اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی می‌پردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار می‌دهند که غوطه‌وری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، می‌تواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاه‌های میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود می‌پردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد

25
  • من به او گفتم: آقاجان این خوش‌اخلاقى و معلق زدن برای مردم است و برای اینجا نیست! تو که آن‌طور با من صحبت مى‌کنى، من که مى‌دانم در دلت چیست! چرا با من این‌طور حرف مى‌زنى؟! این‌طور حرف مى‌زنى و خدا تقّى به تخته مى‌زند و یک‌دفعه کاسه مى‌شکند و آنچه که در آن هست بیرون مى‌ریزد! [می‌گوید:] این آقا به ما کلک زد! عجب کلک زد؟! آن چیست؟ حالا بیرون ریخته است! درون او این است! این آقا کلک زد چیست؟ با خنده و اینها مخفى است! من که مى‌دانم! خب حالا بد نیست که بقیه هم بدانند. چرا اینجا معلق بزنیم؟! اینجا جاى معلق زدن نیست. قضیه به من ارتباط ندارد، هیچ! حالا بنده مُردم، شما خودتان [چه‌کار می‌کنید]؟! اصلاً ما کنار رفتیم و از ایران هم بیرون رفتیم و تمام شد! شما باهم رفیق هستید یا نیستید؟! این رفاقتتان بر چه اساسى است؟! براساس پسرخاله بودن و پسرعمه بودن و اینهاست یا براساس یک اشتراک‌ مسیر است؟! پس اگر اینجا معلق زدید، به مسیر خیانت کرده‌اید! قضیه [مربوط به] من نیست، به من ارتباط ندارد! من هم مثل شما هستم. من هم همین کار را بکنم و معلق بزنم و دورویى کنم، همین است و یکی است و تفاوتى نمى‌کند! این خیانت مى‌شود. خدا اینجا را نمى‌گذرد! این پا روى دم شیر گذاشتن است! قضیه قضیۀ شخصى نیست! اینها چیزهایى است که باید عبرت گرفت! باید از این دنیا عبرت بگیریم؛ از این دنیا و مسائل و اینها عبرت بگیریم!

  • إن‌شاءالله درس اخلاقمان براى روز بعد درسىِ ما باشد! درستش را بگوییم، اگر بگوییم: «[روز] درسىِ حوزه» باز معلق زدن است! نمى‌شود معلق زد! قرار نیست معلق بزنیم. هر روزى خدا خواست می‌آییم، اگر شنبه نمى‌آمدند ما مى‌آمدیم، خودتان که مى‌دانید! ولى خب چه کنیم که این وضع آشفته باعث مى‌شود که از دیدار هم محروم بشویم! إن‌شاءالله خدا بزرگ است.

/ 12