اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نسبت دیدگاه انسان با واقعیت‌های خارجی

تحلیل نقش ذهن در درک قضایای ثابت و متغیر

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه دیدگاه و ذهنیت انسان در مواجهه با حقایق هستی می‌پردازند. بحث با این پرسش آغاز می‌شود که آیا ذهن انسان واقعیت‌های خارجی را می‌سازد یا تنها از آن‌ها حکایت می‌کند. استاد با نقد این دیدگاه که ذهن، خالق واقعیت است، بر استقلال حقایق خارجی تأکید کرده و با مثال‌های ملموس از زندگی روزمره، نشان می‌دهند که چگونه انسان حتی نسبت به اموری که هنوز در زمان محقق نشده‌اند، حکم به ثبوت و استقرار می‌کند. این سیر استدلالی، مخاطب را به این نتیجه رهنمون می‌سازد که عالم ثابتات، حقیقتی است که در فطرت و نفس انسان حضور دارد، هرچند انسان به دلیل انس با عالم ماده و زمان، از این حقیقت غافل است. در نهایت، این بحث دریچه‌ای را به سوی فهم عوالم غیب و درک این نکته می‌گشاید که تمامی عوالم وجود در نفس انسان منطوی است و آگاهی از آن‌ها، نه یک پدیده جدید، بلکه بازگشت به حقیقتی است که پیش‌تر در نهاد آدمی وجود داشته است.

نسبت دیدگاه انسان با واقعیت‌های خارجی

7
  • مى‌گویید که آقا هر وقتی که پاسپورت را گرفتى و مى‌خواستى در فرودگاه بیایى آن موقع به من زنگ بزن. وقتى که در فرودگاه آمد و سوار طیاره‌ شد، زنگ مى‌زند که آقا آمدم. هان! الآن حالتان عوض شد. چرا عوض شد؟ درحالی‌که امر واقع یکى است! پس چرا حال شما عوض شد؟ چون در اینجا عدم بر نظر شما حاکم بود! چون عدم بر تصور و بر نفس شما حاکم بود، ترتیب‌اثر هم ندادید و همین‌طورى گرفتید نشستید دست روى دست [گذاشتید] و نگاه کردید. خب باید بفهمیم مى‌آید یا نمى‌آید و بالأخره تکلیف ما معلوم بشود که مى‌آید یا نمى‌آید تا بفهمیم که چه‌کار کنیم. این‌هم که الآن محتمل الوقوع است، شما مى‌بینید نسبت به آن ایستاده‌اید و توقف کرده‌اید. چون در دیدگاه و منظر شما عدم غلبه دارد، مى‌بینید ایستاده‌اید! اما اگر نه، مسائل از دیدگاه شما جنبۀ حضور و جنبۀ ثبوت دارد. صحبتى که مى‌کنید [به‌صورت] صحبت امر متحقق الوقوع و فعلیت پیدا کرده مى‌کنید. حرفى که با دیگران مى‌زنید: آقا امشب منزل تشریف بیاورید، فلان شخص هم مى‌آید.

  • حالا هنوز فلان شخص نیامده و سوار طیاره شده است اما نمى‌گویید که این طیاره یک وقت ممکن است از آن بالا ساقط بشود در فکرتان هم نمى‌آورید چون به‌طور معمول طیاره ساقط نمى‌شود البته خب در اینجا چرا! اینجا مثل اینکه فرق مى‌کند! [اینجا] اگر به [مقصد] برسد خیلى عجیب است! ولى به‌طور معمول [ساقط] نمى‌شود. البته این خیلى فواید دارد؛ ازجمله فوایدش این است که توکل انسان در اینجا [بالا می‌رود] در جاهاى دیگر این‌طور نیست! در کشورهاى دیگر انسان اصلاً توکل ندارد و غرق در مادیات است! اینجا هست که توکل انسان بالا مى‌رود! اینها همه‌اش به‌خاطر ایمان است‌ هان! جنبۀ توحید، جنبۀ توکل، جنبۀ اتکاء بر خدا و اتکاء بر قدرت خدا و ﴿أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓءَ﴾1 و ...

  • ما یک دفعه داشتیم از یک جا به جایى مى‌رفتیم و خلاصه افراد مختلفی در طیاره بودند؛ آن‌چنانى و ... هواپیما دچار حادثه‌اى شد و چرخش باز نشد و تکان‌هاى شدیدى هم داشت و چرخه داد و برگشت و خیلى طول کشید، آقا همین مردم‌ وقتى دیدند خطرى پیش آمد چنان صلوات مى‌فرستادند! حالا به عمرش هم یک صلوات نفرستاده! چنان از آن ته دل خدایا می‌گفتند و دعا می‌خواندند، اصلاً او شاید به عمرش یک یا‌الله هم نگفته است اما در آنجا وقتى که مى‌بیند خطر پیش آمد، انسان هوس مى‌کند! همۀ اینها براى چیست آقا؟! توکل آدم بالا مى‌رود! خب گاهى اوقات خدا نشان مى‌دهد، یک آیه‌اى نشان مى‌دهد که انسان خیلى به خودش نبالد، ننازد، گول نخورد، این دنیا گولش نزند و به این دنیا فریفته نشود، مادیات او را نگیرند و بگوید که نه آقا! یک چیزهاى دیگر هم این بالا هست. در اینجا [کشور ما] این مسئله خیلى قوى است! یعنى انسان واقعاً دیگر موحّد مى‌شود! اگر چند سال اینجا بماند اصلاً موّحد است و بالا رفته است و بقاء بعد از فناء هم پیدا کرده است!! فناء که سهل است بقاء هم پیدا کرده است!! علیٰ‌کلّ‌حال بگذریم، اینها همه از محسّنات مسئله است!

    1. . سوره نمل (٢٧) آیه ٦٢. روح مجرد، ص ٢٦٧:
      «یا آن کس که دعای بیچارگان و درماندگان را برآورده می‌کند ـ درصورتی‌که او را بخوانند ـ و گرفتاری و مضرّت را از آنان برمی‌دارد؟!»