنکه الآن بیشتر به نظر مى‌رسد آن ... یا به‌دنبال قرینه مى‌گردد. اگر ببیند کدام‌یک از آن‌ها از نقطه‌نظر وجود شواهد و قرائن حالیه و مقامیه اقرب به ذهن است، آن به ذهن متبادر مى‌شود. حالا فرض کنید که در یخچال یک لیوان شیر پیدا کرد ولى آنکه الآن در میان افراد خیلى صحبت آن هست، همان است که خراب شده و آب از آن مى‌چکد و حالا باید عوض بشود و تغییر پیدا کند! می‌رود آن را مى‌گیرد. اگر [مولا] بگوید: چرا نگرفتى؟! مى‌گوید: شما آن را نگفتید و مولا جاى مذمّت و ملامت و اینها هم طبعاً ندارد.

  • واقعِ مسئله این است حالا فرض کنید که ما از پیش خودمان یک بِنا درست کنیم و مبنا روی آن بار کنیم غلط است. اینها چیزهایى است که هیچ وجود خارجى و وجود محاوره‌اى ندارد و ما از خودمان بیاییم بسازیم و بتراشیم و بگوییم که نه، ایراد ندارد. نه‌خیر! خیلى هم ایراد دارد! ایراد ندارد یعنى چه؟! ایراد دارد! آنچه که الآن در مورد محاوره و گفتگوى سیرۀ عقلائیه هست، این روش هست، این کیفیت هست که با این کیفیت، مسئله بین طرفین در این قضیه مى‌تواند واقع بشود و برآن‌اساس مسائل دیگر از قبیل مسائل ثواب، جزاء، حقوقى و غیر حقوقى همه بر این قضایا مى‌تواند ترتب پیدا بکند. خب این مسئله مسئلۀ واضحى است. چرا ما دو چیز را قصد نمى‌کنیم؟! چون سعۀ وجودى ما این را اقتضاء مى‌کند و سعۀ وجودى ما نمى‌تواند دو مصداق متخالف را در هم بیاورد.