
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
تفاوت نگاه عرفانی به کثرات با دیدگاههای فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز میشود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثالهایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید میگردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگیهای مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوتهای سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الیالله تأکید میورزد.
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز میشود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثالهایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید میگردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگیهای مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوتهای سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الیالله تأکید میورزد.
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
12حکم وجوب دفاع از امام معصوم علیهالسّلام
الآن فرض کنید که امام علیهالسّلام جانش در خطر هست و چند نفر کمین کردهاند تا حضرت را بکشند، بر شما واجب است که جلوی آنها بایستید و کشته شوید و نگذارید که او بمیرد. دفاع از امام معصوم شرعاً واجب است. چرا اینها در شب عاشورا انجام ندادند؟! همۀ آنها هم مىدانستند، چرا انجام ندادند؟! چون امام حسین حرّ و آزاد است، مىگوید که راه من این است! اگر مىخواهى باشی این است و اگر نمىخواهى [برو]، یعنى اینقدر حریت دارد که حتى حکم واجب شرعى را به آنها نمىگوید! نمیگوید که به کجا دارید مىروید؟! دارید جهنم را براى خودتان مىخرید! امام به آنها حکم شرعى را که واجب است نمىگوید! مىگوید که خب خودشان مىدانند دیگر! و او از روى عظمت، جلال، حریت و آزادىاش [این را فرمود]. اصلاً آدم اسم آزادى را شرم میکند که به یک همچنین افرادى بگوید که اینها حر هستند. آزادى در آخرین مرتبهاش و در اطلاقیتش، حریتى که نه ناشى از تعدّى نفس است بلکه حریتى که ناشى از حریت مطلقۀ پروردگار است! حریتى که ناشى از مقام استغناء است!
تفاوت حریت امام حسین علیهالسّلام با حریت سایر افراد
امام حسین علیهالسّلام حر بود ولی نه مثل حریت ما! خیلى از حریتهایى که ما داریم حریت تکبّرانه است، عربها هم همینطور بودند؛ در عربستان گاهى از اوقات اتفاق مىافتاد که مثلاً شخصی در میدان [نبرد] مىرفت و شخص از پشت سر مىآمد. به او مىگفت که تو نامردى! اگر تو مرد بودى از جلو مىآمدى و آن شخص مىآمد و گردن او را مىزد اما این سرش را برنمىگرداند نگاه کند! عارش مىآمد که سر را برگرداند و نگاه کند! خب اینکه فایده ندارد! این ناشى از أنانیّت نفس است! الآن خیلى از افراد هستند که کمونیست هستند اما مىگویند که ما پاى حرفمان مىایستیم و تا مرگ هم مىرویم! در همان زمان شاه مگر نبودند؟! اصلاً قبول ندارند! یعنی وقتى نفس در مقام تفاخر و تظاهر بیفتد [اینطور میشود]. حالا اگر به همین کسی که کمونیست است بگویند که یکطوری سرت را زیر آب مىکنیم که آب از آب تکان نمىخورد و هیچکس هم نمىفهمد، یکدفعه مىبینى وا رفت!
