اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت قضا و قدر در شب‌های قدر

نقش تحول نفسانی در تعیین سرنوشت سالانه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت رقم خوردن تقدیرات در شب‌های ماه مبارک رمضان می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی که قضا و قدر را امری بیرونی و جدا از اراده انسان می‌پندارند، بر این نکته تأکید می‌کنند که تقدیر الهی، در حقیقت بازتابی از تحولات و تغییرات نفسانی خودِ انسان است. استاد با بهره‌گیری از تمثیل عالم ثابتات و حرکت سیال زمان، توضیح می‌دهند که چگونه سالک با خروج از دایره انطباق با زمان و رسیدن به حالت تهیؤ و آمادگی، می‌تواند بر حوادث اشراف پیدا کند. در نهایت، ایشان شب‌های قدر را نه زمانِ ثبتِ جبریِ سرنوشت، بلکه فرصتی برای صیقل دادن نفس و ایجاد تغییرات بنیادین در وجود انسان معرفی می‌کنند که تا یک سال آثار آن در زندگی فرد جاری خواهد بود.

حقیقت قضا و قدر در شب‌های قدر

5
  • حالا اگر یک شخص از آن سرعت درآمد و بعد به بالا رفت؛ یعنى از این حرکت عرضى در یک ارتفاعى رفت و از آنجا نگاه کرد، دیگر با قطار حرکت نمى‌کند بلکه از بالا ثابت است ولى چیزهایى را که مسافرین این قطار مى‌بینند و دیده‌اند و بعد از ده دقیقه یا بیست دقیقه خواهند دید، همه را به یک لحظه مى‌بیند. هم مى‌بیند که الآن آنجا چیست و هم اینجا چیست و هم آنجا چیست، و هم آن چیزهایی را می‌بیند که قطار آنها را نمی‌بیند چون گذشته است مسافرین از هر واقعه‌ای گذشته‌اند و دیگر نمی‌توانند ببینند خودشان را هم بکشند نمی‌بینند چون آن پدیده و واقعه را رد کرده‌اند؛ همین‌ها خودشان را هم بکشند به آن واقعه‌اى که مى‌خواهند برسند، نخواهند رسید چون هنوز نرسیده‌اند؛ فقط اینها دارند روبرویشان را مى‌بینند ولى این شخص، هر سه واقعه را دارد باهم مى‌بیند! یکى آنکه گذشته‌اند و یکى اینکه الآن دارند مى‌بینند و یکى اینکه هنوز به آن نرسیده‌اند. چون او بالا آمده و در ثابتات رفت! یعنى او رفت در یک امر ثابتى قرار گرفت لذا این دیدگاه فیزیکى به یک دیدگاه متافیزیکى تغییر پیدا مى‌کند. حالا البته فیزیکی و متافیزیکى‌اش را ما داریم در اینجا مى‌گوییم ولى فعلاً هردوى اینها جنبۀ فیزیکالى و جنبۀ شخصى در اینجا دارد که دارد انجام می‌شود.

  • الآن همین حالتى که براى این شخص اتفاق افتاده است را براى این قطارِ زمان که دارد حرکت مى‌کند درنظر مى‌گیریم؛ الآن ساعت شش و نیم است و مى‌خواهد حرکت کند و به یک ربع به هفت برسد، بعد به هفت برسد. اینکه الآن قطار زمان دارد حرکت مى‌کند، بعضى‌ها هستند که از اینجا صاف بالا مى‌آیند و دیگر منتظر نیستند که همراه با زمان جلو بروند و ببینند که یک ربع به هفت در اینجا چه اتفاقى خواهد افتاد و یا در خیابان چه اتفاقى خواهد افتاد؟ یک ربع دیگر مانده است! الآن ساعت شش و نیم است و یک ربع دیگر مانده است، اینها وقتى که بالا آمدند همان‌طورى‌که براى ما دیگر امکان ندارد که قضایایى که در ساعت شش، نیم ساعت پیش بود را الآن ببینیم درحالى‌که دیدیم! شما ساعت شش اینجا بودید من تأخیر و تخلف کردم و دیرتر از شش آمدم! اما شما به نظم و قاعده مقیّد بودید. خب شما که در اینجا ساعت شش بودید یک مسائلی، مطالبی، صحبتی و حرکتی را دیده‌اید و مشاهده کرده‌اید و این مطالب الآن در ذهنتان هست اما فقط در ذهنتان هست، خودتان دیگر با آن مطالب درگیر نیستید و الآن در مرأى و منظر شما نیست چون زمان گذشته است و وقتى زمان گذشته شما دیگر نمى‌توانید دوباره آن را بگیرید، تمام شد! نیم ساعت گذشت، شما در این نیم ساعت قبلى دیدید. نیم ساعت بعد یا یک ربع بعدى را هم نمى‌توانید ببینید چون هنوز جلو نرفته‌اید.