اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت قضا و قدر الهی

تبیین وحدت اراده در مقام واحدیت و بطلان تقدم و تأخر

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضا و قدر الهی می‌پردازند و با نقد تصورات عامیانه و ناقص از این مبحث، بر این نکته تأکید می‌کنند که قضا و قدر به یک واقعیت ثابت و واحد بازمی‌گردد. ایشان با استناد به مبانی فلسفی و عرفانی، اثبات می‌کنند که در مقام ذات پروردگار، اراده‌ای ثانوی یا متأخر وجود ندارد و تمام سلسله مراتب وجود به نفس اراده واحده الهی ایجاد شده است. در ادامه، با تحلیل روایاتی همچون «کان الله و لم یکن معه شیء و الآن کما کان»، این حقیقت تبیین می‌شود که عالم هستی و مراتب آن، هم‌اکنون نیز در محضر پروردگار به همان نحوِ وحدت و بساطت موجود است. در نهایت، با اشاره به داستان‌هایی از اصحاب پیامبر و اولیای الهی، بر این نکته تأکید می‌شود که حقیقتِ عالم، هم‌اکنون پیش روی انسان است و آنچه نیاز است، کنار رفتن پرده‌های غفلت از دیدگان است.

حقیقت قضا و قدر الهی

4
  • این‌همه عکس می و نقش و نگارین که نمود***یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد1
  • حرف بیخود نزده است! عین واقعیت را در اینجا بیان مى‌کند و بهتر از این نمى‌تواند بگوید که وقتى شما مقام ذات را تعقل مى‌کنید، در هر رتبه‌اى از مراتب ذات که بخواهید تصور کنید؛ در هر رتبه و مرتبه و وهله‌اى که تصور کنید ذات داراى ارادۀ اولى در مقام واحدیت است و فاقد ارادۀ ثانیه و ثالثه و رابعه و هَلُمَّ جَرّا خواهد بود، این بطلان حقیقت ذات از آن مرتبۀ واجب الوجودى و صمدیت و مطالب دیگر می‌شود. بنابراین خیلى دسته‌بندى و مسلسل‌وار دارم جلو مى‌آیم تااینکه واقعیت مقام قضاء و مقام قدر مثل آب خوردن در اختیار همه قرار بگیرد.

  • جستجوی خدا در کنار خود!

  • مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مى‌فرمودند که ما کتاب الله شناسى را مى‌نویسیم، داریم خدا را از آنجا پایین مى‌کشیم و جلوى دست مردم مى‌گذاریم که بابا این خداست! این‌قدر دنبال چه مى‌گردید؟! این‌قدر دارید در غیب جستجوى او را مى‌کنید، جلوی شماست! ایرادى که به آقاى حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مى‌گرفتند چه بود؟! ایراد این بود که او خدا را همین‌طور بى‌پرده نشان مى‌دهد! خب نشان دادن مگر غیر از این است؟! مگر قرار بر این است که غیر از این باشد؟! حتماً باید یک غول بى‌شاخ و دمى باشد و در ده‌تا صندوق قفل شده باشد و یکى‌یکى آن را باز کنیم و حالا برسیم یا نرسیم؟! آمده‌اند براى ما خدا را ترسناک نشان داده‌اند؛ خداى مُخیف و ترسناک را به ما نشان داده‌اند و از ما توقع دارند که یک هم‌چنین خدایى را پرستش کنیم! خب خدایى را که در ده‌تا صندوق پنهان کرده‌اید و بر هرکدام یک قفلِ درِ خیبر زده‌اید، خب معلوم است موقعى که الله اکبر مى‌گویید و نماز مى‌خوانید چه حالى نسبت به آن خدا دارید! دیگر خدایى در مقابل خودتان نمى‌بینید تا با او مواجه بشوید! خدا در صندوق هست! خدا در عوالم غیب هست! خدا اینجا نیست! چه کسی را عبادت مى‌کنید؟! این‌طورى خدا را به مردم معرفى مى‌کنیم و مى‌گوییم که بیایید این خداست حالا برای او نماز بخوانید و الله اکبر و تکبیرة الإحرام بگویید.

    1. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 111.