
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
تحلیل نقش ذهن در درک قضایای ثابت و متغیر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه دیدگاه و ذهنیت انسان در مواجهه با حقایق هستی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ذهن انسان واقعیتهای خارجی را میسازد یا تنها از آنها حکایت میکند. استاد با نقد این دیدگاه که ذهن، خالق واقعیت است، بر استقلال حقایق خارجی تأکید کرده و با مثالهای ملموس از زندگی روزمره، نشان میدهند که چگونه انسان حتی نسبت به اموری که هنوز در زمان محقق نشدهاند، حکم به ثبوت و استقرار میکند. این سیر استدلالی، مخاطب را به این نتیجه رهنمون میسازد که عالم ثابتات، حقیقتی است که در فطرت و نفس انسان حضور دارد، هرچند انسان به دلیل انس با عالم ماده و زمان، از این حقیقت غافل است. در نهایت، این بحث دریچهای را به سوی فهم عوالم غیب و درک این نکته میگشاید که تمامی عوالم وجود در نفس انسان منطوی است و آگاهی از آنها، نه یک پدیده جدید، بلکه بازگشت به حقیقتی است که پیشتر در نهاد آدمی وجود داشته است.
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
10این حالت من که الآن این احساس را مىکنم حکایت از این مىکند که من که الآن با عالم ماده و عالم شهادت انس دارم، انس من با این عالم اقتضا مىکند که حکم ثابت بکنم ولو در زمانى که هنوز نیامده است. لذا مىبینم همین دیدگاه من در ساعت شش و 35 دقیقه که الآن هست با این نظر و طرز بینش من در ساعت شش و ربع یکسان است و سر مویى تفاوت نکرده است. فقط تفاوتش این است که مىگویم: هان! دیدى درست گفتم؟! این «هان دیدی درست گفتم» بهخاطر این است که آن موقع نمىتوانستم بگویم، الآن که ساعت شش و 35 دقیقه شده است مىتوانم بگویم که دیدى حرفم درست بود؟! البته بعضى اوقات درست درمىآید! همیشه اینطور نیست که حرف آدم غلط باشد! گاهى اوقات هم حرفهای درستی بین حرفهایش مىزند!
فقط معصوم علیهالسّلام است که همۀ حرفهایش درست است. همۀ حرفهای ما سه خط در میان یا چهار خط در میان یا پنج خط در میان یکىاش تا حدودى [درست] است! پس از اینجا متوجه شدیم مسئله به وقوع خارجى کارى ندارد. شما الآن دیدید که زمان گذشت ولى درعینحال این امر ثابت سر جایش ثابت بود. همین را نسبت به ساعت هفت مىگویید. الآن که ساعت شش و 37 دقیقه، تقریباً بیست دقیقه به هفت است باز دوباره مىگوییم که این ستون و این دیوار و این سقف در ساعت هفت هم همین است و تغییر نکرده است بااینکه هنوز ساعت هفت نیامده است! چرا چنین حرفى مىزنیم؟! بهخاطر اینکه این ماده را در خارج ثابت مىبینیم. اگر این ماده ثابت نبود و وجود ماده ـ مگر با گذشت زمان ـ معدوم بود، شما الآن از کجا مىگویید که ساعت هفت هم همین است؟! مگر یک تصور کشککى! بله آقا، چون تا حالا اینطور بوده پس لابد ساعت هفت همینطور [به همین وضعیت است!]
