
حقیقت مثل افلاطونی و جایگاه آن در هستی
تبیین نسبت میان وحدت حقیقت و کثرت موجودات عالم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت «مُثُل افلاطونی» و جایگاه آن در نظام هستی میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه افلاطون درباره حقایق کلی آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه مییابد که چگونه یک حقیقت واحده در مراتب نزول خود، به اشکال و اصناف گوناگون ظهور پیدا میکند. در ادامه، ضمن تأکید بر تأثیر کشف و شهود بر عقلِ فیلسوفان، به ضرورت بهرهگیری از معارف عالیه اهلبیت علیهمالسّلام برای درک صحیح حقایق هستی اشاره میشود. استاد با نقد نگاه ظاهربینانه به مسائل دینی و ولایی، بر لزوم حریت و مناعت طبع در نشر معارف حق تأکید کرده و در نهایت، مسیر بحث را به سوی پرسش بنیادین درباره چگونگی صدور کثرات از آن حقیقت واحده سوق میدهند تا زمینه برای تبیین دقیقتر در جلسات آتی فراهم شود.
حقیقت مثل افلاطونی و جایگاه آن در هستی
8دائماً او پادشاه مطلق است *** در کمال عزّ خود، مُستغرق است او به سر ناید ز خود آنجا که اوست *** کى رسد عقل وجود آنجا که اوست1 معنای «عزیز» در قرآن
او عزیز است! اینهمه در قرآن عزیز نداریم؟! عزیز یعنى چه؟! عزیز یعنى کسى که هیچ شخصى را به حریم خودش راه نمىدهد، حریم دارد. عزیز یعنى این. کسى نمىتواند در حریم او نفوذ کند و بیاید بگوید که من هم مثل تو هستم. او عزیز است، او منیع است، او بلندمرتبه است و او نیاز به کسى ندارد. مطلب او، نباید با درخواست که آقا تو را به خدا [قسم] بیا این قرآن مرا چاپ کن، بیان شود!
﴿إِنَّا نَحۡنُ نَزَّلۡنَا ٱلذِّكۡرَ وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَ﴾2 پى کارت برو! مىروى قبر امام حسین را خراب مىکنى؟! برو پى کارت! ما امام حسین را در تمام قلوب ماسوىالله کاشتهایم! تو مىآیى دوتا خشت را خراب مىکنى؟! چه دارى مىگویى؟! چه دارى مىگویى؟! مىآیى گنبد سامرا را خراب مىکنى؟! گنبد را خراب کن! من وقتى این گنبد سامرا را خراب کردند، هیچىام نشد! نه شکمم را پاره کردم، نه جِر دادم، نه در سرم زدم و نه پیاده در کوچه عربده کشیدم، نه! گفتم که چندتا خشت است که افتاده است. اگر مىتوانید بیا امام على النقى و امام حسن عسکرى علیهماالسّلام را از دلهاى ما بیرون کنید بدبختها! دوتا گنبد و خشت افتاده است چیزی [نیست]! حالا دوباره دارند مىسازند محکمتر هم دارند مىسازند با بتن هم دارند مىسازند که با بمب هم خراب نشود. حالا دوباره هم خراب کردند که کردند. اگر مىتوانید بیایید محبت اهلبیت را از دل ما دربیاورید خاک بر سرتان! این چیست که دارید بمب مىگذارید خراب مىکنید؟! حالا شما فرض بکنید الآن که ما به زیارت عسکریین مىرویم تا آن موقعی که گنبد بود فرق کرده است؟! شما که زیارت امین الله براى این امامین مىخوانید با آن موقع تفاوت کرده است؟! نه آقا! آیا آن موقع حالش بیشتر بود؟! هان! گنبد بود، نما داشت، طلا داشت و آینه داشت اما الآن نه، چندتا چوب دور حرم کشیدهاند و یک فرش انداختهاند. [گریه میکنند و میگویند که] بمیرم براى غربت تو! اِ غربت امام حسن عسکرى و امام على النقى به آن گنبدش است؟! بیرون آمدن از غربتش به آن گنبد است؟! ببینید ما چقدر داریم به ظاهر فکر مىکنیم و چقدر چشم ما ظاهربین است؟! هان! ریش ما تا اینجا [بلند] هست اما چشم ما ظاهربین است. امام حسن عسکرى و امام على النقى را داریم به گنبدش مقایسه مىکنیم و معیار قرار مىدهیم! گنبد چیست؟ آقا گنبد خشت است. همین گنبد حضرت معصومه علیهاالسّلام، حالا این گنبد حضرت معصومه را چه بمب بگذارند و چه زلزله بیاید [میریزد]. زلزله بیاید گنبد حضرت معصومه نمىریزد؟! مىریزد! مگر گلدسته نیفتاد؟! یک نفر را هم کشت! چند سال پیش زلزله شده بود و همین گلدسته افتاد. خب آثار طبیعى است، اینکه دیگر تعجب ندارد. آن شخص هم در حرم حضرت بوده إنشاءالله که موردِ رحمت و مغفرت قرار گرفته و به این کیفیت [مرده است] خب حالا او باید برود در خانهاش بمیرد، الآن گنبد روى سرش خورد، بهتر! اینکه مشکلى نیست و مطلبى اتفاق نیفتاده است!
- . منطق الطیر، آغازکتاب، مجمع مرغان. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به توحید علمی و عینی، ص 44.
- . سوره حجر(15) آیه 9. امام شناسى، ج 14، ص 84:
«بهدرستىكه ما حقّاً و حقیقةً قرآن را فرو فرستادیم، و حقّاً و حقیقةً ما حافظ آن مىباشیم!»
