
حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا
تبیین جایگاه تجرد و وحدت در افعال الهی و انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی به پدیدههای مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرتهای ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمیگردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند میخورد؛ بهگونهای که قیام سیدالشهدا علیهالسلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته میشود. استاد با نقد تفاسیر تقلیلگرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار میدهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی میکشاند.
حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی به پدیدههای مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرتهای ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمیگردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند میخورد؛ بهگونهای که قیام سیدالشهدا علیهالسلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته میشود. استاد با نقد تفاسیر تقلیلگرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار میدهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی میکشاند.
حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا
18تلمیذ: این مطلبى که دربارۀ جملۀ مشهور کلُّ أرضٍ کربلا و کلُّ یومٍ عاشوراء فرموده بودید که به آن مضمون خاصش برمىگردد، با این مطلبى که امروز فرمودید در تعارض است!
بیان دو تحلیل برای جملۀ مشهور «کلُّ أرضٍ کربلا و کلُّ یومٍ عاشوراء»
استاد: این جمله را به دو معناى مختلف مىتوانیم ترجمه و معنا کنیم یعنى برایش مصداق درست کنیم. یکى اینکه کلُّ أرضٍ کربلا و کلُّ یومٍ عاشوراء به این معناست که کربلا یک واقعۀ اختصاصى نبوده است و [برای] هر کسی در هر نقطهاى و در هر جایی از نقطهنظر جهت مادى بخواهد شبیه یک همچنین قضایایی اتفاق بیفتد و [شخصی] مورد ظلم قرار بگیرد، این براى او در آنجا صدق کربلا بودن مىکند و عاشورا در همانجا تحقق پیدا مىکند. خب همانطور که عرض کردم در آنجا دو مرتبه مىتوانیم این مسئله را ارزیابى کنیم. اگر بخواهیم از یک جهت ارزیابى کنیم، اولاً اگر دید خودمان را از عاشوراء و کربلا یک دید عادى و پایین و ظاهرى دربیاوریم بنابراین تمام زمینها کربلا و تمام وقایع هم واقعه عاشورا مىشود! یعنى هر کسى در هر جاى دنیا، کمونیست یا نصرانى هم باشد همینکه مورد ظلم قرار بگیرد و یک ناحقى در آنجا انجام بشود، مصداق براى عاشورا بودن در آن واقعه و کربلا بودن در آن سرزمین در اینجا صدق مىکند گرچه دانمارک باشد، خب باشد! فرض کنید که نهضتهاى مختلف ضدّ [ظلم] باشند [مثلاً] برای ژاندارک هم عاشورا و کربلایى بود. حالا [برای] چهرههاى مختلف [هم همینطور است]. یعنى وقتى ما بخواهیم توسعه بدهیم [اینگونه میگوییم]، مثلاً فرض کنید که ژنرال تیتو هم با همان آلمانها و نازىها مبارزه کرد و برای آنها هم همین مسئله بود! چگوآرا هم [همینطور] بود.
اینکه عرض مىکنم به این خاطر است که الآن بعضىها نسبت به این عقیده دارند نهاینکه ندارند! بنده حتی از خیلى از سخنرانان سابق در زمان شاه سخنرانىهایى شنیدم که اینها همه را در یک خط ذکر مىکردند منتها حالا کمی بالا و پایین دارد! نوارهایشان را گوش دهید و صحبتهایشان را نگاه کنید و ببینید تحلیل و توجیهى که از نهضت امام حسین علیهالسّلام مىکنند، یک نهضت ضد ظلم است! خب ظلم همیشه هست! یزید که فقط آن زمان نبوده است، در زمان پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ابوسفیان، ابوجهل، عتبه و شیبه بودند! در زمان امیرالمؤمنین معاویه بود و در زمان امام حسن و امام حسین و امام زینالعابدین علیهمالسّلام هم بودند و قبلش از هابیل و قابیل شروع مىشود و همینطورى جلو مىآید، برای ابراهیم هم یک عاشورا و کربلایى بود! و یا افرادى که در مقابل ظلم ایستادند گرچه پیغمبر یا اولیاء خدا نبودند و از افراد عادى بودند، برای آنها هم یک همچنین مسئلهاى بود. افرادى که الآن هم حتى زنده هستند و پیر هستند و یک زمانى هم آنها آن کارها را انجام دادند، در یک عاشورا و کربلایى بودند و همیشه این بوده است.
