اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز می‌شود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار می‌گیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشت‌های ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثال‌هایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید می‌گردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگی‌های مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوت‌های سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الی‌الله تأکید می‌ورزد.

حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» می‌پردازند. بحث با بررسی دیدگاه‌های عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز می‌شود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار می‌گیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشت‌های ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثال‌هایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید می‌گردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگی‌های مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوت‌های سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الی‌الله تأکید می‌ورزد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت

16
  • که اى صوفى چه در انبانه دارى***بیا دامى بنه گر دانه دارى
  • جوابش داد گفتا دام دارم***ولى سیمرغ مى‌باید شکارم1
  • همه‌جا هم آن‌طور بدش هست و خوبش هم هست، عالِم [هم همین‌طور است!] عالِم بدش هم هست. مگر کسروى عالم نبود؟! هان؟! مگر سید ضیاء طباطبائی عالم نبود؟! مگر تقوى عالم نبود که رئیس دیوان رضاشاه شد و در همین مدرسۀ فیضیه هم‌حجره‌اش بود؟! سید ضیاء تقوى در همین‌جا بود و هم‌بحثى و هم‌درسى آقاى خمینى هم بود و اجازۀ اجتهاد هم داشت. مگر علامه وحیدى هجده اجازۀ اجتهاد از نائینى و اینها نداشت که آمد حجاب را برداشت و زن خودش را با سر برهنه در مجلس کشف الحجاب کرمانشاه آورد که سناتور شد و او را کشتند؟! از آنهایى که بعد از انقلاب کشتند و به حق هم کشتند، یکى همین بود! به ناحق خیلى‌ها کشته شدند ولى کشته‌شدگان به حق اینها بودند، همین وحیدى و سناتور على دشتی بودند.

  • بله! آن‌وقت در یک مجلس در همین قم همین علماى قم و افراد، مرحوم پدر ما هم بودند، آن موقع به کشته شدنِ علامۀ وحیدىِ مرتدّ بى‌دین و عوامل کذا که موجب کشف حجاب شد، اعتراض مى‌کردند که این مگر چه گناهى کرده است که باید اعدام شود؟! مرحوم پدر ما در آن‌ مجلس گفتند: لعنةُ الله علیه! همین‌طور بلند گفتند که دیگر همه خفه شدند! همه خفه شدند! لعنةُ الله عَلیه! این مى‌بایست هزار بار اعدام شود، یک اعدام براى او بسیار کم بود!

  • دین مردم دست چه کسانی است؟! کسى که اصلاً کشف حجاب را آورد و فلان کرد و آن‌وقت بى‌پدر شعر گفت: «به شرع احمد مرسل حجاب لازم نیست»!2 این شعر برای همین علامه وحیدى بود، یعنی بى‌پدر و مادر مرتد شده بود! از قوم و خویش‌هاى مادرى ما هم بود ـ مثل اینکه ماشاءالله همه قوم و خویش‌هاى ما یکى از یکى بهتر بودند! ـ آن‌وقت این شعر را آورده بود و خوانده بود و این شعرش را قمر‌الملوک وزیرى همان زمان در رادیو خوانده بود، شعر همین مردِ کثیفِ عوضى و آدم عوضى! مى‌گفتند: آقا مگر این چه گناهى مرتکب شده است که باید اعدام شود؟! ادراک مردم را نگاه کنید!

    1. . همان، مثنوی «الا ای آهوی وحشی...»:
      که ای سالک چه در اَنبانه داری؟***بیا دامى بنه گر دانه دارى
    2. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج 6، ص 194، تعلیقه.
/ 260