
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
تفاوت نگاه عرفانی به کثرات با دیدگاههای فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز میشود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثالهایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید میگردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگیهای مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوتهای سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الیالله تأکید میورزد.
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز میشود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثالهایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید میگردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگیهای مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوتهای سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الیالله تأکید میورزد.
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
9شما الآن کتابهاى فخر رازى را در کتابخانهتان دارید و میخوانید، فخر رازى بهتر بود یا مولانا؟! کدامیک از آنها؟! بااینکه مىگویند که فخر رازى در اواخر شیعه هم شد، یک همچنین قولى هم هست. سى جلد کتاب تفسیر دارد:
کوتاه سخن به این درازى *** تفسیر کبیر فخر رازى1 سى جلد برداشته همینطورى نوشته است! خب واقعاً مطالب مفیدى هم در تفسیرش هست! بنده خواندهام و در همین مسئلۀ اجماع و کتاب اجماع که نوشتهام مطالب فخر رازى را هم نقل کردهام! خیلى خب! عمَرش برای خودش و مطالب دیگرش هم برای ما، طورى نشده است! نه فحشى به او مىدهیم و نه سبّى به او مىکنیم.
کوتاه سخن به این درازى *** تفسیر کبیر فخر رازى آن موقع ما میخواندیم.
ویژگی یک مکتب علمی
اصلاً یک مکتب علمى که نباید اینقدر خودش را پایین بیاورد و پست کند که مردم به او بخندند. یک مکتب علمى همیشه باید براى بحث الگو باشد. الآن این مطالب را که ما از اینها میشنویم، آقا والله مردم مىخندند، نمىدانم چرا اینها نمىفهمند! به این حرفها مىخندند! امروزه گذشت آن زمانى که هر کسی هرچه گفت فقط به دید قدّیسیت و تقدس به او نگاه بکنید! نه! امروز زمانۀ تحقق یک بستر علمى براى هرجا و براى هر موردى است پس چرا باید حوزۀ علمیۀ ما از این مسئله دور باشد؟! البته الآن باز بهتر شده است! دیگر آن زمانى که از یک جا دستور مىآمد که آقا بحث فلسفه را ترک بکنید، آن زمانها گذشت. آن زمانى که وارد مجلس مىشدند وقتى که شخص چای یا قهوه مىخورد یکى از آنطرف مىگفت: استکان آقا را آب بکشید! دیگر همه حکم به تکفیر مىکردند، آن زمان دیگر گذشت! الآن دیگر آن زمان نیست و این دست و پا زدنها، دست و پا زدنهای حفظ موقعیت فعلى است که به نتیجه نخواهد رسید. اینها فایده ندارد! دنیا ما را مجبور به این کرده است که تابع حق باشیم. مجبور کرده است! اگر نباشیم در همۀ زمینهها و در همۀ موارد ما را کنار مىگذارد! و این در همهجا هست، خیال نکنید که مسئله مربوط به این قضیه است. نه! در خود ما هم همینطور است، در حوزۀ خودِ ما، در اینجا هم همینطور است و هیچ فرقى نمىکند که یک جا انسان یک مطلب حقى را ببیند و اغماض کند یا یک مطلب حقى را ببیند و از آن مطلب حق پیروى کند. این یک واقعیتى است که در کُمون و در نهاد تشیع قرار دارد.
- . شاعر یافت نشد.
