اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت فناء ذاتی و تجلیات الهی

تبیین نسبت میان عین ثابت، فناء در فعل و اختیار انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فناء ذاتی» و نسبت آن با «عین ثابت» در حکمت و عرفان می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت و فناء آغاز شده و با استناد به آیات قرآن، به‌ویژه آیه تجلی بر کوه، نشان داده می‌شود که فناء به معنای نابودی هویت خارجی نیست، بلکه به معنای انکشاف حقیقت ولایی و برداشته شدن حدود ماهوی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی فناء در فعل و صفت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه موجودات در عین دارا بودن هویت و فعل مستقل، در اراده و مشیت الهی فانی هستند. این جلسه با تأکید بر اینکه فلسفه راهی برای پرده‌برداری از حقایق عرفانی است، به این نتیجه می‌رسد که فناء نه یک امر اعتباری، بلکه یک حقیقت شهودی است که در تمام مراتب وجود جاری است.

حقیقت فناء ذاتی و تجلیات الهی

7
  • اگر ما این مسئلۀ تبدل وجود به موجود را دقت بکنیم اینجا به دردمان مى‌خورد و به دادمان مى‌رسد یعنى همان قضیه را ببینید ما قشنگ راحت جلو آوردیم؛ همان کیفیت تصور ماهیت و عینیت او با وجود. اگر ما در ذهن خودمان این کیفیت تصور را تحقق ببخشیم، آن‌وقت مسئلۀ فناء مثل آب خوردن حل مى‌شود و دیگر این‌همه بحث‌هاى علامه و علمین و مرحوم علامه و مرحوم والد ـ رضوان الله علیهما ـ خیلى سلیس خواهند شد و خیلى سریع الفهم و سریع الهضم مى‌شود!

  • حالا بحث از فناء ذاتى در چیز مى‌ماند. اینها را که عرض کردم همه براى این است که ما مثل افلاطونى را با این تقریرى که بنده عرض مى‌کنم به این کیفیت مطلب را برسانیم والاّ کلام مرحوم میرداماد نسبت به این مسئله وافى هست با یک مختصر اختلافاتى که حالا عرض کردم و اگر با حسن‌ظن بخواهیم به کلام ایشان نگاه کنیم، مى‌توانیم از آن اختلافات صرف‌نظر کنیم.

  • عبارت بنده در اینجا این بود که وقتى آن وجود متبدل به یک موجود خارجى مى‌شود، چیزى اضافه نمى‌شود و هرچه هست در همان حقیقت وجود است و شکل پیدا مى‌کند. آن هنرى که الآن در یک خطاط هست، آن هنرِ خطاط در درون سینه و قریحۀ اوست. وقتى شما در کنار او مى‌نشینید هنوز چیزى روى میز نیست. ببینید! هنوز چیزى روى میز نیست، هنوز روى صفحه چیزى نوشته نشده است، در اینجا وقتى که خطاط قلم را به دست مى‌گیرد دو چیز تحقق پیدا مى‌کند؛ مطلب اول آن شکل و آن ترکیب و آن کیفیت نقوشى است که در سینه دارد یک خطاط وقتى که مى‌خواهد قلم به دست بگیرد و بنویسد، همین‌طورى على شیر خدایى که نمى‌آید کاغذ را بردارد این‌طورى بنویسد! خط‌هایى که ما مى‌نویسیم اینها همه على شیر خدایى است! چیزهایى که ما مى‌کنیم، سندهایى که ما مى‌نویسیم، همه على شیر خدایى است و همین‌طور قلم را دست مى‌گیریم و وقتى که تا آخر نوشتیم حالا امضاء هم که کردیم نگاه مى‌کنیم چه نوشته‌ایم!