
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
تحلیل نقش ذهن در درک قضایای ثابت و متغیر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه دیدگاه و ذهنیت انسان در مواجهه با حقایق هستی میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ذهن انسان واقعیتهای خارجی را میسازد یا تنها از آنها حکایت میکند. استاد با نقد این دیدگاه که ذهن، خالق واقعیت است، بر استقلال حقایق خارجی تأکید کرده و با مثالهای ملموس از زندگی روزمره، نشان میدهند که چگونه انسان حتی نسبت به اموری که هنوز در زمان محقق نشدهاند، حکم به ثبوت و استقرار میکند. این سیر استدلالی، مخاطب را به این نتیجه رهنمون میسازد که عالم ثابتات، حقیقتی است که در فطرت و نفس انسان حضور دارد، هرچند انسان به دلیل انس با عالم ماده و زمان، از این حقیقت غافل است. در نهایت، این بحث دریچهای را به سوی فهم عوالم غیب و درک این نکته میگشاید که تمامی عوالم وجود در نفس انسان منطوی است و آگاهی از آنها، نه یک پدیده جدید، بلکه بازگشت به حقیقتی است که پیشتر در نهاد آدمی وجود داشته است.
نسبت دیدگاه انسان با واقعیتهای خارجی
1درس هفتصد وپنجاه و هشتم
پاسخ به شبهۀ ایجاد شده در مسئلۀ قضا و قدر
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
منشاء پیدایش شبهات در مسئلۀ قضاء و قدر
خدمت رفقا عرض شد اشکال مهم و شبههاى که در مسئلۀ قضاء و قدر هست بهواسطۀ انس ما نسبت به طبیعیات و امور حسیه؛ تحقق قضاء و قدر در زمان و دوران گذشته است. این مسئله موجب پیدا شدن شبهه و اشکالات گوناگونى هم نسبت به ترسیم قضاء و قدر و هم کیفیت التیام این مسائل با ادلّۀ نقلیه از آیات و روایات است مثلاً در آیۀ شریفه ﴿وَإِذۡ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِيٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمۡ ذُرِّيَّتَهُمۡ وَأَشۡهَدَهُمۡ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ أَلَسۡتُ بِرَبِّكُمۡ قَالُواْ بَلَىٰ﴾1 تصور بر این است که ظهور بنىآدم به معناى پشتدرپشت و جنبۀ ماسبق نسبت به این عالم است و همینطور در روایاتى که در این زمینه هست.2
عدم تأثیر دیدگاه انسان در حقایق
در مسئلۀ قضاء و قدر [باید عرض شود] نفس ما نسبت به امور طبیعیه و طبعیه و عالم مُلک و شهادت، انس و الفت دارد و ادراک حقایق و عوالم مافوق براى او و نسبت اتصال او به آن عوالم قدرى مشکل مىنماید تااینکه بخواهد ذهن آشنایى پیدا کرده و یک نوع اقترابى در اینجا براى او حاصل بشود. از نظر ظاهر آن مثالى که زدیم ما را خیلى به این نکته نزدیک مىکند که دیدگاه انسان در حقایق هیچ تأثیرى ندارد بلکه حقایق خارجى برای خودش پروندۀ خاص خود را دارد و دیدگاه انسان نسبت به آن حقایق پروندۀ خاص خودش را دارد و نمىتوانیم با دیدگاه خودمان واقعیت خارجى را تکوّن ببخشیم بلکه با دیدگاه خودمان مىتوانیم خودمان را نزدیک یا متحد به آن واقعیت خارجى کنیم اگر آن دیدگاه و منظر دیدگاه صحیحى باشد.
قضاوت ما نشاندهندۀ میزان انطباق ما با واقعیت خارجى
فرض کنید که از یک واقعیتى که در خارج اتفاق مىافتد، شما مىبینید دو شخص پیش شما مىآیند و هردو گزارش این واقعیت را مىدهند؛ یکى مىگوید که فلان قضیهاى که اتفاق افتاد سر تا پا مسائل خلاف بوده و شخص در مقامِ توطئه و تبیین مسائل بر خلاف بوده است و یک نفر دیگر میآید و همین قضیهای را که هردو باهم دیدهاند، درست با 180درجه [اختلاف] به شما گزارش مىدهد که نه! این بسیار بسیار آدم خوبى بود و در حرفهایش صداقت داشت و از این نقطهنظر فرد بسیار صادق و صاف و بىغلّ و غش بوده است. ببینید! واقعیت خارجى یکى است؛ یا آن فرد، فرد دروغگو و متقلّب و کلک است یااینکه فرد صادق و صاف و بىغلّ و غش است، از این دوتا که خارج نیست. حرفى هم که از دهانش درآمده یک حرف بوده، دو نحو حرف که نزده است. دو نفر این واقعه را شنیدهاند، دو نفر این واقعه را دیدهاند، دو نفر نسبت به این واقعه قضاوت کردهاند و دو قضاوت مختلف ارائه دادهاند پس قضاوت ما واقعیت خارجى را عوض نمىکند بلکه فقط میزان انطباق ما را با این واقعیت خارجى حکایت مىکند نهاینکه بخواهد بیان کند.
- . سوره اعراف (7) آیه 172. الله شناسى، ج 2، ص 167:
«و یاد بیاور زمانى را كه پروردگار تو خارج ساخت از بنىآدم از پشتهایشان ذرّیّه و نسل آنها را، و ایشان را بر خودشان گواه گرفت كه آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: آرى» - . البته جلسۀ بعد که نمیتوانیم در تتمۀ همین مطلب عقلی ادامه پیدا کند اما در جلسات آینده اگر خدا بخواهد برای تمام شدن مسئله به ادلۀ نقلیه و مطالب شهودی هم طبعاً باید نسبت به آنها برسیم و إنشاءالله کیفیت جمع بین این دو مطلب در آنجا تمام خواهد شد.
- . سوره اعراف (7) آیه 172. الله شناسى، ج 2، ص 167:
