اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

21
  • بندهاى شیطان!

  • قضیه این است. خودش را بخواهد گرفتار کند مبادا او را ازدست بدهند، طورى صحبت کنم که آن مریدم ازدست نرود. او الآن خوب مریدى است و برایمان خوب کار مى‌کند. او اصلاً خودش براى خودش کسى است. خیلى مى‌تواند کار بکند، خیلى مى‌تواند افراد را [جمع] بکند، اینها همه بندهاى شیطان است احمق جان! همۀ اینها بندهاى شیطان است منتها به اسم خدا، به اسم سلوک، به اسم سیر، به اسم تبلیغ، به اسم نظام و به اسمِ هر زهرمارى مى‌خواهد باشد! هرچه! اینها همه بند است. این بندها را چه کسی مى‌آید از پاى انسان درمى‌آورد؟! چه کسی مى‌آید؟!

  • یک زمانى بود یک بنده خدایى ـ حالا خدا حفظش کند ـ به ما مى‌گفت: آقا بیا برویم مرید یکى بشویم؛ مرید یک بنده خدایى بشویم. به او گفتم: مرید این شخص؟! این هشتش گرو هشتادش است!

  • گفت: نه، تو نمى‌دانى. بیا و فلان و این حرف‌ها.

  • گفتم: حالا ما اگر بخواهیم مرید نشویم باید چه کسی را ببینیم؟! حالا مگر زور است؟! خب حالا ما داریم نمازمان را مى‌خوانیم، قرآن را داریم مى‌خوانیم. فعلاً که رو به قبله ایستاده‌ایم، هر وقت پشت به قبله شدیم شما بلند شو بیا. رو به قبله نماز را مى‌خوانیم و همین قرآن را مى‌خوانیم. همین کارهای روزمره را داریم مى‌کنیم. دیگر چه چیزى دارد که حتماً باید بیایم و فلان و این حرف‌ها؟!

  • این را مى‌گویند ها! این را مى‌گویند، انسان خلاصه ... چه عرض کنم؟! حالا یک مطالبى هست که غیر از اینجا إن‌شاءالله در شب سه‌شنبه مى‌گویم.

  • سال‌ها گذشت و سال‌ها گذشت. چه شد؟! چه بندى از دست و پاى تو برداشت؟! چه بندى از تو جدا کرد؟! چقدر اضافه کرد؟! تا کار برسد به آنجایى که برسد! اگر شما یک دوستى پیدا کردید که این دوست ـ اصلاً مى‌گوییم: دوست! استاد نه، ولىّ خدا نه، اصلاً پیغمبر نه، اصلاً على نه، شما که مى‌گویید: مولانا سنّى است و مولا یعنى على دوست است ـ بیاید در این دنیا بالأخره این دنیا دیگر افرادش مشخص هستند؛ ایران، عراق، امریکا، استرالیا، هند و... یک دوستى شما در این دنیا پیدا بکن که این بیاید بندها را از تو بردارد، تو برو سجده‌اش بکن! دیگر از خدا چه مى‌خواهى؟! بند را بردارد نه‌اینکه بند را بگذارد! بند را بردارد! حالا شما اسمش را دوست بگذار، اسمش را على بگذار، اسمش را امیرالمؤمنین هرچه می‌خواهی بگذار! حالا ما اسم آنها را امیرالمؤمنین مى‌گذاریم. اسم او امیرالمؤمنین است. اسم او على بن أبى طالب است. اسم او خلیفۀ رسول الله است شما اسمش را دوست بگذار. مگر امیرالمؤمنین نمى‌گفت که من دوست شما هستم؟! مگر مرحوم آقا نمى‌گفتند که من استاد نیستم، من دوست هستم؟! مگر نمى‌گفتند که من رفیق هستم؟! مگر خودشان نمى‌گفتند؟! ماها نه‌خیر! ماها استادیم! بیایید! هان! استادیم!

/ 613