
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
تبیین جایگاه شبهای نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد برداشتهای رایج و سطحی از مسئله قضا و قدر و شبهای قدر میپردازند. ایشان با رد نگاه «مقدماتی» به شبهای نوزدهم و بیست و یکم، تأکید میکنند که هر سه شب، حقیقتِ شب قدر هستند و این تعدد شبها، ناشی از تنازل مشیت الهی از مراتب کلی به عالم تعینات در طی شش مرحله یا شش دور است. در ادامه، ایشان با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، کیفیت تصرف ولایی اولیای الهی در عالم ماده را تبیین کرده و توضیح میدهند که چگونه اراده ولیّ خدا، بدون نقض قانون علیت، از مراتب عالیه بر عالم شهادت تأثیر میگذارد. در نهایت، با تبیین حقیقت واحد ولایت، این نکته روشن میشود که تعدد زمانها و اعمال در شبهای قدر، به معنای تعدد حقیقتِ تقدیر نیست، بلکه نشاندهنده استمرار یک حقیقت واحد در بستر زمان است.
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
6از نظر برهانى مسئله روشن است که باید سنخیت بین ماده و مجرد، و بین معلول و علت برقرار باشد تااینکه علت، تأثیرگذارى کند و بخواهد آن ماده را به شکل ماده بودنش دربیاورد و تا سنخیت نباشد این انجام نمىشود. شما وقتى که هیزمى در دست بگیرید، این هیزم عبارت از خشب است و هیچ ارتباطى با نار ندارد، این از یک جنس است و آن از جنس دیگر است؛ اصلاً نار یک حقیقت و وجودى است که جنبۀ تجردى در او خیلى قوى است و وقتى به آن نگاه مىکنید با دست نمىتوانید آن را بگیرید، فقط با چشم مىتوانید نگاهش کنید؛ اگر بخواهید او را با دست بگیرید دستتان را مىسوزاند، اصلاً چیزى به دست اصابت نمىکند که بخواهید آن را در وضع قرار بدهید. بله! گرما و انرژى او را مىتوانید فشرده کنید و بعد بهصورت پتانسیلى که بخواهد جنبۀ مادى داشته باشد تبدیل کنید اما خودِ آن آتش مورد [وضع] قرار نمىگیرد و خیلى لطیف است، لذا به آن جسم لطیف گفته مىشود، نار جسم لطیف است!
عجیب این است که چطور خداوند متعال در خلقت آسمانها و زمین و کیفیت إعمال ولایت در این عالم، به نار و زجاجه و امثالذلک متشبّث شده است:
﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشۡكَوٰةٖ فِيهَا مِصۡبَاحٌ ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٖ مُّبَٰرَكَةٖ زَيۡتُونَةٖ لَّا شَرۡقِيَّةٖ وَلَا غَرۡبِيَّةٖ﴾.1
در اینجا آن مسئلۀ حقیقت بهعنوان یک اصل، تحقق پیدا مىکند و به شعله تبدیل مىشود که آن حقیقت اولىٰ قابل رؤیت نیست اما وقتى که تنازل پیدا مىکند ما آن را بنفش مىبینیم منتها این تصاعد است و حقیقتش تنازل است وقتى باز تنازل پیدا مىکند شما نارنجى مىبینید و در آخر دیگر دود مشاهده مىکنید که اگر اینجا باشد سقف و در و دیوار و دست را سیاه مىکند و آن مىشود: عالمِ ماده و عالمِ شهادت؛ یعنى همین واقعیت را خداوند در اینجا به این نحوه تمثّل زده است.
- . سوره نور (24) آیه 35. الله شناسی، ج 1، ص 25:
«خداوند نور آسمانها و زمین است. مَثَل نور او مانند چراغدان درونى دیوار بدون منفذ مىباشد كه در آن چراغ بوده باشد. آن چراغ در داخل شیشه و حبابى است (كه بر روى آن گذارده شده است) و آن حبابِ آبگینهاى گویا همچون ستارهاى درخشان است. آن چراغ برافروخته مىشود از مادّه زیتونىِ درخت بركت داده شده زیتون، كه نه نسبت با مشرق دارد و نه با مغرب. (بلكه در میان بیابان در زیر آسمان در حال اعتدال از خورشید و هوا و زمین بهره مىگیرد.)»
- . سوره نور (24) آیه 35. الله شناسی، ج 1، ص 25:
