اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مثل افلاطونی و جایگاه آن در هستی

تبیین نسبت میان وحدت حقیقت و کثرت موجودات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت «مُثُل افلاطونی» و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه افلاطون درباره حقایق کلی آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که چگونه یک حقیقت واحده در مراتب نزول خود، به اشکال و اصناف گوناگون ظهور پیدا می‌کند. در ادامه، ضمن تأکید بر تأثیر کشف و شهود بر عقلِ فیلسوفان، به ضرورت بهره‌گیری از معارف عالیه اهل‌بیت علیهم‌السّلام برای درک صحیح حقایق هستی اشاره می‌شود. استاد با نقد نگاه ظاهربینانه به مسائل دینی و ولایی، بر لزوم حریت و مناعت طبع در نشر معارف حق تأکید کرده و در نهایت، مسیر بحث را به سوی پرسش بنیادین درباره چگونگی صدور کثرات از آن حقیقت واحده سوق می‌دهند تا زمینه برای تبیین دقیق‌تر در جلسات آتی فراهم شود.

حقیقت مثل افلاطونی و جایگاه آن در هستی

6
  • خلاصه این یک مطلبى است که مى‌توانیم بگوییم که اینها بزرگ هستند، نیاز به سُمعه ندارند، نیاز به شهرت ندارند، نیاز به معروفیت ندارند، اینها این چیزها را مى‌گویند که مى‌خواهد چاپ بشود و مى‌خواهد نشود. صد سال هم بماند و گرد هم بخورد، بخورد. قضیه همین است. هروقت مصلحت خدا اقتضاء کرد، همان موقع، موقع چاپش خواهد شد. هزارتا مثل بنده و امثال بنده هم بیایند، نمى‌توانند جلوگیرى بکنند. خب این یک مسئله است.

  • اما مسئله را اگر دقیق‌تر بخواهیم بررسى کنیم که همین‌طور هم هست و شواهد هم همین را نشان مى‌دهد و مطالب دیگرشان هم حکایت از همین قضیه مى‌کند این است که این مطالبى را که ما مى‌گوییم، مطالبی است که از پیش‌ خود نمى‌گوییم! ببینید این نکتۀ دقیقى است که اینها مطالبى است که از آنجا آمده و از پیش خود نیامده است! مطلبى که از آنجا بیاید مستند به صاحب خودش است و به ما ارتباط ندارد. ما فقط یک زبانى بودیم و یک واسطه‌اى براى بیانش بودیم، ما نگفتیم!

  • آن توجیه اول، توجیه خیلى خوبى است که شخصى حر و آزاد باشد و بگوید که ما براى کتابمان دست نیاز دراز نمى‌کنیم. همۀ ما باید همین‌طور باشیم. الآن همۀ ما که در یک هم‌چنین مقامى مى‌ایستیم، مقامی که مى‌خواهم الآن بگویم و تا حدودى از آن را گفتم، ما همۀ اینها را از خودمان مى‌گوییم؛ این حرف‌هایی که مى‌زنیم ـ من، شما، آنها، همه بلا استثناء! حالا من خودم را مى‌گویم شماها را چیز نکنم ـ از خودمان این حرف‌ها را مى‌گوییم ولى همین‌قدر این حریت را داشته باشیم براى بیان این مطالب دست التجاء دراز نکنیم! مى‌خواهد بشود، مى‌خواهد نشود، به جهنم! صد سال بماند، چاپ بکنند، سایت بگذارند، نگذارند، پخش بکنند یا نکنند همه به جهنم!

  • هیچ دلیلى براى اینکه اصرارى باشد نیست. اگر خدا قرار باشد این حرف ما را برساند، مى‌رساند. و مى‌رساند هم! می‌رساند به گوش آن کسى که در آن گوشۀ دنیا هست. خبرهایش به من مى‌رسد. طرف نه به باغى بوده و نه به داری بوده، نه چیزى بوده، یک‌دفعه از یک جا، کجا، فلان [این حرف‌ها به او رسیده است] این معلوم است که این قضایا در اختیار من و امثال من نبوده است. مسائل از یک جاى دیگر است و برنامه‌ریزى‌ آن از یک جاى دیگرى است و شکل‌گیرى‌اش از یک جاى دیگر است. مرحوم آقا مى‌فرمودند که ما این حرفمان را در کتاب مى‌نویسیم ـ حالا این مطالب ایشان بود ـ آن کسی که باید بفهمد، مى‌فهمد! صدهزارتاى دیگر نگاه مى‌کنند، مسخره مى‌کنند!