
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
تحلیل نقش ذهن در درک قضایای ثابت و متغیر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه دیدگاه و ذهنیت انسان در مواجهه با حقایق هستی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ذهن انسان واقعیتهای خارجی را میسازد یا تنها از آنها حکایت میکند. استاد با نقد این دیدگاه که ذهن، خالق واقعیت است، بر استقلال حقایق خارجی تأکید کرده و با مثالهای ملموس از زندگی روزمره، نشان میدهند که چگونه انسان حتی نسبت به اموری که هنوز در زمان محقق نشدهاند، حکم به ثبوت و استقرار میکند. این سیر استدلالی، مخاطب را به این نتیجه رهنمون میسازد که عالم ثابتات، حقیقتی است که در فطرت و نفس انسان حضور دارد، هرچند انسان به دلیل انس با عالم ماده و زمان، از این حقیقت غافل است. در نهایت، این بحث دریچهای را به سوی فهم عوالم غیب و درک این نکته میگشاید که تمامی عوالم وجود در نفس انسان منطوی است و آگاهی از آنها، نه یک پدیده جدید، بلکه بازگشت به حقیقتی است که پیشتر در نهاد آدمی وجود داشته است.
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
5پس معلوم مىشود که هم مادۀ ما جزو ثابتات است و هم مجردمان جزو ثابتات است و یک ثابت بیشتر نداریم و اگر حرکتى انجام بدهیم آن حرکت هم در ثابتات است. اگر الآن شما به رفیقتان بگویید که آقا از اینجا که مجلس بحث تمام شد، باهم به منزل برویم و یک چایى یا بستنى بخوریم یا ـ اللهم ارزقنا! ـ شربتى بخوریم، اینکه شما از اینجا بیرون مىروید، آیا حرکت مىکنید یا نمىکنید؟!
شماها چه مىگویید؟! دوندُرمه؟1 نه، عراقىها مىگویند. آهان بُوظَة! لبنانىها بُوظَة مىگویند! باید آدم [زبان] مختلف را یاد بگیرد والاّ یک جا برود نفهمد، همینطور بیر بیر نگاهش مىکنند، نمىشود دیگر!
خلاصه راجع به این مسئلۀ حرکت مىگویید که آقا بلند شوید به آنجا برویم، خودتان میگویید که آنجا برویم و حرکت کنیم، حرکت کنیم یعنى این مجلس را ترک کنیم و راهى را طى کنیم؛ مسافتى را طى کنیم و به منزل برسیم، آنجا نعمات الهیهای در فریزر هست و در فریزر را باز کنیم و برداریم بیاوریم. این حرکتى که دارد انجام مىشود آیا در زمان هست یا در زمان نیست؟! در زمان است ولى الآن شما این حرکت را مفروضُ الوقوع فرض کردید. این حرکت یک مسئلۀ مفروضُ الوقوع است، اگر این حرکت مفروضُ الوقوع و محتملُ الوقوع نبود شما نمىتوانید نسبت به آن حکم کنید و بگویید که آقا از اینجا ما قرارمان هست که بلند شویم و در منزل برویم و در آنجا یک ساعتى باهم بنشینیم، صفا کنیم! اینکه هنوز انجام و واقع نشده و ساعت هفت که تازه باید این مجلس را ترک کرد، هنوز نیامده است چطور شما از الآن حکم بر آن مىکنید که این انجام مىشود و به اهلبیتتان تلفن مىکنید که ما ساعت هفت مهمان داریم، چاى را دم کن یااینکه میوه را آماده کن؟ [درحالیکه] هنوز ساعت هفت نیامده، هنوز ساعت هفت و ربع نیامده و وقتى هفت و ربع نیاید، عدم است پس چطور شما این وسط به یک مسئلۀ عدم ترتیباثر دادید؟! ببینید! من آمدم همین را در مادیات پیاده کردم، مادیات و غیر مادیات همه را یکى کردیم و همه را شروع به ریختن در آش کردیم و بههم زدیم! اصلاً نه مجردى داریم و نه ماده، خیال همه راحت!
- . دوندُرمه: بستنی سنتی ترکیهای. (محقق)
