
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
تفاوت نگاه عرفانی به کثرات با دیدگاههای فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز میشود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثالهایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید میگردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگیهای مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوتهای سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الیالله تأکید میورزد.
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز میشود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثالهایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید میگردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگیهای مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوتهای سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الیالله تأکید میورزد.
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
13همان زمان سابق بعضىها را اینطورى [مرعوب] مىکردند. مىگفتند که میزنیم و یک انگى هم به تو مىزنیم ـ انگ هم که ماشاءالله! تا طاق مىشود انگ بست! از این چیزها هم که در دکان هر عطارى پیدا مىشود! ـ و مخفیانه هم سرت را زیر آب مىکنیم و آب از آب تکان نمىخورد! یکدفعه مىبینى وا داد! مىگوید که نه!
او فقط مىخواهد مردم بدانند! تا جایى که مردم بدانند و افراد بدانند، جلو مىآید اما همینکه ببیند از کسى خبرى نیست [ادامه نمیدهد!] پس معلوم است که این حر نیست و بندۀ نفس است! این بندۀ نفس است که الآن به این صورت آمده و مىخواهد خود را نشان بدهد. حر آن کسى است که چه کسى بداند و چه کسى نداند، بهدنبال عقیدۀ خودش و مسئلۀ خودش مىایستد. آن آدم، آدمِ حر است. حریتى که امام حسین دارد مربوط به تعدّى نفس نبود. آن کسى که از لشکر یزید دارد به امام حسین میگوید او دارد امام حسین را اینطور [وصف] میکند: «إنَّ نفسَ أبیه لبَینَ جَنبَیه»1یا بعضىها مثلاً گفتهاند: «إنَّ َنفساً أبیة لبین جَنبَیه».2
یک دفعه دیدم شخصی داشت در سخنرانىاش مىگفت: إنَّ نَفسَ أبیَّهِ بَینَ جَبینِه! این ترجمه غلط است! نفس بین جبین نیست, جنبیه یعنى قلبش و در سینهاش هست.
استغناء ذاتی امام حسین علیهالسّلام
امام حسین «أبیة» عادى نبود. این حریت امام حسین به استغناء ذاتى او برمیگشت که آن استغناء ذاتى، استغناء ذاتى پروردگار است که الآن تجلىاش در سیدالشهداست. وقتى اینطور باشد خب آنهم همیشه حر است. آیا دیدهاید که خدا تابهحال بندۀ کسى باشد و طوق عبودیت کسى را به گردنش بیندازد؟! نه! امام حسین هم همینطور است، اول و آخر بیایند او حر است و ظاهر و باطنش یکى است. شیوع پیدا بکند، شیاع پیدا بکند یا نکند، یکى است و فرق نمىکند. مردم بیایند یا نیایند یکى است، سى هزار لشکر عمر سعد روز عاشورا یکدفعه به امام حسین ملحق بشوند؛ هیچ! انگارنهانگار، باز دارد دیوار را نگاه مىکند! اصلاً همۀ این سى هزار لشکر شب عاشورا بروند، خب اگر آنها شب عاشورا تا روز عاشورا بودند شاید صحنۀ عاشورا فرق مىکرد! اگر هزار نفر افراد بیایند بالأخره گرایشِ افراد تفاوت مىکرد. وقتى که رفتند حضرت همینطورى نگاهشان کرد و دید که فقط سى چهل نفر ایستادهاند، برای او هیچ تفاوت نمىکند. چون استغناء ذاتى دارد نه استغناء عرضى! استغناء عرَضى که ما داریم استغناء به اتّکاء به تیر و تفنگ است آقاجان! این تفنگ اگر تِق نشود، یکدفعه طرف غش مىکند و مىافتد! من! بنده خودم را میگویم! این تق بشود، بله بله، این کار را باید بکنید، فلان بکنید، چهکار بکنید اما این تق نکند...
- . الإرشاد، ج 2، ص 89؛ إعلام الوری، ج ۱، ص 45۱.
ترجمه: به خدا روح پدرش [علی علیهالسلام] در کالبد اوست. (محقق) - . تاریخ الطبری، ج 5، ص 415؛ وقعة الطف، ج ۱، ص ۱۸۹.
ترجمه: روح تسلیمناپذیرى در تن اوست. (محقق)
- . الإرشاد، ج 2، ص 89؛ إعلام الوری، ج ۱، ص 45۱.
