اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مثل افلاطونی و جایگاه آن در هستی

تبیین نسبت میان وحدت حقیقت و کثرت موجودات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت «مُثُل افلاطونی» و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه افلاطون درباره حقایق کلی آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که چگونه یک حقیقت واحده در مراتب نزول خود، به اشکال و اصناف گوناگون ظهور پیدا می‌کند. در ادامه، ضمن تأکید بر تأثیر کشف و شهود بر عقلِ فیلسوفان، به ضرورت بهره‌گیری از معارف عالیه اهل‌بیت علیهم‌السّلام برای درک صحیح حقایق هستی اشاره می‌شود. استاد با نقد نگاه ظاهربینانه به مسائل دینی و ولایی، بر لزوم حریت و مناعت طبع در نشر معارف حق تأکید کرده و در نهایت، مسیر بحث را به سوی پرسش بنیادین درباره چگونگی صدور کثرات از آن حقیقت واحده سوق می‌دهند تا زمینه برای تبیین دقیق‌تر در جلسات آتی فراهم شود.

حقیقت مثل افلاطونی و جایگاه آن در هستی

7
  • من به مرحوم آقا گفتم که آقا شما اینها را براى آنها که نمى‌نویسید که مسخره مى‌کنند. آنها مسخره‌شان را مى‌کنند شما اینها را براى کسی مى‌نویسید که لَهُ سَمعٌ و لَهُ أُذنٌ و لَهُ عَینٌ! ایشان براى او مى‌نویسد والاّ کتاب شما که نعوذ بالله بالاتر از قرآن نیست. مگر قرآن را چه‌کار مى‌کردند؟! مسخره نمى‌کردند؟! پیغمبر این قرآن را براى چه کسی آورده است؟! برای ابوسفیان آورده است؟! نه والله! براى ابوجهل آورده است؟! نه والله! قرآن را براى أبی‌ذر، سلمان، حذیفه، مقداد، حبیب، محمد بن أبى‌بکر، مالک و براى این اصحاب آورده است براى آنهایى که بخواهند جلوتر بروند و همین‌طور مدام مرتبه مرتبه جلو بروند، هر مرتبه را برای همان مرتبه آورده است والاّ اصلاً چه کسى گفته که خدا قرآن را براى ابوجهل آورده است؟! او برود پى کارش و گم بشود! ابوجهل چه کسى است؟!

  • لذا وقتى مى‌بینید کسى یکى از مطالب را مسخره مى‌کند، اصلاً این مطلب را براى [او نیاورده‌اند]. من یک وقتى یک حرفى را مى‌زنم، طرف مى‌گوید که آقا این حرف تو چرت‌وپرت است. مى‌گویم که واقعاً صددرصد درست می‌گویی و هیچ شکى در آن نیست! اصلاً این را براى تو نگفته‌ام که مى‌گویى که چرت‌وپرت است! من این را براى این گفته‌ام. خب این‌هم که نمى‌گوید: چرت‌وپرت است. پس بى‌حسابیم! نه تو حساب دارى، نه ما! چرا من ناراحت بشوم؟! این حرفى که مى‌زنم، تو نشنو و گوش خودت را بگیر. برو آبگوشتت را بپز! آن کسی که باید بشنود، مى‌شنود. پس نه تو ناراحت بشو نه ما، هیچ‌کدام! خب این یک حریتى است که همه باید داشته باشیم.

  • حریت؛ شرط اوّلی ِخواندن علوم آل محمد

  • شرط اوّلىِ آمدن و خواندن این علوم آل محمد علیهم‌السّلام همین حریت است. این حریت است! این را باید همه داشته باشیم اما آنچه که او مى‌گوید یک چیز دیگر است. آنها بالاتر از این مى‌گویند. آنها مى‌گویند که این حرف، حرف ما نیست! حرف چه کسى است؟ حرفى است که مربوط به اوست! حرفى است که مربوط به آن محبوب است! حرفى است که مربوط به آن معبود است! حرف محبوب از محبوب‌ آمده گرچه از زبان من آمده و از قلم من آمده است اما حرف برای اوست. وقتى حرف برای اوست محبوب که نمى‌آید تنازل کند و دست نیاز و التجاء به‌سوى این سَفَلۀ دنیا دراز کند! آن در مقام مناعت و در مقام عزّت و در مقام رفعت خودش متمکن است!