اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت علم الهی به حقایق هستی

نقد دیدگاه‌های رایج در باب قضا و قدر و علم به معدومات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله علم الهی و نسبت آن با حقایق خارجی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون قضا و قدر و مسئله «لف و نشر» آغاز می‌شود و با بررسی این پرسش کلیدی ادامه می‌یابد که آیا علم می‌تواند به معدوم تعلق بگیرد یا خیر. در ادامه، با تکیه بر شواهد تجربی و مشاهدات عرفانی، این نکته تبیین می‌شود که آنچه اولیاء الهی از آینده یا امور پنهان مشاهده می‌کنند، نه یک امر معدوم یا خیالی، بلکه حقیقتی موجود در وعاء خاص خود است. در نهایت، با رد انگاره جهلِ زمانی نسبت به ذات باری‌تعالی، این نتیجه حاصل می‌شود که علم الهی، علمی تفصیلی و همیشگی به تمام تعینات هستی است و خلایق در مراتب وجودی خود، همواره در محضر علم الهی قرار دارند.

تبیین حقیقت علم الهی به حقایق هستی

5
  • چگونگی خبر دادن امام معصوم از یک امر معدوم!

  • حالا سؤال بنده این است که اگر آنچه را که مورد مرآى و منظر افراد است و هنوز وجود خارجى پیدا نکرده و به دنیا نیامده است، چگونه آن را مشاهده مى‌کنند؟ امام رضا علیه‌السّلام وقتى که به مأمون مى‌فرمایند که یک بچه‌اى از تو به دنیا مى‌آید که «أشبه الناس بِأُمّه»1 است، هنوز نطفه‌اش بسته نشده و وجود خارجى پیدا نکرده است! چطور امام رضا از یک امر واقعى که هنوز معدوم است، خدا هم نمى‌تواند خبر بدهد؛ [خبر می‌دهد]؟! معدوم یعنى همین! نه من مى‌توانم خبر دهم و نه هر فرد دیگر چون العدمُ لا یُخبَر به و وقتى که عدم لا یُخبَر به است، آیا ذهن امام در اینجا یک فرزند خارجى را خلق کرده است؟! [مثلاً] حالا به آن قدرت امامت و ولایت و مسائل دیگر و آن چیزهایى که عقل ما نمى‌رسد، امام یک تصرفى کرده و کاری انجام داده است که بگوید من امام هستم و حالا ببینید آنچه را که مى‌خواهم همان خواهد شد! این‌طور است؟! یا نه! آن ولایت و مسائل امام رضا مربوط به خودش است و این یک امر طبیعى و عادى است. کارى که امام رضا انجام داد، بچه مکتبى‌هاى امام رضا انجام می‌دهند! امام که به این چیزها کار ندارد، اینها یک امر عادى است. بنده خودم خیلى از این موارد را از بسیارى شنیده‌ام که شخص از چیزى که هنوز وجود خارجى پیدا نکرده است خبر مى‌دهد.

  • لزوم وجود یک امر خارجی جهت اطلاع بر آن!

  • بنده در یک مجلسى بودم و یک شخص نازا که هم خودش ایراد داشت و هم عیالش ایراد داشت و پزشکان هم گفته بودند که امکان ندارد این شخص فرزنددار بشود [حضور داشت]! یک پیرمرد روشن‌ضمیری بود، یک سیب را گرفت و گفت: همه یک حمد بخوانند و به آن شخص بدهند، آن شخص هم خورد. گفت: یک بچه‌اى از تو متولد می‌شود که دختر است و این خصوصیات را دارد، اسمش را فاطمه مى‌گذارى! نُه ماه بعد [بچه به دنیا آمد]، عین آنکه او گفته بود! بنده با چشم خودم دیدم. خب اینکه نه امام رضا علیه‌السّلام بود و نه ولایت امام رضا را داشت، او که دیگر امام است و حسابش جداست. عین آنچه را که گفت اتفاق افتاد، اسمش را هم فاطمه گذاشتند و آن شخص الآن هم زنده است و چندتا بچه هم دارد.

    1. عیون اخبار الرضا علیه‌السّلام، ج 2، ص 34.