
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
تحلیل نقش ذهن در درک قضایای ثابت و متغیر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه دیدگاه و ذهنیت انسان در مواجهه با حقایق هستی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ذهن انسان واقعیتهای خارجی را میسازد یا تنها از آنها حکایت میکند. استاد با نقد این دیدگاه که ذهن، خالق واقعیت است، بر استقلال حقایق خارجی تأکید کرده و با مثالهای ملموس از زندگی روزمره، نشان میدهند که چگونه انسان حتی نسبت به اموری که هنوز در زمان محقق نشدهاند، حکم به ثبوت و استقرار میکند. این سیر استدلالی، مخاطب را به این نتیجه رهنمون میسازد که عالم ثابتات، حقیقتی است که در فطرت و نفس انسان حضور دارد، هرچند انسان به دلیل انس با عالم ماده و زمان، از این حقیقت غافل است. در نهایت، این بحث دریچهای را به سوی فهم عوالم غیب و درک این نکته میگشاید که تمامی عوالم وجود در نفس انسان منطوی است و آگاهی از آنها، نه یک پدیده جدید، بلکه بازگشت به حقیقتی است که پیشتر در نهاد آدمی وجود داشته است.
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
8چون حضور این مسئله بهنحو عادى در ذهن و دیدگاه ما ملموس و محسوس است، ما بر آن حکم ثابت مىکنیم و [میگوییم که] آقا امشب به منزل بیایید فلانى هم هست! هنوز که فلانى نیست! نمىگویید که آقا شما بیایید، شاید او بیاید! مىگوید که بابا ما را با شاید به خانهات دعوت نکن! بالأخره مىآید یا نمىآید؟ مىگویید که نه آقا او درون طیاره است و وقتى داشت راه مىافتاد به من زنگ زد. دو ساعت تا اینجا راه است و بعد هم از فرودگاه هم تا اینجا بیاید یکى دو ساعت دیگر مىرسد و مسئلهاى ندارد. إنشاءالله تأخیری هم در اینجا نیست.
علت بهکارگیری زمان گذشته برای قضایای روز قیامت در قرآن
شما تمام قضایایى را که هنوز اتفاق نیفتاده متحقق الوقوع فرض مىکنید. مگر در آیۀ قرآن هم نداریم؟! شما به قضایایى که مربوط به یوم القیامة است نگاه کنید، تمام آنها یا اغلب آنها یا اکثر آنها قریب به اتفاق با زمان گذشته [بیان شده است]: ﴿إِذَا وَقَعَتِ ٱلۡوَاقِعَةُ﴾1 نمىگوید: إذا تَقعُ الواقِعة ! ﴿إِذَا وَقَعَتِ ٱلۡوَاقِعَةُ﴾؛ یعنی وقتى که واقعه انجام شد و وقتى روز قیامت آمد و وقتى روز قیامت در خارج تحقق پیدا کرد. چرا ﴿إِذَا وَقَعَتِ﴾ مىگوید؟! به معنای چیست؟ به معناى تصحیح دیدگاه و منظر انسان است که انسان روز قیامت را یک مسئلۀ واقعى ببیند نهاینکه تصور کند خواهد شد! چون آن مسئله متحقق الوقوع است و شک در آن نیست و هیچ اشکالى در آن نیست و قطعاً به هزار قَسم این مسئله در روز قیامت انجام خواهد شد.
ارتباط بین دیدگاه ما با انس به عالم اسباب و مسبّبات
اینکه مىگوییم: انجام خواهد شد هم یک نوع مسامحۀ در تعبیر است والاّ انجام شده است ولى چون ما از نظر اُنسى از روز قیامت بعید هستیم این را انجام خواهد شد مىپنداریم. وقتى که اُنس ما به عالم اسباب و مسبّبات قوىتر بشود این «انجام خواهد شد» در ذهن ما به «انجام شد» چرخش مىزند! این برای عدم اُنس ماست. ما مىگوییم که روز قیامت خواهد آمد چون نسبت به آن مسائل دور هستیم و ادراک نکردیم اما آمدن رفیق در منزل را بهحسب ظاهر چون متحقق الوقوع مىبینیم میگوییم که بابا مىآید دیگر! آمد دیگر! آقا امشب به اینجا بیا. امشب او هم اینجا مىآید. هیچ نمىگوییم که آقا شاید بیاید! هنوز نیامده، هنوز زمان نیامده است. اگر زمان یک امرى بود که عدم را به وجود تبدیل مىکرد شما چطور حکم ثابت را بر یک واقعه و یک قضیه مىکنید؟! دیگر نباید بکنید! حکم بر یک امر عدمى و حکم بر یک امر مشکوک، در نفس و دیدگاه ما متفاوت است. وقتى که من نسبت به یک قضیه شک دارم اصلاً حرفى از آن نمىزنم. مىگویند که آقا مگر مجبورى اصلاً حرف بزنى؟! وقتی یقین پیدا کردى آن موقع حرف بزن. نمىگوییم؟! مىگوییم که آقا براى چه زود حرف میزنى؟! فلانى اصلاً حرف در دهانش نمىماند و تا یک چیزى به نظرش بیاید مىگوید! مىگویند که نه آقا، این قِسم صحبت کردن صحیح نیست! وقتى که بر تحقق یک شیء یقین پیدا کردى تازه اگر صلاح بود، آن موقع بگو. چیزى که هنوز انجام نشده و محتمل الوقوع است اصلاً براى چه آن را مطرح مىکنید؟! و در این مطرح کردن چه مسائلى را ممکن است بهوجود بیاورى! خودمان مىگوییم! در بین خودمان و عوام این مسئله به این صورت مطرح است.
- . سوره واقعه (56) آیه 1.
ترجمه: «هنگامی که آن واقعه بزرگ (قیامت) واقع میگردد.» (محقق)
- . سوره واقعه (56) آیه 1.
