اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

تبیین جایگاه تجرد و وحدت در افعال الهی و انسانی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

1
  • درس هفتصد و پنجاه و یکم

  • ماحاصل بحث مثل افلاطونى

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • عدم تنافی حیثیت مادى با حیثیت مجردى موجودات

  • عدم افتراق بین موجود مادى و ملکوتى و مجرد

  • حاصل مطالبى که در بحث مُثل افلاطونى گفته شد این بود که تمام موجودات از نقطه‌نظر حیثیت مادى با حیثیت مجردى خودشان خیلى تنافى ندارند و آنچه که براى اذهان عامى ما موجب شبهه و اشکال در این قضیه مى‌شود این است که ما بین موجود مادى و موجود ملکوتى و مجرد افتراق قائل هستیم. این قضیه باعث مى‌شود که نتوانیم بین این دو یک خطّ ارتباطى ایجاد کنیم. این خطّ ارتباط ارتباطى است که افراد مشخصۀ مادى را به آن افراد و شخصیت‌هاى مجرده ربط مى‌دهد و فاصله را از میان برمى‌دارد! اما آنچه که برای ما دانستن آن در درجۀ اولِ اهمیت قرار دارد این است که باید بدانیم که مسئلۀ وحدت در مسئلۀ حقائق مادیه، ـ فقط اختصاص به حقائق مادیه ندارد ـ طبعاً آن موجودات داراى خصوصیات وُحدانى مى‌شوند و از یکدیگر تمایز پیدا مى‌کنند ولى در مسئلۀ تجرد و اشیاء مجرده قضیه کم‌کم به یک حالت وحدتى تنازل پیدا مى‌کند.

  • براى ادراک بهتر این مسئله مى‌توانیم به خود صفات شخصیۀ انسان و افعال خارجى منبعثۀ از این صفات اشاره کنیم. هر شخصى در وجود خارجى خودش یک حقیقت وُحدانى است که‌ آن حقیقت وُحدانى ارتباطى با حقیقت و تشخص دیگر ندارد! زید خارجى با عمرو خارجى دو فرد خارجى است و هردو داراى دو شکل و دو وزن و دو آثار مادى خارجى هستند. ولى وقتی که ما از این مرتبه به یک مرتبۀ عمیق‌تر که عبارت از صفات و امثال‌ذلک است برویم، مى‌بینیم که یک جنبۀ اشتراک قوى‌ترى بین زید و عمرو وجود دارد و آن عبارت از اوصاف و ملکاتى است که آنها دارند؛ مى‌بینیم این بخشنده است و آن‌هم بخشنده است و این بخیل نیست و آن‌هم بخیل نیست یعنى دو صفت بخشندگى در میان این دو وجود دارد که این دو صفت بخشندگى حکایت از یک ظهور خارجى مى‌کند. در ظهور خارجى این، حاتم طائى مى‌شود به‌طوری‌که بذل و بخشش و جود در او کاملاً محسوس است. اما آن جهتى که در ظهور خارجى مورد لحاظ قرار مى‌گیرد براى ما قابل رؤیت نیست، ما آن نفس ظهور را مى‌بینیم که دست در جیب کرده و اعطاء مى‌کند یا فرض کنید که برای شخصى ]بذل و بخشش[ دیگر عادت شده است! این حالت و آثار خارجى را که مى‌بینیم، با آن حالت خارجى که مشابه با حاتم طائى است [در مقام مقایسه قرار مى‌دهیم]! چون افرادى در آن زمان غیر از حاتم طائى هم بودند که به جود و سخاء و اینها معروف بودند و فقط او نبود و گاهی از اوقات در مقام مقایسه مى‌آوردند و ذکر مى‌کردند و آن آثار خارجی را در مقام مقایسه قرار می‌دادند.