اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

23
  • اما عجیب است! هرچه راجع به مولانا حرف مى‌زنند، دائماً بر تعداد ارادتمندانش اضافه مى‌شود! من نمى‌دانم که چه کسی اضافه مى‌کند؟! این یک چیز عجیبى است. دائماً مقاله بنویسید! چندتا [از افراد] را توانستید از مولانا [جدا] کنید؟! چندتا؟! دنیا دارد به‌سمتش می‌آید! همه ریزه‌خوارى این سفره را مى‌کنند. آن شخص با بضاعت مزجات خودش راجع به مولانا حرف مى‌زند! بیا دو خط مولانا را معنا کن، این‌قدر زیاده‌گویى نکن!

  • آن اشکالى که باعث شده است که نتوانیم در تبلیغ خودمان در دنیا موفق باشیم این است که حدّ خودمان را نشناخته‌ایم! اشکال این است. پا را از حدّ خودمان فراتر گذاشته‌ایم، در آن افق‌هایى که نباید دخالت کنیم، دخالت کرده‌ایم، توان خود را نسبت به مطالب درنظر نگرفته‌ایم، لباس و قباى دیگران را پوشیده‌ایم، ادعاى دیگران را مى‌کنیم و خود را در جاى دیگران نشانده‌ایم! لذا باعث بى‌آبرویى خود و مدعاى خود شده‌ایم؛ هم آبروی خودمان رفته است و هم آنچه را که ادعا کرده‌ایم! واقعاً عجیب است! مطالبى را که انسان الآن مشاهده مى‌کند و مسائلى را که مى‌بیند و حرف‌هایی که از این‌طرف و آن‌طرف مى‌زنند چیست؟ آیا این ادعایى که مى‌شد این بود؟! آیا صداقت این بود؟! مسئله این بود؟! حرف این بود؟! چه کسانی؟! نصارىٰ باید به ما ایراد بگیرند! نصارىٰ! آدم‌های بى‌دین باید به ما ایراد بگیرند! اینها که پیغمبرشان را پیغمبر امین مى‌دانستند! اینها که پیغمبرشان را پیغمبر صادق مى‌دانستند؟! اینها که مى‌گفتند: ﴿وَٱذۡكُرۡ فِي ٱلۡكِتَٰبِ إِسۡمَٰعِيلَ إِنَّهُۥ كَانَ صَادِقَ ٱلۡوَعۡدِ﴾1 پس چطور شد؟! قضیه چیست؟! و دائماً [به دیگران] مى‌بندیم! این نقشۀ اوست! این‌ زیرنویس اوست! دائماً به این‌طرف و آن‌طرف بزنیم! همیشه همین‌طور بوده است. عرض کردم که تاریخ همیشه یک سناریو را به اجرا درمى‌آورد، بازیگرانش متفاوت هستند ولی سناریو یکى است! چرا امیرالمؤمنین علیه‌السّلام را کنار زدند؟! چرا؟! چون امیرالمؤمنین صادق بود او را کنار زدند! آنها آدم حقه‌باز مى‌خواستند! آنها آدم کلک و متقلب مى‌خواستند! آنها آدمى مثل مالک بن نویره مى‌خواستند که وقتى [خالد بن ولید این] مسلمان را کشت، شب با زن او زناى محصنه کرد! او را پیش [خلیفه] آوردند و گفت: چون به مصلحت نظام ماست، قصاص نمى‌کنیم! آنها این را مى‌خواستند! على نه بابا! اگر از بیت المال یک گردن‌بند عاریه بردارند، به دخترش مى‌گوید: اگر نبود، دستت را قطع مى‌کردم! این را نمى‌خواهند! آدم حقه‌باز مى‌خواهند که به‌جای پیغمبر بالای منبر ایشان برود! آدم دروغ‌گو و [اهل] مصلحت می‌خواهند! مصلحت است! مصلحت نظام ماست! این مصلحت دیگى است که هر نخودى در آن بریزند جا مى‌گیرد! هرچه لوبیا و بنشن بریزند، ته آن مى‌رود و اصلاً بالا نمى‌آید! مصلحت است دیگر! دروغ مصلحت مى‌شود! غیبت مصلحت مى‌شود! تهمت مصلحت مى‌شود! افشاى اسرار مردم مصلحت مى‌شود! شنود مصلحت مى‌شود! اطلاع پیدا کردن بر سرّ مردم مصلحت می‌شود! مصلحت است دیگر! مى‌گویم که دیگى است که هرچه در آن بریزند مى‌گوید: هَل مِن مَزید؟! بده بیاید! تقلب مصلحت می‌شود! ازبین بردن مردم مصلحت می‌شود! [بیت المال را] بالا کشیدن مصلحت می‌شود! کشتى با بارش در دریا مى‌رود، [می‌گویند:] مصلحت است! مصلحت نبود مى‌ایستاد! حالا داخل دریا رفته است، صدایتان هم درنیاید! همه [چیز] مصلحت است!

    1. . سوره مریم (19) آیه 54. انوار الملكوت، ج ‌1، ص 147:
      «و یاد بیاور در كتاب اسماعیل را كه حقّاً او در وعده خود، صادق بود.»
/ 613