
حقیقت قضا و قدر الهی
تبیین وحدت اراده در مقام واحدیت و بطلان تقدم و تأخر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضا و قدر الهی میپردازند و با نقد تصورات عامیانه و ناقص از این مبحث، بر این نکته تأکید میکنند که قضا و قدر به یک واقعیت ثابت و واحد بازمیگردد. ایشان با استناد به مبانی فلسفی و عرفانی، اثبات میکنند که در مقام ذات پروردگار، ارادهای ثانوی یا متأخر وجود ندارد و تمام سلسله مراتب وجود به نفس اراده واحده الهی ایجاد شده است. در ادامه، با تحلیل روایاتی همچون «کان الله و لم یکن معه شیء و الآن کما کان»، این حقیقت تبیین میشود که عالم هستی و مراتب آن، هماکنون نیز در محضر پروردگار به همان نحوِ وحدت و بساطت موجود است. در نهایت، با اشاره به داستانهایی از اصحاب پیامبر و اولیای الهی، بر این نکته تأکید میشود که حقیقتِ عالم، هماکنون پیش روی انسان است و آنچه نیاز است، کنار رفتن پردههای غفلت از دیدگان است.
حقیقت قضا و قدر الهی
9این «و الآن کما کان» الآن که این خلق مادى در مرآى و منظر ماست، الآن که این عوالم همه در جلوى چشم ماست، دیگر این «کانَ الله و لم یَکن مَعه شیءٌ» چه معنا مىدهد؟! یعنى خدایى که در آن موقع بود و هیچ نبود، الآن هم آن خدا هست «و لم یَکن مَعه شیءٌ»، نهاینکه هیچ نبود. «کانَ الله و لم یَکن مَعه شیءٌ» معناى این روایت معناى نبود اشیاء نیست بلکه معنایش عدم تکوّن اشیاء بهنحو وجود انضمامى است. نمىدانم چرا اینها آنقدر نمىفهمند! وجود انضمامى اشیاء در کنار پروردگار معنا ندارد، مگر این وجود را از کیسۀ خالهشان آوردهاند؟! «کانَ الله و لم یَکن مَعه شیءٌ» یعنى همان مقام أحدیة الذات، همان صرافت وجود، همان مقام وجود اطلاقى و لایتناهى که در ذات پروردگار هست، دو برنمىدارد، چه الآن مىخواهید تصور کنید، چه دویست میلیون سال قبل را مىخواهید تصور کنید، چه دویست میلیون سال بعد مىخواهید تصور کنید، چه اصلاً مسئله را در عالم مثال ببرید، ارتباط بین خلائق و خالق را قطع کنید، هر کاری مىخواهید انجام بدهید، این وجود اطلاقى دو برنمىدارد. «کانَ الله و لم یَکن مَعه شیءٌ»! آقا این تنگ آب در دست راست من هست و لیوان هم در دست چپ من هست و این در کنار این است، «کانَ الله و لم یَکن مَعه شیءٌ» یعنى خدایى نبوده که در کنارش یک لیوان آب باشد، هرچه بوده همین تنگ آب بوده است، توجه کردید؟! هرچه بوده همین وجود أحدیة الذات بوده است، آن وجودى که در مقام هوهویت است، آن وجودى که در مقام وجود اطلاقى است، الآن چه تغییرى در آن پیدا شده است؟! «و الآن کما کان»!
پس این که امام کاظم مىفرمایند: «کانَ الله و لم یَکن مَعه شیءٌ و الآن کما کان»، این حقیقتِ «و الآن کما کان» که ما داریم الآن اشیاء خارجى را مىبینیم که متمایز از یکدیگرند، این تمایزى که مىبینیم همان تمایز در مقام أحدیة الذات است، همان است! پس عالم قضاء و قدر یکى شد! نه قضائى داریم و نه قدری! قضاء و قدر همه برداشته شد! یک حقیقت واحده است که آن حقیقت عبارت از أحدیة الذات است که آن أحدیة الذات الآن موجودٌ. نهاینکه قبلاً، آنطرفها، در صندوق، در افقها، در غیبها، در کهکشانها، سیاهچالها، ستارگان و سیارات برویم و ببینیم آنطرف چه بوده و هست! یک چیزى که در کیسۀ هیچ عطارى پیدا نمىشود! آنوقت اسم أحدیة الذات را روى آن بگذاریم و بعد خودمان را بکشانیم بیاوریم اینجا در این مَدرس خودمان را قرار بدهیم و جداى بتّى و انقطاع کلى از آن مقام ذات در اینجا براى ما پیدا بشود. حالا بگردیم ببینیم آنجا چه بوده و یک چیزهایى سرِ هم کنیم. نه آقاجان! همان مقام أحدیة الذاتى که این مقام براى ذات پروردگار ثابت بوده است، این مقام ثابت است! «بوده است» و «است» و «خواهد بود» از میان برداشته مىشود و یک واقعیت مىماند.
