
نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد
آسیبشناسی دروس خشک و لزوم پیوند علم با عمل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی میپردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار میدهند که غوطهوری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، میتواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاههای میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود میپردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.
نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی میپردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار میدهند که غوطهوری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، میتواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاههای میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود میپردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.
نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد
10خوب است آدم جاى خوب باشد! فکر و ذهنش جاى خوب باشد! امام سجاد علیهالسّلام مىفرماید: «إلَهی مَن ذا الَّذی ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِکَ فَرامَ مِنکَ بَدَلاً»1 عجیب است! معجزۀ امام سجاد اینهاست؛ این عبارات است!
ارادۀ معنای واحد از یک لفظ به علت ضعف وجودی انسان
انسان نمىتواند بدون اراده یک مطلبى را بخواهد بفهمد. این فهمیدن هم خودش اراده مىخواهد. پس از آنجایى که وجود ناقص ما قابل براى ارادۀ دو معناى مخالف نیست و وجود ناقص ما قابلیت براى ارادۀ دو معنا در شنیدن نیست، این نقص، اقتضاء مىکند که از هر لفظ ارادۀ معناى واحد بشود. حالا در مورد بارى تعالى هم همین است؟! یعنى در مورد بارى تعالى هم چون ما نمىتوانیم یک معنا را قصد کنیم، در آن القاء «کُنْ» وجودى بر خلقت زید، آیا حتماً باید آن صورتِ ماهوى زید اول متشخص و متعین به وجود بشود یااینکه نه با آن القاء «کُنْ» وجودى و اراده بر تحقق زید خارجى، به نفس آن اراده هم ذات بارى مىتواند... حالا ما اصلاً مىگوییم که ذات بارى داراى نفس و ذهن است، حالا از باب مثال داریم مىگوییم، داریم تشبیه به خودمان مىکنیم اگر بتوانیم که با اراده از لفظ واحد دو معناى مخالف را قصد کنیم، اگر بتوانیم، ذات بارى هم به طریق اولىٰ مىتواند از لفظ واحد دو معناى مخالف را قصد کند. از یک اراده، دو مراد را مىتواند صورت خارجى به خود بدهد.
پس اگر ذات بارى نتواند از یک اراده، دو مراد را صورتِ خارجى بدهد، این دلالت بر ضعف وجودى در مقام اراده و در مقام تکوین مىکند که آن خلاف است. بنابراین نفسِ آن ارادهاى که تعلق به انتقاش ماهیت زید گرفته است به نقش وجود، به نفس آن اراده، انتقاش امر به آن حقیقت وجود هم در آنجا محقق خواهد شد. وقتى که در دو چیز این مسئله محقق بشود، در همۀ اشیاء این مسئله محقق خواهد شد.
- . زاد المعاد، ج 1، ص 4۱۲.
