اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت

تفاوت نگاه عرفانی به کثرات با دیدگاه‌های فلسفی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز می‌شود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار می‌گیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشت‌های ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثال‌هایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید می‌گردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگی‌های مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوت‌های سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الی‌الله تأکید می‌ورزد.

حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت

1
  • درس هفتصد و پنجاه و سوم

  • کیفیت تحقق مقام جمعیت در عین کثرت‌

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • در تتمۀ مطالب جلسۀ قبل خدمت رفقا عرض شد در مسئلۀ کیفیت تحقق مقام جمعیت در عین کثرت، کلام مرحوم افلاطون به این توجیه برگشت البته با یک مقداری رنگ و لعاب دادن به آن یااینکه واقعاً مطلب ایشان همین‌طور است با توجه به حسن‌ظن نسبت به مقام ایشان و کیفیت ادراک و شهود در این مسئله این قضیه اتفاق می‌افتد نه‌اینکه نیست. در مباحث عرفان نظرى این مطلب مطرح است که کثرات در سیر صعودى کم‌کم آن حیثیت کثرتىِ خودشان را ازدست مى‌دهند و به یک حقیقت واحد جمعى برمى‌گردند.

  • اختصاص ذکوریت و انوثیت به مرتبۀ عالم شهادت

  • نمى‌دانم در کجا این قضیه از مرحوم والد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ نقل شده است ولى خود بنده در بعضى از همین مجالس قم گفته‌ام که نفوس ذکوریت و انوثیت در مرتبۀ عالم شهادت به این حقیقت هستند ولى در مراتب بالاتر، این نفوس همه تبدیل به نفس واحده مى‌شوند و دیگر در آنجا مسئلۀ ذکوریت و انوثیت مطرح نیست و این در جنبۀ ملکوت سفلى و مثال است که این قضیه‌ شکل مى‌گیرد و در ملکوت سفلى این مسئله تحقق پیدا می‌کند و جنبۀ فعلى و انفعالى در آنجا پیدا مى‌شود و بعد در مثال و برزخ هم که این [مسئله] کاملاً به شکل خیلى روشن درمى‌آید و بالتَبَع در عالم طبع ما مسئله را به این صورت مشاهده مى‌کنیم.

  • اما این نفوس در آن حقیقت طولیۀ خودشان تفاوتی نمى‌کنند، همۀ اینها نفس آدمى هستند و هردوى اینها حقایقى هستند که معنون به‌عنوان خلیفة اللهى و ﴿وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾1 [هستند.] در مقام نفس مسئلۀ ذکوریت یا انوثیت مطرح نیست بلکه در آنجا فقط حیثیت خلیفة اللهى و استجماع جمیع صفات و اسماء است که مورد نظر است و بعد در عالم طبع این مسئله به شکل دو جنبۀ متخالفة الظاهر برمى‌گردد.

    1. . سوره حجر (15) آیه 29سوره ص (38) آیه 72. ‌معاد شناسى، ج ‌6، ص 247:
      «من از روح خودم در آدم دمیدم.»