اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد برداشت‌های رایج و سطحی از مسئله قضا و قدر و شب‌های قدر می‌پردازند. ایشان با رد نگاه «مقدماتی» به شب‌های نوزدهم و بیست‌ و یکم، تأکید می‌کنند که هر سه شب، حقیقتِ شب قدر هستند و این تعدد شب‌ها، ناشی از تنازل مشیت الهی از مراتب کلی به عالم تعینات در طی شش مرحله یا شش دور است. در ادامه، ایشان با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، کیفیت تصرف ولایی اولیای الهی در عالم ماده را تبیین کرده و توضیح می‌دهند که چگونه اراده ولیّ خدا، بدون نقض قانون علیت، از مراتب عالیه بر عالم شهادت تأثیر می‌گذارد. در نهایت، با تبیین حقیقت واحد ولایت، این نکته روشن می‌شود که تعدد زمان‌ها و اعمال در شب‌های قدر، به معنای تعدد حقیقتِ تقدیر نیست، بلکه نشان‌دهنده استمرار یک حقیقت واحد در بستر زمان است.

حقیقت قضا و قدر در شب‌های قدر

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد برداشت‌های رایج و سطحی از مسئله قضا و قدر و شب‌های قدر می‌پردازند. ایشان با رد نگاه «مقدماتی» به شب‌های نوزدهم و بیست‌ و یکم، تأکید می‌کنند که هر سه شب، حقیقتِ شب قدر هستند و این تعدد شب‌ها، ناشی از تنازل مشیت الهی از مراتب کلی به عالم تعینات در طی شش مرحله یا شش دور است. در ادامه، ایشان با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، کیفیت تصرف ولایی اولیای الهی در عالم ماده را تبیین کرده و توضیح می‌دهند که چگونه اراده ولیّ خدا، بدون نقض قانون علیت، از مراتب عالیه بر عالم شهادت تأثیر می‌گذارد. در نهایت، با تبیین حقیقت واحد ولایت، این نکته روشن می‌شود که تعدد زمان‌ها و اعمال در شب‌های قدر، به معنای تعدد حقیقتِ تقدیر نیست، بلکه نشان‌دهنده استمرار یک حقیقت واحد در بستر زمان است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت قضا و قدر در شب‌های قدر

13
  • تلمیذ: یک نقلى را در نور مجرد اخوى نقل کرده‌اند که با مرحوم آقا از حرم به جایى برمى‌گشتیم، ایشان دستشان را بلند کردند و گفتند: احاطه‌اى را که امیرالمؤمنین علیه‌السّلام دارند الآن من هم دارم، یعنى تسلط و احاطه‌اى را که ایشان داشته‌اند من هم دارم. این را براى یکى از رفقایى که به‌نحو دیگرى نسبت به ایشان فکر مى‌کرده است فرموده‌اند.

  • استاد: بله، همان است. اگر باشد همان است. البته بنده هم‌چنین چیزى نشنیده‌ام ولى یک چیزى از ایشان شنیده‌ام و آن این بود که شخصى در منزل‌ ایشان آمده بود ـ الآن هم حیات دارد ـ و از ایشان سؤال کرده که ارتباط شما با امام زمان چگونه است؟! آیا شما ارتباط با امام زمان دارید؟! آن شخص آدم مقدسى است و بندۀ خدا امام زمان را نفهمیده است و خیال کرده که یک اتاق خلوت و خالى و تاریکى هست مثل تاریک‌خانه‌ها، حتماً باید در یک وقت خاصى آنجا بروند و مخفیانه یک صحبتى یا پچ‌پچى بکنند و از آنجا دربیایند و بعد بگویند: آقا، این کار را بکنیم و آن کار را بکنیم و از این حرف‌ها و چرت‌وپرت‌هایى که تابه‌حال زیاد شنیده‌ایم. یک هم‌چنین سؤالى کرده است. این قضیه برای خیلى سابق است وقتى که در طهران بودند. صداى بچه‌ها از طبقه پایین مى‌آمد، بچه‌ها بازى و سروصدا مى‌کردند، ایشان گفتند: الآن شما احاطۀ مرا بر این بچه‌هایى که در این پایین هستند احساس مى‌کنید یا نه؟! منظور احاطۀ حضورى است. گفت: بله. گفتند: حضرت نسبت به من، این نحوه احاطه و ارتباط وجود دارد. البته این مطلب را براى آن شخص گفتند اما همان‌طورى‌که گفتم، مطلب خیلى بالاتر از این حرف‌هاست که جرئت گفتنش نیست! آن را من شنیده‌ام.

  • حقیقت واحده بودن ولایت در عین تعدد ظهور

  • اما آنچه را که ایشان [گفتند] اگر نقل درست باشد ـ چون بالأخره ما مطالب خلافى شنیده‌ایم که از ایشان از مرحوم آقا نقل شده است، حالا یا ناشى از عدم فهم بوده یا هرچه بوده است ـ اگر دقیقاً و عیناً به همین نحو بوده، این قضیه معنایش این است: همان‌طورى‌که ولایت، مسئلۀ ارتباط بین نفوس و بین مبدأ اعلىٰ و این واسطه هست، این ولایت حقیقت واحده است و این حقیقت واحده دو برنمى‌دارد، ما دو حقیقت نداریم بلکه یک حقیقت واحده است و ظهور آن حقیقت واحده در مظاهر مختلف متعدد است. یکى از آنها ظهورش، تجسّم در امیرالمؤمنین علیه‌السّلام است، یکى از آنها ظهورش در امام حسن، امام سجاد، امام جواد و الآن در امام زمان است. فرض کنید همین مسئله ظهورش الآن در من هست و آن اطلاع و اشرافى که باید یک ولىّ نسبت به یک فرد داشته باشد مثل امیرالمؤمنین، من دارم و این اشکالى ندارد و مسئلۀ خلافى نیست. یعنى همان‌طورى‌که اگر امیرالمؤمنین اینجا بیایند و شما در مقابلش بنشینید آیا مى‌توانید چیزى از او کتمان کنید؟! مى‌توانید از ایشان چیزى مخفى کنید؟! مى‌توانید بگویید که من فلان کار را دیشب نکردم؟! مى‌توانید بگویید که من دیروز فلان کار را نکردم؟! مى‌توانید بگویید که فلان حرف را من نزدم؟! نمى‌توانید بگویید. چرا نمى‌توانید؟! چون نسبت به نفس شما و کارهاى شما اشراف دارد؛ ولىّ خدا مى‌گوید: من هم همین هستم! آن حرفى را که او مى‌زند آن را من مى‌زنم. اگر امیرالمؤمنین مى‌گویند: سه چهارتا مى‌شود دوازده‌تا! حالا چون من ولىّ خدا هستم سه چهارتا مى‌شود نُه‌تا؟ نه، آن‌هم مى‌شود دوازده‌تا!

/ 0