
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
تفاوت نگاه عرفانی به کثرات با دیدگاههای فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز میشود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثالهایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید میگردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگیهای مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوتهای سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الیالله تأکید میورزد.
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز میشود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثالهایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید میگردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگیهای مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوتهای سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الیالله تأکید میورزد.
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
6اگر قرار بر این باشد که ما بخواهیم همان راهى را برویم که بقیه مىروند خب با بقیه چه فرقى کردیم؟! همین الآن در راه که مىآمدم یک بنده خدایى را دیدم ـ از دور دیدم ـ رفتند به او گفتند که شما که این حرفها را دارى مىزنى، آیا معتقدی که این حرفها را میزنی؟!
مىگوید: چهکار کنم؟! باید بزنیم! به ما مىگویند که بزنید!
خب بین تو و آن سنّى که دارد انکار ولایت على را مىکند چه فرقی مىکند؟! خب هردو که یکى شدید! او شمشیر خالد را بالاى سرش گرفته بودند، اینهم فلان چیز را بالای سرش گرفتهاند! خب هردو که یکى هستید! پس چه فرقى شد؟! چه تفاوتى شد؟! چشمش به من افتاد سرش را پایین انداخت، خب مىداند! مىداند که نباید اینجا سرش را بلند کند! آن کسى که بهدنبال حق مىرود، همیشه سرش بلند است؛ هرجا که مىرود و هر کاری که انجام مىدهد. این وظیفۀ عالم است، آنوقت ما مىبینیم مطالب مختلف را بهعنوان مسائل دفاع از ولایت [مطرح میکنند!] کدام ولایت؟! طرف نود سال براى ولایت زحمت کشیده است ولی آخرش مىگوید که زیارت عاشورا سند ندارد! این دارد دفاع از ولایت مىکند؟! نود سال در حوزۀ علمیه دارد درس مىدهد آخرش حدیث قلم و قرطاس را انکار مىکند! یعنى دارد یکى از مبانى تشیع را انکار مىکند! آخرش هم قبول نمىکند! آخر هم قبول نکرد، آخر هم قبول نکرد و گفت: ما دیدیم اختلاف مىشود! کدام اختلاف؟! اصلاً هیچ هم اختلاف نمىشود؛ هیچ! قبول دارى یا ندارى؟! اختلاف مىشود یعنى چه؟! چرا به اینطرف و آنطرف مىزنى؟! چرا فرار میکنی؟! چرا دوپهلو حرف مىزنى؟!
ـ ما دیدیم چون اختلاف مىشود و دشمن شاد مىشود ...!
دشمن تشیع!
این اسم دشمن هم که دیگر اصلاً تهوعآور شده است، هر چیزى میشود میگویند که دشمن! دشمن نیست! دشمن تشیع من هستم که نود سال به ظاهر در مقابل امام زمان ایستادهام و آخرش زهر خودم را ریختم. من دشمن تشیع هستم! دشمن چه کسى است؟! بابا اینها پشه هم بهحساب نمىآیند! دشمن ما هستیم که دم از متابعت امام صادق علیهالسّلام مىزنیم ولی با حرفهاى خودمان شمشیر به روى امام صادق کشیدهایم! ما دشمن هستیم. [میگوید که] دشمن شاد مىشود لذا گفتیم که این مطلب پخش نشود! دشمن شاد مىشود!
