
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
تحلیل نقش ذهن در درک قضایای ثابت و متغیر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه دیدگاه و ذهنیت انسان در مواجهه با حقایق هستی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ذهن انسان واقعیتهای خارجی را میسازد یا تنها از آنها حکایت میکند. استاد با نقد این دیدگاه که ذهن، خالق واقعیت است، بر استقلال حقایق خارجی تأکید کرده و با مثالهای ملموس از زندگی روزمره، نشان میدهند که چگونه انسان حتی نسبت به اموری که هنوز در زمان محقق نشدهاند، حکم به ثبوت و استقرار میکند. این سیر استدلالی، مخاطب را به این نتیجه رهنمون میسازد که عالم ثابتات، حقیقتی است که در فطرت و نفس انسان حضور دارد، هرچند انسان به دلیل انس با عالم ماده و زمان، از این حقیقت غافل است. در نهایت، این بحث دریچهای را به سوی فهم عوالم غیب و درک این نکته میگشاید که تمامی عوالم وجود در نفس انسان منطوی است و آگاهی از آنها، نه یک پدیده جدید، بلکه بازگشت به حقیقتی است که پیشتر در نهاد آدمی وجود داشته است.
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
11نه! [حضور این صحنه] را وجدان مىکنید و کشککى و همینطورى نیست! شما حضور این صحنه را بااینکه هنوز نیامده ولى در درونتان وجدان مىکنید، حضور این صحنه و حضور این ستون و حضور این در. حالا در مورد افراد اینطور نیست چون ممکن است یکى از افراد وسط بحث دلش درد بگیرد و بیرون برود اما ستون که دیگر دلش درد نمىگیرد که بیرون برود! اگر بخواهد برود سقف روى سر ما مىآید!! این ستون سر جایش هست. این درودیوار و اینها همه سر جایشان هستند. ما بر این ستون بیچاره و بر این سقف و بر این در، حکم ثابت مىکنیم درحالیکه ماده است. آیا مجرد است؟! نه، ماده است! چطور ماده ثابت مىشود؟! درحالىکه ما الان حکم ثابت مىکنیم و الآن قسم مىخوریم ساعت هفت هم همین خواهد بود و همین است. حالا یک وقتى تقدیر و مشیت خدا باشد و ما اطلاع نداشته باشیم، ما اصلاً روى آن حساب باز نمىکنیم! ما روی یک احتمالى که اصلاً آن احتمال عقلایى نیست [حساب باز نمیکنیم]. احتمال اینکه ساعت هفت اینجا خراب بشود؛ چند درصد است؟! یک در صد میلیارد هم نیست که بخواهد بمب به سرش بخورد، الحمدلله جنگى که فعلاً نیست که حالا بمب و موشک بیاید بخورد. بله! در زمان جنگ آدم که همینطور نشسته و دارد صحبت مىکند مدام سرش بالاست و گوشش به این است که آمد یا نیامد، این رادیو آژیر کشید یا نکشید! مدام در حال [اضطراب است] چون آن موقع احتمال عقلایى اینکه چیزی به سرش بخورد، هست و بوده. ما در همین قم بودیم، مدام مىآمدند و مىزدند و از این حرفها بود خب این در [آن زمان بوده است] اما الحمدلله حالا نه دیگر، الآن امن و امان است و همهچیز خوب و مرتب است و مسئلهاى نیست.
احتمال عقلایى که بیاید حکم به ثبوت و استقرار و فعلیت را از ما بگیرد یک همچنین احتمالی نیست. وقتى یک همچنین احتمالى نشد، نسبت به ماده همان حکمی را مىکنیم که نسبت به مجرد کردیم و هردو یکى مىشود.
