اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت قضا و قدر در شب‌های قدر

تبیین جایگاه شب‌های نوزدهم، بیست‌ و یکم و بیست‌ و سوم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد برداشت‌های رایج و سطحی از مسئله قضا و قدر و شب‌های قدر می‌پردازند. ایشان با رد نگاه «مقدماتی» به شب‌های نوزدهم و بیست‌ و یکم، تأکید می‌کنند که هر سه شب، حقیقتِ شب قدر هستند و این تعدد شب‌ها، ناشی از تنازل مشیت الهی از مراتب کلی به عالم تعینات در طی شش مرحله یا شش دور است. در ادامه، ایشان با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، کیفیت تصرف ولایی اولیای الهی در عالم ماده را تبیین کرده و توضیح می‌دهند که چگونه اراده ولیّ خدا، بدون نقض قانون علیت، از مراتب عالیه بر عالم شهادت تأثیر می‌گذارد. در نهایت، با تبیین حقیقت واحد ولایت، این نکته روشن می‌شود که تعدد زمان‌ها و اعمال در شب‌های قدر، به معنای تعدد حقیقتِ تقدیر نیست، بلکه نشان‌دهنده استمرار یک حقیقت واحد در بستر زمان است.

حقیقت قضا و قدر در شب‌های قدر

4
  • من‌باب‌مثال وقتى شما پدرتان را که از دنیا رفته است در خواب مى‌بینید، اندازه‌اش را هم مى‌بینید، یک متر و هفتاد یا یک متر و هشتاد سانت بوده، محاسن داشته، رنگ صورت و خصوصیاتش را می‌بینید، پس معلوم است در مثال کیف و کم هم هست، اگر کم نباشد یک متر و هفتاد سانت نمى‌بینید، فرض کنید یک آدم را باید از اینجا تا عرش اعلىٰ در مثال مشاهده کنید! نه، مى‌بینید که همین جنبۀ مثالى هست، در مثالْ حرکت هست لذا می‌بینید جلو مى‌آید و نزدیک هست، در مثال وضع هست لذا می‌بینید نشسته یا ایستاده یا خوابیده است. این خصوصیات و اعراضى که ما در ماده مى‌بینیم، بعضى از اینها در مثال هم موجود هستند یعنى بر همان جوهر مثالى که نفس ناطقه در قالب مثال است، شما همین اعراض را مشاهده مى‌کنید، البته وزن در آنجا نیست و یک بحث دیگرى است. اما خصوصیاتى که در آنجا هست؛ جمع بین دو وضع که در اینجا مستحیل است که شخصى هم ایستاده باشد و هم نشسته باشد ممکن نیست ولى در آنجا مى‌بینید این قضیه وجود دارد. حرکت دَوَرانى از راست به چپ در اینجا منافى با حرکت دورانى از چپ به راست است ولى شما در عالم مثال دو حرکت دورانى مختلف در دو نقطۀ متقابل مى‌بینید.

  • این قضیه در عالم ماده به لحاظ خصوصیات ماده و جنبه‌اى که در ماده هست که ذاتى ماده [مى‌باشد] نمى‌تواند تحقق پیدا کند. ما نمى‌توانیم مایعى را در ماده تصور کنیم که مایع باشد ولى سیلان نداشته باشد مثل ماء، این نمى‌شود. اما همین‌که تصور ماء در اینجا مى‌شود سیلان هم همراه او ذاتى او خواهد بود، این از اعراض ذاتیه و لاینفک او خواهد بود.

  • در مسئلۀ عالم قضاء و قدر آن‌ طَورى ‌که براى او ﴿فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾ پیدا شده‌ ﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضَ وَمَا بَيۡنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾ مسئلۀ عالم ماده را در اینجا مطرح مى‌کند، گرچه ممکن است منظور از ﴿سِتَّةِ أَيَّامٖ﴾ همان‌طورى‌که بعضى از روایات به آن اشاره دارند، خود آسمان‌ها و زمین از نقطه‌نظر حیثیت ابداعى و تدریجى باشد یعنى منظور از سماوات این سماوات مادى نیست که ما مشاهده مى‌کنیم؛ آسمانِ ستارگان، آسمانِ سیارگان، آسمانِ کهکشان‌ها، آسمان‌هاى ثوابت و سیارات.