اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین علم الهی به اعیان خارجی

تفاوت علم حصولی و علم حضوری در ذات باری‌تعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین نحوه تعلق علم خداوند به موجودات و اعیان خارجی می‌پردازند. بحث با نقد تشبیه علم الهی به علم حصولیِ انسان آغاز می‌شود؛ چرا که در علم حصولی، عالم همواره با معلومِ خارج از ذات خود مواجه است و این امر مستلزم تغییر و تحول در نفس عالم است. در ادامه، با بررسی مثال‌های عرفی مانند خطاطی و نقاشی، تفاوت میان اراده‌های متعدد انسانی و اراده واحده الهی تبیین می‌گردد. استاد با استناد به مبانی حکمی و روایی، اثبات می‌کنند که علم خداوند به مخلوقات، از سنخ علم حضوری است که در آن، تمام حقایق هستی با وجود عینی و شخصی خود نزد ذات حق حاضرند. این نگاه، کلید فهم مسائلی همچون بداء، قضا و قدر الهی است و نشان می‌دهد که در ساحت ربوبی، هیچ‌گونه جهل، تغییر یا تقدم و تأخر زمانی راه ندارد.

تبیین علم الهی به اعیان خارجی

1
  • درس هفتصد و شصتم

  • ادامۀ بحث تعلق علم بارى به اعیان خارجى‌

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • اقسام علم حصولی

  • در ادامۀ بحث تعلق علم بارى به اعیان خارجى در اینجا باید عرض کنیم که دو نحوه علم براى تحقق معلوم در ذات عالِم متصوّر است. با آن انسى که ما نسبت به اکتسابیات و علم حصولى که براى ما پیدا شده است معمولاً آن علم را به‌واسطۀ اطلاع عالِم از یک امر خارج از ذات خود تلقّى مى‌کنیم و حالا نسبت به ذات بارى یک‌قدری از آن علم حصولى که براى ما حاصل مى‌شود پا را فراتر مى‌گذاریم؛ یعنى نهایت هنرى که از ما ساخته است این است که هم‌چنان‌که در علم حصولى، عالم اطلاع بر یک امر خارج از ذات خود پیدا مى‌کند مثلاً کتاب را باز مى‌کند یک صفحه از این کتاب مى‌خواند، این کتاب یک چیزى خارج از اوست و ارتباطى به او ندارد یااینکه چشم باز مى‌کند و یک فردى را در بیرون مشاهده مى‌کند و این ربطى به او ندارد، دارد مى‌بیند یااینکه یک کارى انجام مى‌دهد و بعد از اینکه آن کار انجام شد اطلاع پیدا مى‌کند. باز آن عمل خارجى ارتباطى با او ندارد گرچه زائیدۀ اوست ولکن یک امرى خارج از او و خارج از این محیط و خارج از این دایرۀ وجودى اوست؛ اینها همه علم‌هاى حصولى است یا این‌طور است یااینکه همان حقیقت ذهنیه و همان حقیقت نفسیه، به عبارت دیگر همان وجود ذهنى در اینجا صورت خارجى پیدا مى‌کند. وقتى که یک خطاط شروع به نوشتن مى‌کند و قلم را در دست مى‌گیرد و در مرکب و دوات مى‌زند و شروع مى‌کند، کشیدن شین یا دندانه‌اى که دارد به سین مى‌دهد یا این حرکتى که به یاء مى‌دهد برطبق همان حرکت نفسى و وجود نفسى و ذهنى اوست که دارد انجام مى‌دهد. این‌طور نیست که در وجود ذهنى و وجود نفسى او یاء به‌سمت چپ گردش پیدا کند و او در موقع نوشتن به‌سمت راست بگرداند؛ یعنى مخالف با آن وجود ذهنى و با آن معلوم ذهنى که همان وجود ذهنى است که کیفیت خط و کیفیت رسم‌الخط است بیاید و این مسئله را انجام بدهد. قطعاً این کار انجام نمى‌شود ولى درعین‌حال آن شیء خارجى وقتى که تحقق خارجى پیدا مى‌کند شما نگاه مى‌کنید و مى‌بینید که حال خطاط با قبل از نوشتن فرق مى‌کند. قبل از نوشتن، در خود استعداد براى خلق و به‌وجود آوردن آن مشق و آن خط را داشت. وقتى که او را در خارج و در کاغذ پیاده مى‌کند، یک حالش مى‌گوید که هان! این همانى است که مى‌خواستم؛ یعنى این نبوده و حالا بود شده است. باز این علم حصولى است، یعنى نسبت به یک معلوم خارجى علم پیدا مى‌کند که منطبقٌ علیه این علم که همان معلوم بالذات هست و در نفس او انطباق دارد با همان معلوم بالذات قبل از نوشتن منطبق است؛ یعنى مى‌گوید که مى‌بینم این درست مثل و عین آنچه که در ذهن خودم نقش بسته بود و در ذهن خودم آن رسم قرار داده شده بود، است. یااینکه مى‌گوید که نه، فرق مى‌کند؛ یعنى احساس مى‌کند آنچه را که مى‌نویسد با آنچه که در ذهن خود [تصور کرده] تفاوت مى‌کند و مى‌گوید که یکى دیگر بنویسم، دوباره آنچه که مى‌خواهم نشد؛ یعنى یک چیز دیگر در ذهنش هست اما حالا دستش لغزشى پیدا کرده یا حواسش پرت شده‌ و آنچه ‌که مى‌خواست نشده است.