
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
نقش تحول نفسانی در تعیین سرنوشت سالانه
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت رقم خوردن تقدیرات در شبهای ماه مبارک رمضان میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی که قضا و قدر را امری بیرونی و جدا از اراده انسان میپندارند، بر این نکته تأکید میکنند که تقدیر الهی، در حقیقت بازتابی از تحولات و تغییرات نفسانی خودِ انسان است. استاد با بهرهگیری از تمثیل عالم ثابتات و حرکت سیال زمان، توضیح میدهند که چگونه سالک با خروج از دایره انطباق با زمان و رسیدن به حالت تهیؤ و آمادگی، میتواند بر حوادث اشراف پیدا کند. در نهایت، ایشان شبهای قدر را نه زمانِ ثبتِ جبریِ سرنوشت، بلکه فرصتی برای صیقل دادن نفس و ایجاد تغییرات بنیادین در وجود انسان معرفی میکنند که تا یک سال آثار آن در زندگی فرد جاری خواهد بود.
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
2رویهمرفته مسائل مختلفى هست لذا بزرگان در این زمینه همیشه با تردید به این قضیه نگاه کردهاند و بعضى از افراد در مقام توجیه فرمودهاند که مقصود ائمه این بوده است که این قضیه را مردد نگه دارند تااینکه مردم بهواسطۀ تردید، همیشه در یک حالت تهیؤ باشند چون اگر مشخص شود و موعد متعین باشد، ممکن است افراد مسائل را به تسویف بگذرانند.
اهمیت حال انتظار و تردد برای سالک
فرض کنید که اگر صادق مصدَّقى بیاید به انسان بگوید که آقا سه سال دیگر در روز فلان، مرگ تو اتفاق خواهد افتاد. خب آدم مىگوید که حالا تا سه سال دیگر خدا بزرگ است! بعد هم مىدانیم که این واقعیت دارد. خلاصه حالا خیلى دربند اینوآن نباشیم و یک ماه مانده به اینکه فوت اتفاق بیفتد، دست بهکار توبه مىشویم، رفع و رجوع و حلالیت از این و از آن و خلاصه کارها را درست مىکنیم و براى رفتن آماده مىشویم. خب او این سه سال را به بطالت مىگذراند و سه سال از عمر خود را به تنبّه نمىگذراند. اما اگر به او گفته شود که از الآن تا سه سال دیگر، هر روز براى تو احتمالش هست [که فوت کنی] ممکن است فردا اتفاق بیفتد من نمیگویم، ولى مىدانم که سه سال بیشتر نیست. اگر کسى این را بگوید طبعاً حال انسان متفاوت است. ممکن است پانزده روز دیگر باشد یا یک هفتۀ دیگر باشد. این مسئله از کجا پیداست؟!
مىگویند که سالک همیشه باید روزگارش را در حال انتظار و تردد بگذراند؛ تردد نه به معناى شک بلکه به معناى آمادگى و تهیؤ براى سفر است که همیشه باید [باشد].
لزوم حالت تهیؤ برای مرگ در انسان
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مىفرمودند: وقتى شب سرتان را مىخواهید بر بالش بگذارید، باید اطمینانی نداشته باشید که فردا صبح سر از بالش و خواب بردارید! انسان باید با این حال باشد، یعنى حالش باید اینطور باشد، روزش را باید اینطور گذرانده باشد که هروقت آمدند گفتند: بسمالله! بگوید که بفرمایید، مطلب و مشکلى نیست! این را حالت تهیؤ مىگویند. نفس اینطور است، مگر براى افرادى که طبعاً از این مسائل رد شدهاند و این پلها را پشت سر گذاشتهاند و اصلاً جهانبینى آنها با سایر افراد تغییر پیدا کرده است. برای آنها حضور عندالله مهم است نه گذران این عمر و بعد هم درضمن یک آمادگى [کمی] براى حرکت، که آن خیلى اهمیت ندارد هست و آن حضور برای آنها از همه چیز مهمتر است.
